سوالی که زنگ تفریح را برای کودک تلخ میکند
زنگ تفریح که میخورد، حیاط مدرسه پر از شور و هیاهو میشود؛ گروهی با هم میدوند، چند نفر سر بازی فوتبال چانه میزنند و شاید کودکی هم کنار دیوار ایستاده باشد و با نگرانی، بقیه را تماشا کند؛ برای بعضی بچهها پیدا کردن اولین دوست به سادگی یک «سلام» است، اما برای بعضی دیگر، فشار برای دوست پیدا کردن و ناآشنایی با مهارتهای ارتباطی میتواند زنگ تفریح را به استرس روزانه تبدیل کند.
خبرگزاری فارس، چهارمحال و بختیاری| شروع سال تحصیلی برای بسیاری از خانوادهها با یک دغدغه مشترک همراه است: «چرا فرزند من هنوز دوستی پیدا نکرده است؟» پرسشی که گاهی خودش به بخشی از فشار روانی کودک تبدیل میشود.دوستیابی برای همه کودکان با یک سرعت اتفاق نمیافتد؛ بعضی کودکان بهسرعت وارد بازی گروهی میشوند، با دیگران گفتوگو میکنند و ارتباط میگیرند و بعضی دیگر برای نزدیک شدن به جمع، شروع گفتوگو یا حتی کنار آمدن با یک پاسخ منفی، به زمان و تمرین بیشتری نیاز دارند.
وقتی کودک نمیداند چطور وارد بازی شود
مریم، مادر یک دانشآموز پایه اول، درباره تجربه فرزندش میگوید: «هر روز که از مدرسه برمیگردد، اولین سوالم این است که بالاخره با کسی دوست شدی؟ پسرم در خانه خیلی راحت صحبت میکند، اما روزهای اول مدرسه وقتی میخواست وارد بازی بچهها شود، نمیدانست چطور شروع کند. یک بار هم رفت سمت بچهها و جواب منفی گرفت و بعد از آن کمتر تلاش کرد وارد بازی شود.»تجربه این کودک نشان میدهد که علاقه داشتن به دوست پیدا کردن، لزوماً به معنای بلد بودن شیوه برقراری ارتباط نیست. ممکن است کودک بخواهد در بازی گروهی شرکت کند، اما نداند چطور به جمع نزدیک شود، چه جملهای بگوید یا اگر جواب منفی شنید، چگونه دوباره تلاش کند.حسام رفعتی، روانشناس کودک و خانواده، در گفتوگو با خبرنگار فارس، دوستیابی را مهارتی میداند که کودک بهتدریج و در موقعیتهای واقعی یاد میگیرد و میگوید: «بعضی بچهها دوست دارند وارد بازی دیگران شوند، اما نمیدانند چطور باید نزدیک شوند یا چه جملهای برای شروع گفتوگو بگویند. این مهارت را میتوان با تمرینهای ساده در خانه و تجربههای روزمره تقویت کرد.»به گفته رفعتی، کودک در همین ارتباطها بهتدریج رعایت نوبت، گوش دادن به دیگران و مشارکت در فعالیتهای مشترک را یاد میگیرد؛ اما مهم است بداند یک پاسخ منفی به معنای دوستداشتنی نبودن او نیست.این روانشناس تأکید میکند که هدف، تغییر شخصیت کودک برای پذیرفته شدن نیست؛ کودک باید در کنار یاد گرفتن همکاری و انعطافپذیری، بتواند نظر و مرزهای خودش را هم حفظ کند.
«نه» شنیدن پایان دوستیابی نیست
یکی از تجربههایی که ممکن است کودک را از تلاش دوباره منصرف کند، شنیدن پاسخ منفی است. کودکی که با جمله «الان نمیخوایم با تو بازی کنیم» مواجه میشود، ممکن است این پاسخ را به کل رابطههای خود تعمیم دهد و به این نتیجه برسد که «هیچکس من را دوست ندارد».در حالی که یک پاسخ منفی میتواند فقط مربوط به همان بازی، همان گروه یا همان لحظه باشد.رفعتی میگوید والد در گام اول باید احساس ناکامی کودک را به رسمیت بشناسد و ارزش او را از این پاسخ منفی جدا کند: «نباید گفت عیبی ندارد، فدای سرت؛ بلکه باید گفت: میدانم ناراحت شدی که الان بازیات ندادند، اما این به معنی بد بودن تو نیست. بیا فکر کنیم دفعه بعد چطور میتوانی به یک گروه دیگر پیشنهاد بازی بدهی.»البته آموزش مهارت دوستیابی به معنای وادار کردن کودک به تغییر شخصیت خود برای پذیرفته شدن نیست. کودک باید بتواند در کنار یادگیری انعطافپذیری و همکاری با دیگران، مرزهای شخصی خود را نیز حفظ کند.به گفته این روانشناس، بهترین روش برای تمرین مهارت دوستیابی در خانه، استفاده از «بازی نقش» در موقعیتهای طبیعی است؛ مثلاً هنگام عروسکبازی یا بازیهای خانوادگی. والد میتواند نقش کودکی را بازی کند که میخواهد وارد جمع شود و از کودک بپرسد: «اگر من بخواهم بیایم توی بازی شما، باید چی بگم؟» حتی میتوان نقش کودکی را بازی کرد که جواب منفی شنیده و از کودک خواست راهی برای مدیریت این موقعیت پیدا کند.
مقایسه؛ نسخهای که جواب نمیدهد
در این میان، یکی از واکنشهای رایج والدین، مقایسه کردن کودک با خواهر، برادر یا همکلاسیهایش است.جملههایی مانند «ببین خواهرت همسن تو بود، کلی دوست داشت» یا «فلانی را ببین چقدر راحت با همه دوست میشود» قرار نیست مهارت ارتباطی کودک را افزایش دهد. این مقایسهها ممکن است این پیام را به کودک منتقل کند که در او مشکلی وجود دارد و دیگران از او موفقترند.تفاوت در خلقوخو، اعتمادبهنفس، تجربههای قبلی و محیط زندگی میتواند باعث شود کودکان در برقراری ارتباط اجتماعی رفتار یکسانی نداشته باشند؛ بنابراین بهتر است مسیر ارتباطی هر کودک با همسالانش جداگانه دیده شود.
به جای «دوست پیدا کردی؟» چه بپرسیم؟
گاهی فشار نه از رفتار همسالان، بلکه از سؤالهایی میآید که کودک هر روز در خانه با آنها روبهرو میشود.وقتی پرسش اصلی والد این باشد که «امروز دوست پیدا کردی؟»، کودک ممکن است تصور کند مهمترین معیار موفقیتش در مدرسه، داشتن دوست است.در مقابل، سؤالهایی مانند «امروز با چه کسی صحبت کردی؟»، «در زنگ تفریح چه اتفاقی افتاد؟»، «با کسی بازی کردی؟» یا «کدام قسمت زنگ تفریح برایت جالب بود؟» به والد کمک میکند بدون ایجاد فشار، تجربه واقعی کودک را بشناسد.این سؤالها همچنین فرصت میدهد مشخص شود کودک فقط هنوز دوستی صمیمی پیدا نکرده یا واقعاً در برقراری ارتباط با همسالان با مشکل روبهرو شده است.
والد قرار نیست برای کودک دوست پیدا کند
نقش والدین این نیست که برای کودک دوست پیدا کنند یا در هر موقعیتی به جای او وارد رابطه شوند. مهمتر از پیدا کردن یک دوست فوری، کمک به کودک برای یادگیری مهارتهایی است که بتواند با اتکا به آنها روابط خود را شکل دهد.تمرین شروع گفتوگو، ورود به بازی، رعایت نوبت، شنیدن نظر دیگران و کنار آمدن با پاسخ منفی، مهارتهایی هستند که کودک به مرور و در موقعیتهای واقعی آنها را یاد میگیرد.والد میتواند در خانه فرصت تمرین ایجاد کند و هنگام شنیدن تجربههای کودک، به جای قضاوت یا مقایسه، به او کمک کند اتفاقی را که در مدرسه افتاده بهتر بفهمد.رفعتی تنها ماندن کودک در هفتههای اول یا تماشای بازی دیگران برای شناخت محیط را لزوماً نگرانکننده نمیداند، اما میگوید اگر این وضعیت بیش از ۳ تا ۴ هفته ادامه پیدا کند و با نشانههایی مانند امتناع از مدرسه رفتن، اضطراب شدید صبحگاهی، جملههایی مثل «هیچکس من را دوست ندارد» یا گزارش مداوم از مسخره شدن و طرد شدن همراه باشد، لازم است موضوع با معلم و مشاور مدرسه بررسی شود.در چنین شرایطی، والدین بهتر است پیش از هر قضاوتی با معلم گفتوگو کنند تا مشخص شود کودک در زنگ تفریح و فعالیتهای گروهی چه تجربهای دارد؛ آیا هنوز فرصت پیدا نکرده وارد جمع شود، یا با طرد شدن، تعارض با همکلاسیها یا مشکل دیگری روبهرو است.پیدا کردن اولین دوست مدرسه برای همه کودکان یک مسیر یکسان ندارد؛ برای یکی با یک سلام ساده شروع میشود و برای دیگری ممکن است به چند تلاش و چند تجربه ناموفق نیاز داشته باشد. آنچه در این مسیر اهمیت دارد، این است که کودک یاد بگیرد یک پاسخ منفی را پایان رابطهها نداند و بتواند بهتدریج، خودش برای ساختن یک رابطه سالم و دوطرفه تلاش کند.
07:52 - 27 سپتامبر 2026