یزدیها آقا را فامیل خود میدانند
موکبها را تر و تمیز کردهاند مثل دسته گل و اسباب پذیرایی چیدهاند؛ شبیه همان وقتهایی که حسینیه ایران برای ابتدای محرمهایش غوغا میکند. شال میزبانی به کمر بستهاند و پیر و جوان راه افتادهاند. هرچه در چنته دارند پای کار آوردهاند. هوا گرم است؛ هزاران نفر از دل کویر راهی پایتخت میشوند.
به گزارش خبرگزاری فارس از یزد، یزدیها همیشه به سفرهای زیارتیشان معروفاند از قم نیامده به مشهد میروند، اما این بار قصه فرق میکند؛ قصد زیارت کردهاند و انگار همه محلات از چهارمنار بگیر تا فهادان چوشیخوان آخرین دیدار با آقا هستند.کاروان ۶ هزارنفره محلات یزد با ۱۱۰ دستگاه اتوبوس، شالوکلاه کردهاند تا روز شنبه ۱۳ تیرماه از آستان مقدس امامزاده سید جعفر محمد (ع) راهی شوند. اما مگر ناوگان عمومی چقدر کشش دارد؟ عشق که به جوشوخروش بیاید، محدودیت بیمعنا میشود.
سپاه عاشقان راهی پایتخت میشود
تا اینجای کار بیش از ۴ هزار دستگاه خودروی شخصی بهصورت داوطلبانه و در قالب پویش «همسفر تا آفتاب» از پایگاههای مقاومت و محلات صف کشیدهاند. آمار ثبتنامیها از ۲۵ هزار نفر هم رد شده است؛ سپاه عاشقان، راهی پایتخت میشود!مردم یزد احترامی ویژه به رهبر شهید دارند، آقا را فامیل خودشان میدانند و این محبت نیز دوطرفه است؛ تا جایی که آقا در خاطراتشان نوشتهاند: «بیبی ما یزدی بود و ما وقتی یک یزدی جلویمان ظاهر بشود و بفهمیم یزدی است، نظر اول این است که آدم خوبی است مگر خلافش ثابت شود؛ و این حالت از وجود بیبی و از علاقه مادرم به او ناشی میشد.»
مردم یزد با نخل عزای سیدالشهدا به تهران میروند
اهالی دارالعباده هنوز لباس عزای سیدالشهدا بر تن دارند و غبار نخل برداری عاشورا بر شانهشان نشسته، اما دارند موکبهایشان را جمعوجور میکنند تا میزبانی حسینیه ایران را به تهران، قم و مشهد برسانند. با نخل به تهران میروند؛ قرار است روز تشییع در میدان امام حسین(ع) عزاداری و نخل برداری کنند.ستادهای مردمی در ورودی و خروجیهای شهرهای استان فعال شده تا هموطنانی که از این دیار عبور میکنند را اسکان بدهند و پذیرا باشند. گروهی برای «نذر آب» پای کار آمدهاند؛ سهم هر نفر ۳۰ لیوان آب به یاد العطش شهدای کربلا. بچههای هیئت «شبابالحسن (ع)» هم نذر سفره امالبنین شنبههایشان را برداشتهاند تا به زائران رهبر شهید در تهران برسانند.
زیلوهای مصلی میبد مسافر و فرش زیر پای آقا شدند
جهادیهای گروه «شهید رئیسی» هم پولهایشان را روی هم گذاشتهاند و دارند برای موکبهای تشییع، لیوان یکبارمصرف میخرند.اما خوش به حال زیلوهای آبی میبد که سالها زینتبخش مصلای آیتالله اعرافی (ره) بودهاند و حالا قصد سفر کرده و زودتر از همه یزدیها به مصلای بزرگ امام خمینی (ره) رسیدهاند تا برای آخرین بار، فرش زیر پای آقا شوند.
اگر آقا بود؛ چه فرقی داشت؟
جوش و خروش یزدیها آدم را می برد به ۱۲ دیماه ۱۳۸۶؛ روزی که آقا به یزد آمدند. گوشه کنار موکبها و پخت نذریها و استقبال، یادآور همان روزهاست. اما میدانی اگر امروز آقا در میانمان بود، چه فرقی داشت؟! اگر الان آقا بود، صدای تکتک این آدمها به شوق دیدارش بلند میشد، نه داغ هجرانش.اصلاً آقا برای این مردم همه چیز بود. با آن نگاه پدرانهاش پناهی ساخته بود که حالا کویرنشینان داغ پدر دیدهاند و با همان دستهای پینهبسته، پای کار تشیعش ایستادهاند؛ همان آقایی که برای امت جان داد و فدای اسلام شد.
سخنانش برای ما امید بود، برای دشمن پریشانی!
«حسین دشتی»، دانشجوی ۲۴ ساله دانشگاه یزد، یکی از همین هزاران زائری است که دلش برای دیدن آقا پر میزند. میگوید: «با دوستام راهی میشم. احساس کردم باید توی این روز تاریخی وسط میدون باشم تا ادای احترام کنم به سالها رهبری و مجاهدت آقا. رهبر شهیدمان در شجاعت، پاکنفسی و سادهزیستی نمونه بود. سخنان حضرت آقا همیشه به من امید و انگیزه میداد. شهید خامنهای مرجع تقلید من بود و حالا وظیفه ما حفظ وحدت و ادامه دادن این راهه.»اما میدانی قصه این روزها چیست؟ قصه این است که از هر قشر و با هر شغلی، پای کار آقا آمدهاند. «امین زارعزاده»، جوان ۲۶ سالهای که شغل آزاد دارد و شاگرد یک هایپرمارکت است، صحبت حسین را تکمیل میکند و میگوید: «رفتن به این تشییع، کمترین کار برای ادای دین به سالها ایستادگی آقاست. از نگاه من، مهمترین ویژگی آقای شهید، مردمی بودن و استقامتش بود؛ اینکه با سخنانش برای مردم آرامش بود و برای دشمنان پریشانی. سادهزیستیشون برام خیلی عجیب و جذاب بود. در جایگاه رهبر یک کشور . اما هرگز به دنبال تجملات و زندگی اشرافی نرفت. حالا نوبت ماست؛ با به حرف آقا عمل کنیم و نذاریم این اندیشه خاموش بشه.
زنان بنی اسد؛ زنان نوغان؛ ما هم پاسدار خون رهبریم
با خانم حکیمی از اساتید حوزه همکلام میشوم که با جمعی از خواهران طلبه راهی تهران است. میگوید: «ما نه فقط با اشک و عاطفه مادرانه، بلکه مثل همان سنتهای تاریخیِ زنان در پاسداری از خون رهبران شهید اسلام، راهی میشویم؛ مثل زنان بنیاسد که پیکر سیدالشهدا را دفن کردند و زنان نوغان که برای تشییع امام رضا(ع) قیام کردند.ما هم در پاسداشت امام و انقلاب، به وداع با آقای شهیدمان در مصلی میرویم.»حسرت به دل ماندیم...مردم انگار سیر میکنند به سالهای دور و نزدیک؛ به آن روزهایی که سایه آقا بالای سرشان بود و حالا حسرت دیدارش بند دلشان را پاره کرده است.خبر شهادت که آمد، ولولهای در یزد به پا شد؛ همان مردمی که میگفتند جانمان فدای آقائیم، فکرش را هم نمیکردند روزی برسد که رهبرشان خودش را فدای ملت کند.
18:05 - 12 تیر 1405