@zapafars12 دی 1404یک چیزهایی از زبان یک خارجی ( ویلیام داگلاس آمریکایی و استفانی کرونین و .. ) نوشته و نقل قول هایی هم از کسانی شده ولی به نظر شخصی من یک جورهایی بعضی قسمتها با عقل کلا جور در نمیاد. حالا دیگر خوانندگان چطوری میبنید قضیه را و من نمیدانم.
@zapafars12 دی 1404در پاسخ بهاو ورقه آهن بزرگی داشت. این ورقه را داغ کرد تا قرمز شد. او به افرادش دستور داد که یکی از لرها را بیاورند. دو سرباز هر کدام یک سمت اسیر را نگه میداشتند.سرباز سوم با شمشیری پشت سر اسیر قرار میگرفت. کلنل فرمان میداد. سرباز شمشیردار، شمشیر میزد. آنگاه که گردن اسیر قطع میشد، کلنل فریاد میزد «بُدو!…نمایش بیشتر