امروز پس از گذشت سالیان نه چندان دور از فراز و فرود پرونده هستهای ایران که پیش روی افکار عمومی قرار دارد، صرفاً یک اختلاف فنی یا حقوقی نیست؛ بلکه روایتی از نسبت قدرت، استقلال و اراده ملتها در جهان هست؛تجربه دو دهه گذشته نشان داده که هرگاه یکی از بهانهها رنگ باخته، بهانهای دیگر بر همان مدار پدید آمده ؛ گویی مسئله، نه فناوری هستهای، بلکه اصل ایستادگ ملتی است که خواسته است بر پای خویش بایستد و مسیر پیشرفت را مستقل از اراده قدرتهای مسلط دنبال کند.در این میان، آنچه بیش از همه تأملبرانگیز و قابل توجه می باسد، تفاوت آشکار میان ادعاها و واقعیتهاست!!!کشوری که گستردهترین نظارتها و بازرسیها را پذیرفته، همچنان در معرض اتهام و فشار قرار می گیرد؛ اما دارندگان واقعی زرادخانههای هستهای، یا از دایره پرسش بیرون ماندهاند و یا از حاشیه امن ملاحظات سیاسی برخوردارند.امروز دیگر کمتر کسی تردید دارد که منازعه موجود را نمیتوان تنها در چارچوب چند سانتریفیوژ، چند گزارش فنی یا چند نشست دیپلماتیک تفسیر کرد. در پس این غبار سیاسی، واقعیتی است اینکه ایران مستقل و مقتدر، صرفنظر از موضوع هستهای، به دلیل ظرفیتهای تمدنی، علمی، ژئوپلیتیکی و نفوذ منطقهای خود، به یکی از مهمترین متغیرهای معادلات جهانی تبدیل شده.ازهمین رو، بازخوانی تجربههای گذشته و ارزیابی دقیق تعهدات و هزینهها، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی ملی است. تاریخ گواهی خواهد داد که حقیقت را نمیتوان پشت دیوارهای تبلیغات پنهان کرد؛ همانگونه که اراده ملتها را نیز نمیتوان با فشار، تحریم و تهدید به زانو درآورد. آنچه ماندگار است، استقلالی است که با آگاهی حفظ شود و عزتی است که با بصیرت پاس داشته گردد.
00:04 - 17 خرداد 1405