یک نفر بهم گفت: شوهرت چقدر شبیه شهدا شده

سردار حمیدرضا مهدیان‌فر یکی از ۴۲ شهیدی است که به شهدای نفس معروف شدند. همسر شهید می‌گوید: «قبل از جنگ ۱۲ روزه یکی از دوستانم به من می‌گفت: همسرت چقدر شبیه شهدا شده! من گارد ‌گرفتم. آن موقع دوست نداشتم این جمله را بشنوم اما بعد از شروع جنگ رمضان، یک هفته‌ای حس می‌کردم حمیدرضا شهید می‌شود.»
خبرگزاری فارس ـ حماسه و مقاومت؛ ۴۲ نفر از نیروهای فرماندهی کنترل پدافند هوایی تهران، در مقری در محدوده غرب تهران مشغول محافظت از آسمان تهران بودند. نیروها در آنجا بیشتر کار تخصصی انجام می‌دادند. آن سازه ساعت ۲ و نیم بامداد ۱۶ اسفند ماه ۱۴۰۴ با بمب‌های چندتنی و سنگرشکن آمریکایی مورد اصابت قرار گرفت، بمب‌هایی که شبیه همان بمب‌هایی است که محل استقرار سیدحسن نصرالله و همراهانش را زدند. آمریکایی‌ها با این بمب‌ها مدخل‌های ورود و خروج آن سازه و هواکش و آسانسور و تمام راههای هوایی را مورد هدف قرار دادند. در این حمله، سازه محل استقرار نیروهای پدافند تخریب نشد. اما یک موشک از سقف آنجا نفوذ کرد. اتفاقی که منجر به شهادت نیروها شد این بود که سوخت موشک، اکسید شد در داخل فضای آنجا. بر اثر اکسید شدن سوخت موشک، ریه‌های نیروها سوخت؛ ۴۲ نفر از نیروهای متخصص هوافضا در آنجا به شهادت رسیدند و به شهدای نَفَس معروف شدند. شهدایی که تا آخرین نفس برای امنیت آسمان تهران مقاومت کردند.
شهید «حمیدرضا مهدیان‌فر» یکی از مسئولان پدافند هوایی تهران، یکی از ۴۲ نفر است. شهیدی که از ۱۸ سالگی وارد سپاه شد. در۲۶ سالگی ازدواج کرد. او در همان اوایل جنگ در سوریه، رفت و مدافع حرم شد؛ در حالی که دوقلوهایش را از ۸ ـ ۷ ‌ماهگی تا وقتی پا بگیرند و بزرگ شوند، دو سه ماه یکبار می‌دید. همسر این شهید می‌ماند بدون اعتراض به تنهایی با این همه مسئولیت و بدون اینکه به کسی بگوید همسرش کجا رفته، زندگی را جمع و جور می‌کرد. ۲ کیلومتر پیاده‌روی برای یک تماس تلفنیفائزه عمرانی همسر شهید مهدیان‌فر می‌گوید: «کسی که همسر پاسدار می‌شود باید با اعتقاد ازدواج کند وگرنه کم می‌آورد. احساس می‌کنم لحظه لحظه زندگی با پاسدار برای من عبادت بوده. البته همسرم هم خیلی قدردان بود. او در سوریه برای اینکه بتواند یک تماس تلفنی با من بگیرد، ۲ کیلومتر پیاده به عقب برمی‌گشت. او سعی می‌کرد هر روز یک تماس را داشته باشد. بعد هم از ناحیه ریه جانباز شد. بحث جانبازی را هم فقط من می‌دانستم و بعد از شهادتش اقوام فهمیدند که او جانباز مدافع حرم و سربازی برای حضرت زینب(س) است. در جنگ رمضان ورق برگشت. مردی که کیلومترها پیاده می‌رفت تا چند دقیقه با من حرف بزند، در جنگ رمضان چند ثانیه حرف می‌زد و می‌خواست خیال ما را راحت کند که حالش خوب است. او در جنگ رمضان بین زمین و آسمان بود.»
انگشتر یادگاری از حاج‌قاسم شهید مرتضی طیب‌مسعود یکی از دوستان صمیمی شهید مهدیان‌فر بود که با سردار حاجی زاده شهید شدند. علاقه این دو همکار به یکدیگر تا حدی بود که سردار مهدیان‌فر انگشتر یادگاری از حاج ‌قاسم سلیمانی را به سردار طیب‌مسعود هدیه می‌دهد. همسر شهید مهدیان‌فر درباره شهادت این دو رفیق به فاصله ۹ ماه می‌گوید:‌ «شب ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، همسرم با همکارانشان مأموریتی در قم داشتند. وقتی مأموریت قم تمام شد، آقای طیب‌مسعود به تهران برگشت و همسرم ساعت ۳ ونیم برگشت تهران. که در حمله اسرائیل به مقر همسرم در کنار دوستانش نبود. همین موضوع حسرتی شده بود که چرا من در کنار سردار حاجی‌زاده و طیب‌مسعود و دیگر دوستانم نبودم. بعد از جنگ ۱۲ روزه حال همسرم و مدل نگاه کردن‌هایش و حرف زدن‌هایش فرق کرده بود. کل زندگی را بسته بود. انگار می‌دانست شهید می‌شود و می‌خواست با خیال راحت پر بکشد. دیگر از او خنده‌های از ته دل نشنیدم. هر کسی را می‌دید می‌گفت برای شهادتم دعا کنید. او حتی با دختر و پسرمان درباره شهادت حرف می‌زد و می‌گفت: من نبودم هوای مامان و خواهرت را داشته باش.»
خیابان را خالی نگذاریدو روایت همسر شهید از آخرین دیدار «روز ۹ اسفند که آقا شهید شدند من و بچه‌ها به کاشان برگشتیم، ما حتی با حمیدرضا خداحافظی نکردیم. از ۹ اسفند تا ۱۶ اسفند که همسرم به شهادت برسد، تماس تلفنی ما در این حد بود که فقط می‌گفت: من زنده‌ام. تمام مأموریت‌هایش یک طرف، آن یک هفته یک طرف؛ تلاش‌هایش برایم تازگی نداشت و به نظرم آدم‌های پر کار شهید می‌شوند. هفته اول تجمعات به این صورت شکل نگرفته بود. من و بچه‌هایم در خیابان شهر کاشان با پرچم و سرودهای حماسی تا ساعت یک شب حضور داشتیم. در تماس تلفنی به همسرم این موضوع را گفتم و جواب داد: کار خوبی می‌کنید ما اینجا هستیم و شما خیابان را خالی نگذارید.»آخرین پیام همسرم: «منتظرت می‌مانم»آخرین تماس‌ها و آخرین دیدارها هیچ وقت فراموش شدنی نیستند. همسر شهید مهدیان‌فر درباره آخرین هم‌کلامی با شهید می‌گوید: «آخرین تماس تلفنی ما هم ۸ ـ ۷ ساعت قبل از حمله موشکی به مقر بود. حمیدرضا بعد از ظهر جمعه تماس گرفت و گفت: سلام خانم، من خیلی دوستت دارم. بعد بغض کرد و گفت: مواظب بچه‌هام باش. من هاج و واج مانده بودم که هیچ وقت اینطوری به من نمی‌گفت. بعد هم تلفن را قطع کرد. او یک ساعت بعد از حمله موشکی به مقر با یکی از دوستانش تماس گرفت و گفت: ما تا چند ساعت دیگر هستیم، اگر توانستید بیایید و اینجا را باز کنید بعد هم به دوستش می‌گوید: به خانمم بگویید منتظرش می‌مانم. این جمله را در وصیت‌نامه‌اش هم نوشته که من منتظرت می‌مانم تا در بهشت کنارهم باشیم.»
همسرت چقدر شبیه شهدا شده!همسر شهید مهدیان‌فر از یک هفته مانده به شهادت همسرش می‌گوید. روزهایی که دلش گواهی می‌داد بالاخره حمیدرضا به آرزویش می‌رسد. اما نمی‌خواست آن را باور کند. این بانو آن روزها را اینطور روایت می‌کند: «قبل از جنگ ۱۲ روزه یکی از دوستانم به من می‌گفت: همسرت چقدر شبیه شهدا شده! من گارد ‌گرفتم. قبل از جنگ ۱۲ روزه دوست نداشتم کسی این حرف را بزند. اما بعد از شروع جنگ رمضان، یک هفته‌ای حس می‌کردم حمیدرضا شهید می‌شود. به دوستانم می گفتم: اگر همسر شهید شدیم، همدیگر را تنها نگذاریم. حتی یک روز قبل از حمله موشکی به مقر در نماز جمعه، به دوستم گفت: یک چیزی می‌گویم به کسی نگو. به همسرت بگو در گلزار شهدا جای خوبی در نظر بگیرد. شنبه بدون اینکه علت حال بدم را بدانم، با بغض و هق‌هق با دیگران صحبت می‌کردم. با آن حال بدم، شب به خیابان رفتیم. یکشنبه ظهر ساعت ۲ و نیم همکار همسرم تماس گرفت و گفت حمید به آرزویش رسید.»
تا آخرین نفسشنیدن نحوه شهادت شهدای نفس، برای خیلی از ما دردناک است اما همسر شهید مهدیان‌فر طور دیگری آن را می‌بیند. او می‌گوید: «نکته‌ای که درباره نحوه شهادت همسرم برایم قشنگ بوده، این است که همسرم از ناحیه ریه جانباز مدافع حرم شد و بعد هم با همان ریه سوخته به آغوش امام حسین(ع) رفت. من فکر می‌کنم شهادت شهدای نفس پرنکته‌ترین شهادت است؛ آن محل چندین بار مورد حمله قرار گرفت و مدافعان آسمان تهران ۹۸ درصد احتمال شهادت می‌دادند، اما مقتدر و محکم ایستادند؛ لحظه‌ای تعلل نکردند برای حفاظت از آسمان شهر. آنها تا لحظه آخرین نفس پای کار نظام ایستادند. با اینکه به مقرشان حمله موشکی شده بود، اما تا ساعاتی بعد از آن، از خاک ایران دفاع کردند.»#هوا_فضا #شهید_حمیدرضا_مهدیان_فر#پدافند_هوایی#شهدای_نفس#هوا_فضای_سپاه
14:03 - 2 مهر 1405
فرهنگ
حماسه و مقاومت

6 بازنشر8 واکنش
43٫4k بازدید




5 پاسخ

@user1738654970822 مهر 1405
در پاسخ به @f_maleki
😔خوشابه سعادتتون

@MontazeraneZohor2 مهر 1405
روح جمیع شهدا مورد رحمت خداوند کریمترامپ اپستینی و دارو دستش که فرزندان ابلیس هستن تاوان سنگینی میدن ان‌شاءالله

در پاسخ به @f_maleki
😭😭😭🇮🇷🇮🇷🇮🇷

تصویر نمایه‌ی ‌مسجد باز‌
@MasjedAgain6669992 مهر 1405
در پاسخ به @f_maleki
اللهم ارزقنا توفیق شهادت فی سبیلک

تصویر نمایه‌ی ‌کورش عروج‌
@Koorosh_Orooj4 مهر 1405
در پاسخ به @f_maleki
رضوان الله تعالی علیهرحمت و خشنودی خداوند رحمان و کریم بر ایشان بادرضوان الله تعالی عليهم جميعاًرحمت و خشنودی خداوند رحمان و کریم بر همه شهدای عزیزمان باداللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْشهادت اجر خوبان جهان استخدایا اجر این خوبان بیفزاشهادت با شریفان خورده پی…نمایش بیشتر