زندگی کوتاهی که خاطرات ماندگار دارد

همسر معلم شهید احمد جعفری از روستای سوته فریدونکنار هنگام شهادت همسرش حدود ۲۰ سال داشت از زندگی مشترک کوتاهی روایت می‌کند که با محبت به خانواده، تلاش برای پیشرفت دانش‌آموزان و خدمت به مردم گره خورده بود؛ خاطراتی که پس از سال‌ها همچنان در ذهن او زنده است.
به گزارش خبرگزاری فارس از فریدونکنار، بعضی آدم‌ها حتی در فرصت کوتاه زندگی خود، اثری ماندگار از خود به جا می‌گذارند؛ ردپایی که سال‌ها بعد در خاطرات خانواده، اشک‌های شاگردان و روایت مردمی که طعم مهربانی‌شان را چشیده‌اند، همچنان زنده است.معلم شهید احمد جعفری اهل روستای سوته فریدونکنار از همین انسان‌ها بود؛ معلمی جوان که مسئولیت آموزش دانش‌آموزان را با دغدغه خدمت به مردم پیوند زده بود و باور داشت رسالت معلمی تنها به کلاس درس محدود نمی‌شود.در هفته ایثار و شهادت در فریدونکنار، پای صحبت‌های ربابه واحدی همسر این معلم شهید نشستیم تا از زندگی مردی بشنویم که اگرچه فرصت چندانی برای زندگی مشترک نداشت، خاطرات و منش او پس از سال‌ها همچنان در ذهن اطرافیانش زنده است.
عاشقانه همسر شهید

دلم نیامد مانع رفتنش شوم

همسر معلم شهید محمدتقی فتحی با روایت روزهای دلتنگی و ایثار در دوران دفاع مقدس می‌گوید: با وجود عشق عمیق به همسرش، مانع رفتن او به جبهه نشد و امروز پس از سال‌ها فراق، تنها آرزویش عاقبت‌به‌خیری در مسیر شهداست.

نمایش گزارش

زندگی کوتاه، خاطرات ماندگار

ربابه واحدی با یادآوری روزهای آغاز زندگی مشترکشان می‌گوید: سال ۶۲ با شهید احمد جعفری ازدواج کردیم و حاصل این ازدواج دو دختر به نام‌های راضیه و مرضیه است.او که هنگام شهادت همسرش حدود ۲۰ سال داشت از مردی یاد می‌کند که منظم، خوش‌اخلاق و خانواده‌دوست بود و در کنار محبت به همسر و فرزندانش به پدر و مادر خود نیز علاقه فراوانی داشت.به گفته واحدی، شهید جعفری کمک به پدر در کار کشاورزی را وظیفه خود می‌دانست و همواره تلاش می‌کرد در انجام مسئولیت‌های خانوادگی، اجتماعی و دینی پیش‌قدم باشد.او همچنین به یاد می‌آورد که همسرش بارها بر تربیت صحیح فرزندان تأکید می‌کرد و از او می‌خواست برای آینده دخترانشان تلاش کند؛ توصیه‌هایی که پس از شهادت همسرش، معنایی عمیق‌تر برای او پیدا کرد.

معلمی که پیشرفت دانش‌آموزان دغدغه‌اش بود

شهید احمد جعفری در دوران خدمت خود به دلیل کمبود نیروی آموزشی، مسئولیت تدریس در کلاس‌های اول، سوم و پنجم را بر عهده داشت و برای پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزانش اهمیت زیادی قائل بود.همسر شهید با اشاره به حساسیت او نسبت به وضعیت تحصیلی دانش‌آموزان می‌گوید که احمد جعفری معتقد بود فرزندان باید قدر زحمات پدران خود را بدانند؛ پدرانی که در زمین‌های کشاورزی کار می‌کنند تا فرزندانشان بتوانند درس بخوانند و آینده بهتری داشته باشند.او به ساعات رسمی مدرسه اکتفا نمی‌کرد و برای تقویت بنیه علمی دانش‌آموزان خارج از کلاس نیز وقت می‌گذاشت.به گفته واحدی شهید جعفری در دوران خدمت خود به‌عنوان معلم نمونه نیز انتخاب شده بود اما دلبستگی او به دانش‌آموزان تنها به آموزش محدود نمی‌شد و تلاش می‌کرد همراه و پشتیبان آنان باشد.

خدمت به کشاورزان پیش از مدرسه

یکی از خاطرات ماندگار همسر شهید، به روزهایی بازمی‌گردد که احمد جعفری در منطقه بندپی شرقی به تدریس مشغول بود.واحدی روایت می‌کند که همسرش صبح‌ها، پیش از آغاز کلاس‌ها، لباس کار می‌پوشید و برای کمک به کشاورزانی می‌رفت که به‌تنهایی در زمین‌های خود کار می‌کردند.او معتقد بود برخی از این کشاورزان به دلیل شرایط زندگی و نداشتن نیروی کمکی به حمایت نیاز دارند و کمک به آنان وظیفه‌ای انسانی است.این رفتار، جلوه‌ای از نگاه شهید جعفری به مسئولیت اجتماعی بود؛ نگاهی که در آن، خدمت به مردم از مدرسه آغاز نمی‌شد و به پایان ساعت تدریس نیز محدود نمی‌ماند.همسر شهید می‌گوید پس از شهادت او مردم منطقه با اندوه از اخلاق و رفتار این معلم جوان یاد می‌کردند و شاگردانش او را نه‌فقط یک معلم بلکه دوست و مشاوری دلسوز می‌دانستند.

وقتی دفاع از دین بر آسایش مقدم شد

برای شهید احمد جعفری، حضور در جبهه ادامه مسیری بود که در زندگی شخصی و اجتماعی خود دنبال می‌کرد؛ مسیری مبتنی بر انجام وظیفه و پایبندی به ارزش‌های دینی.ربابه واحدی با اشاره به فضای مذهبی خانواده همسرش می‌گوید شهید جعفری و برادرانش به ارزش‌های دینی پایبند بودند و حضور در جبهه را وظیفه خود می‌دانستند.او به یاد می‌آورد پس از شهادت برادر همسرش، زمانی که احمد برای اعزام دوباره به جبهه آماده می‌شد، برخی از بستگان از او خواستند مانع رفتن همسرش شود.واحدی با وجود دشواری جدایی از همسر جوانش، تصمیم گرفت مانعی بر سر راه او نباشد.او می‌گوید: من نمی‌توانستم مانع شوم که از دفاع دین دست بکشد خودم همیشه آرزو داشتم همسری داشته باشم که اهل ایمان و جهاد باشد و برای رفتن به جبهه، نیازی نباشد من او را تشویق کنم.این روایت، تصویر زنی را ترسیم می‌کند که با وجود نگرانی‌های طبیعی یک همسر جوان و مادر دو فرزند، باورهای خود را در تصمیم دشوار همسرش شریک می‌دانست.

آخرین بدرقه با نوزادی ۴۰ روزه

از میان خاطرات زندگی مشترک، آخرین بدرقه همسرش همچنان در ذهن ربابه واحدی زنده است.او روایت می‌کند که هنگام آخرین اعزام شهید جعفری، دختر بزرگش، راضیه را نزد یکی از بستگان گذاشت و همراه دختر کوچکش که هنوز ۴۰ روز از تولدش نگذشته بود، برای بدرقه همسرش به سپاه بابلسر رفت.جدایی برایش آسان نبود، نگرانی و دلتنگی بر او غلبه کرده بود اما در کنار این احساسات، شوق و رضایتی درونی نیز داشت.واحدی از لحظه سوار شدن همسرش به وسیله نقلیه اعزام یاد می‌کند؛ لحظه‌ای که شهید جعفری برای آخرین بار با همسر و فرزندش خداحافظی کرد و دست تکان داد.او می‌گوید تا آخرین لحظه نگاهش را از همسرش برنداشت و تصویر آن خداحافظی پس از گذشت سال‌ها همچنان در ذهنش باقی مانده است.

می‌خواهم یک بسیجی بمانم

با گذشت سال‌ها از شهادت همسرش، ربابه واحدی تلاش می‌کند راه و رسم او را در زندگی خود ادامه دهد؛ راهی که از نگاه او با خدمت به مردم و پایبندی به ارزش‌های دینی گره خورده است.او از گفت‌وگویی با همسرش یاد می‌کند که در آن، شهید جعفری از او خواسته بود به پاسداری فکر کند، اما واحدی در پاسخ گفته بود ترجیح می‌دهد بسیجی بماند.او می‌گوید: همسرش از این پاسخ استقبال کرده و بر اهمیت نیت در انجام کارها تأکید داشته است؛ اینکه خدمت به مردم نباید صرفاً برای دستیابی به منفعت مادی باشد.واحدی با اشاره به نقش حضرت زینب(س) در انتقال پیام عاشورا، معتقد است بازماندگان شهدا نیز باید در مسیر تبیین آرمان‌های آنان گام بردارند و در برابر مسئولیت‌های اجتماعی خود احساس تعهد داشته باشند.او همچنین از نامه‌ای یاد می‌کند که پیش از ازدواج برای یکی از بستگان رزمنده‌اش نوشته بود. به گفته واحدی، آن رزمنده بعدها برایش تعریف کرده بود که نامه‌های او میان رزمندگان خوانده می‌شد و به آنان روحیه می‌داد.

معلمی فراتر از کتاب‌های درسی

همسر معلم شهید احمد جعفری در پایان با اشاره به مسئولیت فرهنگیان در تربیت نسل آینده می‌گوید معلمی تنها به آموزش کتاب‌های درسی خلاصه نمی‌شود و اخلاق، مهربانی، مسئولیت‌پذیری و توجه به شرایط زندگی دانش‌آموزان نیز بخشی از این رسالت است.او از معلمان می‌خواهد در کنار توجه به دشواری‌های شغلی خود، تأثیر رفتار و منششان بر آینده دانش‌آموزان را نیز در نظر داشته باشند.واحدی تأکید می‌کند اگر کار برای رضای خدا انجام شود، خدمت به دیگران معنایی فراتر از وظیفه اداری پیدا می‌کند و معلم می‌تواند با رفتار خود، مسیر زندگی دانش‌آموزانش را تغییر دهد.روایت ربابه واحدی از شهید احمد جعفری، روایت معلمی از روستای سوته فریدونکنار است که در فرصت کوتاه زندگی خود، میان خانه، مدرسه، زمین کشاورزی و جبهه، یک مسیر مشترک را دنبال می‌کرد؛ مسیر خدمت و انجام وظیفه.او اگرچه هنگام شهادت همسرش حدود ۲۰ سال داشت و تنها حدود دو سال از زندگی مشترکشان می‌گذشت، امروز با یادآوری خاطرات آن روزها، از مردی سخن می‌گوید که محبت به خانواده، تلاش برای آینده دانش‌آموزان و دفاع از ارزش‌ها را از یکدیگر جدا نمی‌دانست.یاد این معلم شهید در خاطرات همسرش و روایت شاگردان و مردمی که او را می‌شناختند، همچنان زنده است؛ معلمی که درس خدمت را پیش از کلاس و بیرون از مدرسه نیز به شاگردانش می‌آموخت.
منظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را می‌توانید از اینجا و در فروشگاه‌های «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
07:01 - 30 مهر 1405
استان ها
مازندران

2 بازنشر2 واکنش
16٫6k بازدید




1 پاسخ

@user1707840706671 ساعت پیش
در پاسخ به @feridoni
هر وقت خاطرات شهدا رو میخونم یا عکسهای یادگاری شون می بینم شدیدا غصه دار میشم دلم برای آن روزهای همدلی و بی آلایش خیلی تنگ شده یاد باد آن روزگاران یاد باد