توقف «تمرکزگرایی در تبلیغات محیطی» و احیای خلاقیتهای مردمی در مناسبات
در سالهای اخیر، شاهد هستیم که در مناسبتهایی نظیر اعیاد مذهبی (مثل جشن غدیر) یا راهپیماییهای ملی، تمامی بنرها، شعارها، پرچمها و محتواهای بصری از یک مرکز واحد طراحی و توزیع میشود. این رویکرد «بالا به پایین» (Top-down) باعث شده تا فضای شهرها شکلی مکانیکی و کلیشهای به خود بگیرد. وقتی همه چیز از قبل آماده و تزریق شود، فرصت بروز ذوق، سلیقه و خلاقیت از تودههای مردم، محلات و گروههای خودجوش سلب میشود و رویدادهای مردمی به «پروژههای اداری» تبدیل میشوند. از منظر علوم رفتاری، مفهومی به نام «احساس مالکیت روانی» (Psychological Ownership) وجود دارد؛ یعنی انسانها به چیزی تعلق خاطر پیدا میکنند که خودشان در خلق آن نقش داشته باشند. وقتی تمام شعارها و بنرها از یک مرکز میآید، شهروند خود را «تماشاچی» میبیند و تصور میکند مسئولیت برگزاری صرفاً با حاکمیت است اما اگر مردم اجازه داشته باشند با دستنوشتهها، طراحیها و ایدههای خود به میدان بیایند، حس مشارکت، مسئولیتپذیری و پویایی اجتماعی جایگزین رخوت فعلی خواهد شد. پیشنهاد میشود نهادهای متولی به جای صرف بودجههای کلان برای تولید انبوه اقلام یکسان، صرفاً زیرساختها (مثل نصب سازههای خالی یا اختصاص فضا) را فراهم کنند و اجازه دهند خانوادهها، مساجد محلی، مدارس و تشکلهای کوچک، با زبان و هنر خودشان به فضاسازی بپردازند.
