یک نفر کلنگ مقابله با آسیبهای اجتماعی را به زمین بزند
هفته دولت در یزد، میدان رقابت برخی مسئولان برای روبانچینی و کلنگزنی پروژههای بخش خصوصی و اقدامات خیرین با همکاری دولت بود اما در سایه این همه افتتاح پرشور، آنسوی دیوار آمارمحرمانه و ناگفتههای زیرپوست شهر؛ آسیبهای اجتماعی هم چنان استخوان لایزخم است و دارد هویت و فرصت زندگی نسل جدید را میبلعد. کاش یک نفر این روزها کلنگ «ابر پروژه مقابله و درمان آسیبهای اجتماعی» را به زمین بزند.
به گزارش خبرگزاری فارس از یزد، برنامههای هفته دولت رو به پایان و در استان یزد همچون سراسر کشور، رسم همیشگی افتتاح و روبانچینی پروژههای مختلف، بار دیگر به اوج خود رسید که ۵۱۲ پروژه با اعتباری بالغ بر ۱۰۱ همت افتتاح و یا عملیات اجرایی آن آغاز شد. به گفته مسئولان استانی بخش قابلتوجهی از مسئولیتهای اجتماعی و قانونی معادن و صنایع استان، به پروژههای عمرانی و زیرساختی اختصاص یافت.در این میان، آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، نقش پررنگ بخش خصوصی است. جایی که دشمن نقشه انفعال کشیده بود، سرمایهگذاران یزدی آستین همت بالا زده و بسیاری از کارهای بر زمینمانده را به ثمر رساندند و مسئولان که این روزها با کمبود کلنگ مواجهاند، به استقبال افتتاح دستاوردهای مردمی رفتند.
درد اجتماعی در انتظار مسئولیت اجتماعی!
پیوست فرهنگی نداریماین پیشتازی بخش خصوصی در استان، شایسته تحسین است، اما پرسش اصلی اینجاست که چرا این ظرفیت عظیم مردمی و تسهلیگری دولتی، تنها در عرصه اقتصاد، زیرساخت و عمران به کار گرفته میشود و در میدان مبارزه با رنجهای پیدا و پنهان شهر حتی خبری از آنها که وظایف مشخص مدیریتی و مسئولیت روشن اجرایی بر عهده دارند، نیست.راستی، اگر کلنگ مقابله با آسیبهای اجتماعی نیز به زمین زده شود، چه کسی پیشتاز میدان خواهد بود و چه میزان از این عدد و رقمها و پروژهها مسئولیت اجتماعی است که باید برای درمان آسیبهای اجتماعی نیز هزینه شود؟ پاسخ را عناوین پروژهها و نگاه میدانی به دردهای جامعه در کف خیابان مشخص میکند و اینکه چگونه میشود زیرساختی را تقویت کرد و به فکر سلامت اجتماعی بهرهبرداران اصلی از این اقدامات یعنی مردم به ویژه نسل جدید نبود. نقطه ضعفی که ریشه آن در عدم تعریف «پیوست فرهنگی و اجتماعی هدفمند» برای تمام پروژههای این استان است.
فراموشی در پرورش؛ یزدیها اوقات فراغت به رستوران میروند
آمار محرمانه است؛ گزارش عملکرد چطور؟یزد، با آن پیشینه غنی فرهنگی و مذهبی، این روزها در نبود فضا و برنامه مناسب برای اوقات فراغت با آسیبهایی دست به گریبان است که هر چند آماری رسمی و روشن از آن ارائه نمیشود اما دیگر فراتر از همه گزارشها رخ عیان کرده و در پس دیوارهای نظارت و ابزارهای قهری که مجبور به اقدام پس از کوتاهیهای مدیریتی و میدانی هستند، رنجهایی چون اعتیاد، مصرف روبهرشد مشروبات الکلی، پوشش نادرست، روابط آسیب زننده، خیابانگردی و... خانوادهها و نسل آیندهساز این دیار را تهدید میکند. تحقیقات نشان میدهد شبکههای نادرست فرزندپروری، نبود فضای کافی و مناسب تفریحی، ضعف در آموزش شهروندی، تعارضهای مزمن خانوادگی و فقدان حمایت عاطفی، بیتوجهی به بعد پرورش در کنار آموزش؛ نوجوانان و جوانان را به سمت آسیبهای نوین امروزی سوق میدهد و از سوی دیگر، گروههای دوستانه و روابط پرخطر، به بستری برای شیوع این ناهنجاریها تبدیل شده است.آسیبهای متنوع اجتماعی در شهر یزد، با عواملی چون مهاجرپذیری کارگری، بیکاری قشر تحصیلکرده و ضعف سرمایه اجتماعی گرهخوردهاند. اما بهجای ریشهیابی، حل مسئله، اقدام فوری و پیشگیرانه، به نظر میرسد دستگاهی اجرایی مرتبط با این موضوع دچار اقدامات سطحی شدهاند و در هر جلسه و نشست طرحی رونمایی میشود که بستر اجرا و اثرات آن در هیچ کجای این شهر و استان ظهور و بروز ندارد و گزارشهای اداری و کاغذی رتبه اول و برتر، فاصلهای چندبرابری تا موج فزاینده نابسامانی در این حوزه دارد. از این رو مسئولان امر باید بدانند دیگر از گفتاردرمانی مدیریتی کاری ساخته نیست.
میدان مبارزه را به بخش خصوصی اجتماعی واگذار کنید
چهارم صنعت و دوم معدن در کشور؛ سلامت اجتماعی کجای کار است؟بهراستی که یکی از راهکار حل این مسئله تلخ و رسیده به ایستگاه بحرانی آن هم در استانی که به عنوان ویترین افتخارات صنعتی با جایگاه چهارم و معدنی با جایگاه دوم کشور از آن یاد میشود، بهرهگیری از همان ظرفیتی است که دولت در عرصه اقتصاد، عمران و زیرساخت به آن تکیه کرده و نتیجهبخش بوده است.واگذاری امور اجتماعی به سمنها و بخش خصوصی توانمند یک از اقدامات گرهگشا است. همان گونه که ساخت پروژهها به مردم سپرده شده، میدان پیشگیری و درمان آسیبهای اجتماعی نیز باید با تسهیلگری و نظارت بر اجرا به نهادهای مردمی، مورد پذیرش و متخصص واگذار شود چراکه با بروکراسی اداری دستوپاگیر، سلایق شخصی، تعصبات گروهی و اقدامات نمایشی در قالب جلسات اداری گرهای از کار نوجوانان و جوانان رنجدیده و دردمند گشوده نمیشود.تغییر رویه از نظارت صرف به توانمندسازی بعد دیگر ماجراست. بهجای پلمب مراکز آسیبزا و برخوردهای قهری مقطعی که روشن و مشخص است تا امروز نتیجهای بنیادین به همراه نداشته است، باید بر تقویت سرمایه اجتماعی، توانمندسازی خانوادهها و آگاهسازی مؤثر تمرکز کرد که دستگاههای متولی فرهنگ و جامعه عهدهدار این مهم هستند اما نظارتیها هم دیگر نباید مماشات کنند چرا که فرصت جبران محدود است و باید برای تحول در این عرصه بساط مدیران و مسئولان ناکارآمد و بیتوجه در این عرصه هر چه سریعتر برچیده شود.
روزمرگی اداری و اقدامات نمایشی گرهگشا نیست
مدیران جلسهای به خانه بروند؛ دغدغه حل مسئلهایجاد مراکز تخصصی محلی در محلات حاشیهنشین و تمرکززدایی از خدمات اجتماعی و ارائه مشاورههای رایگان خانواده،سواد رسانه، ارتباط اثربخش و ترک اعتیاد در بستر همان محلی که آسیب در آن ریشه دوانده است نیاز دیگر بدون پاسخ در میان دردهای امروز اجتماعی است.کاش مسئولان یزد، همین شور و شوقی را که برای افتتاح پروژههای زیرساختی به خرج میدهند، صرف به زمینزدن کلنگ مقابله با آسیبهای اجتماعی کنند و میدان کار را به کسانی بسپارند که در خط مقدم این نبرد فرسایشی، درد مردم را لمس کردهاند و دغدغه حل مسئله دارند نه مدیرانی که حتی بسیاری از آنها دیگر اقدامات نمایشی را نیز دنبال نمیکنند و در روزمرگری اداری تنها از میز مراقبت و به جلسه میروند. راستی سفر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به استان یزد در هفته دولت چه دستاوری داشت؟
12:18 - 8 شهریور 1405