قحطی بزرگ و مسئولین واداده
#قحطی_بزرگ در ایران سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ شمسی (جنگ جهانی اول)، یک رویداد اقلیمی یا خشکسالی ساده نبود؛ بلکه بزرگترین نسلکشی تاریخی و هولاکاست علیه ملت ایران توسط قدرتهای استعمارگر و با همکاری حلقهای از مسئولین #بی_کفایت، #نفوذی و #غربزده بود که غیرتی برای حفظ استقلال کشور نداشتند.در حالی که ایران اعلام بیطرفی کرده بود، نیروهای اشغالگر (انگلیس و روسیه) ایران را به انبار تدارکات جنگی خود تبدیل کردند.#سیاست آنان ساده و بیرحمانه بود:_غارت منابع: خرید انبوه گندم و جو از دهقانان و سودجویان ایرانی توسط ارتشهای اشغالگر برای تغذیه سربازان خود._محاصره اقتصادی: جلوگیری از ورود مواد غذایی و مایحتاج از مرزهای آبی و خاکی به ایران.در حالی که مردم ایران در خیابانها از گرسنگی جان میدادند، انبارهای ارتشهای اشغالگر پر از غلات ایرانی بود. این قحطی ساختگی، پروژهای برای حذف فیزیکی بخش بزرگی از جمعیت ایران و شکستن کمر #مقاومت ملی یک ملت با اصالت بود.این فاجعه تنها محصول زورگویی بیگانگان نبود؛ بلکه محصول فقدان حکمرانی مقتدرانه و پالس های ضعف کسانی بود که در رأس کار بودند:●مسئولین واداده: آن دسته از حکام و نخبگان سیاسی که به جای تکیه بر مردم و مقاومت، نگاهشان به دهان قدرتهای خارجی بود. آنها با توهم #مذاکره و #دیپلماسی، به دشمن اجازه نفوذ دادند و #امنیت_غذایی کشور را در پای امیال استعمارگران قربانی کردند.●خلاء اراده: آنان تصور میکردند با لبخند زدن به شیطان، میتوانند از شرش در امان بمانند. این سادهلوحی غربزدها، دقیقا" همان چیزی بود که راه را برای اشغال ایران و مرگ میلیونها ایرانی هموار کرد.خطای راهبردی برخی جریانات در طول تاریخ ایران، تصور تغییر ماهیت استعمار بوده است 21:19 - 19 مهر 1405