عبا، یادگار یک دیدار ناتمام!

یادگار یک دیدار ناتمام...بعضی عباها را نمی‌شود بر دوش انداخت؛باید بر دل گذاشت...این عبا قرار بود با دست‌های متبرک خود او، به شانه‌های حاج صادق آهنگران برسد؛قرار بود دستی که سال‌ها برای عزت این خاک دعا کرد،پارچه‌ای را به مردی بسپارد که سال‌ها با حنجره‌اش، حماسه را در گوش تاریخ خوانده بود.اما شهادت، ناگهان میان دو دست، فاصله انداخت؛و دیدار را از زمین گرفت و به آسمان برد.امشب، در رواق «کشوردوست»، نزدیک آن خاک مقدسی که مقتل امام شهید را در آغوش گرفته است، عبا به حاج صادق رسید؛اما چه تلخ است هدیه‌ای که صاحب دست‌هایش دیگر نیست...انگار عبا، امشب فقط یک عبا نبود؛رد شانه‌های مردی بود که رفت،بوی یک دیدار ناتمام بود،و نامه‌ای بود که مُهر شهادت بر پیشانی‌اش خورده بود.حاج صادق عبا را بر دوش گرفت؛و گویی یک عمر خاطره بر شانه‌هایش نشست.همان حنجره‌ای که روزی در سنگرها، نام شهیدان را فریاد می‌زد،امشب باید خاموش‌تر از همیشه، سنگینی یاد یک شهید را تاب می‌آورد.چه رسم غریبی دارد روزگار...گاهی آن‌که باید هدیه بدهد، خودش هدیه آسمان می‌شود؛و آن‌چه باید از دستی به دستی برسد،از دل شهیدی به دل یک امت می‌رسد.امشب، عبا به حاج صادق رسید؛و با حقیقتی روشن...
۲۰ MB
22:20 - 3 مهر 1405

13٫9k بازدید