وعده خدا یا کدخدا
تاریخ و آینده ملتها با وعدههای فریبنده ساخته نمیشود؛ با انتخابهای راهبردی ساخته میشود. هر ملتی در بزنگاههای تاریخی باید میان دو مسیر تصمیم بگیرد: توکل و اعتماد به وعده و نصرت الهی یا وابستگی و فریب ،وعدههای قدرتهای سلطهگر.کدخدا تکیهگاهی ناپایدار از منظر سیاسی؛ قدرتهای بزرگ بر پایه منافع ملی خود عمل میکنند، نه بر اساس خیرخواهی برای ملتهای دیگر. وعدههای آنان تا زمانی معتبر است که با منافعشان تعارض نداشته باشد؛ ازاینرو، معمولا" مشروط، تغییرپذیر و قابل بازگشت است.کشوری که اقتصاد، فرهنگ،امنیت و آینده خود را به اراده قدرتی بیرونی گره بزند، استقلال تصمیمگیری خود را از دست میدهد. در چنین وضعی، وعده جای واقعیت را میگیرد و #رفاه_عاریتی با #پیشرفت_پایدار اشتباه گرفته میشود. این همان چرخهای است که میتوان آن را #آربیتراژ_استعماری نامید: انتقال منافع و ظرفیتهای ملی در برابر امتیازهایی محدود، موقت و ناپایدار.وعده خدا مشروط به ایمان و عمل؛ وعده نصرت الهی، وعدهای برای تنبلی، انفعال یا بیتدبیری نیست. وعدهای است که با ایمان، مجاهدت، صبر، عدالت و اقدام مسئولانه تحقق مییابد. خداوند میفرماید:🌴يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ ای مؤمنان، اگر خدا را یاری کنید، او نیز شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میسازد.(محمد،۷)یاری خدا به معنای یاری دین، حق، عدالت و جبهه مستضعفان است؛ و نصرت الهی از مسیر اراده، تلاش، سازماندهی، علم، تولید، مقاومت و اصلاح درونی جامعه میگذرد. قرآن کریم همچنین میفرماید: 🌴وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ و قطعا" خدا کسانی را که او را یاری میکنند، یاری خواهد کرد؛ زیرا خدا نیرومند و شکستناپذیر است(حج،۴۰) بنابراین، وعده الهی با قانونمندی و سنتهای الهی همراه است: ایمان بدون عمل کافی نیست، و مقاومت بدون تدبیر نیز به نتیجه مطلوب نمیرسد.نسخه های شفابخش نیازمند عمل منظم و مداوم است با چاشنی اعتماد و توکل. ایستادگی و خوداتکایی آسان نیست. ساختن اقتصاد مستقل، اصلاح حکمرانی، مبارزه با فساد، تقویت تولید، حفظ ارزش پول ملی و انتصاب مدیران شایسته، همگی زحمت، صبر و هزینه میطلبد؛ اما این هزینه، بهای استقلال و عزت است و پایان آن میتواند رفاه پایدار و اقتدار ملی باشد.در مقابل، تسلیم و وابستگی ممکن است در کوتاهمدت آسانتر به نظر برسد؛ اما اگر سازش به معنای واگذاری اختیار، پذیرش تحمیل و چشمدوختن به بیگانگان باشد، نتیجه آن چیزی جز تضعیف اراده ملی و وابستگی بیشتر نخواهد بود. دیپلماسی عزتمندانه میتواند ابزار تأمین منافع باشد، اما دیپلماسی التماسی و اعتماد سادهلوحانه به وعدههای بیگانه، کشور را از قدرت چانهزنی محروم میکند.خداوند بدقول نیست؛ اما وعده نصرت او، انسان را از مسئولیت بینیاز نمیکند. نصرت الهی در میدان ایمان و عمل، صبر و بصیرت، علم و مجاهدت آشکار میشود.دو گانه واقعی همین است:سختی ایستادن بر پای خود یا آسانی تکیه بر دیگران؛ رنج سازندگی برای رسیدن به عزت یا آسودگی موقت وابستگی برای گرفتار شدن در ذلت.انتخاب ما امروز ساده است: یا سختی ایستادن بر روی پای خود را بپذیریم و طعم شیرین اقتدار را بچشیم، یا راحتی نشستن زیر سایه دیگران را بپذیریم و در نهایت، تلخی ذلت و وابستگی را تجربه کنیم.
08:35 - 22 شهریور 1405