علت اصلی تقابل ایران و آمریکا چیست؟
مسئله اصلی در تقابل ایران و آمریکا، دیگر صرفاً توان حمله یا دفاع نیست؛ بلکه این است که کدام طرف میتواند هزینههای بحران را مدیریت کند و اراده خود را به نتیجهای سیاسی تبدیل سازد. تهدیدهای مکرر واشنگتن برای حمله مجدد به ایران، در کنار تلاش تهران برای عبور از وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، نشان میدهد که پایان درگیری الزاماً به معنای پایان رقابت بر سر قدرت نخواهد بود.اشتباه در تحلیل راهبردی آنجاست که قدرت را تنها با برتری تسلیحاتی اندازهگیری کنیم. قدرت واقعی زمانی معنا پیدا میکند که یک کشور بتواند محاسبات طرف مقابل را تحت تأثیر قرار دهد. آمریکا از توان نظامی گستردهای برخوردار است، اما استفاده از این توان لزوماً به معنای دستیابی به اهداف سیاسی نیست. بله جنگ را میتوان آغاز کرد، زیرساختهایی را هدف قرار داد و هزینههای سنگینی تحمیل کرد؛ اما وادارکردن یک کشور به پذیرش نظم مطلوب طرف مقابل، مسئلهای کاملاً متفاوت است.
در چنین شرایطی، دیپلماسی به معنای عقبنشینی نیست؛ همانطور که مقاومت نیز نباید به تداوم بیپایان بحران تقلیل پیدا کند. دیپلماسی مؤثر زمانی شکل میگیرد که بر پایه حفظ منافع ملی، شناخت محدودیتهای طرف مقابل و برخورداری از اهرمهای واقعی مذاکره استوار باشد. برای ایران و آمریکا ، هنر راهبردی در آن است که ظرفیتهای خود را به توافقی تبدیل کنند که احتمال تکرار جنگ را کاهش دهد و امکان تصمیمگیری مستقل هر دو کشور را حفظ کنند. هرچند پیام روزهای قبل جمهوری اسلامی ایران به آمریکا کاملا واضح بود که اگر به دنبال درگیری جدید هستید ما هم پاسخی سخت و قاطع برای شما و شرکای منطقه ای شما در نظر گرفته ایم و اینبار برخی کشورهای منطقه تا مرز نابودی کامل پیش خواهند رفت.در نهایت، مسئله اصلی این نیست که کدام طرف تهدیدهای سخت تری مطرح میکند؛ مسئله این است که کدام طرف میتواند میان قدرت نظامی، توان اقتصادی و هدف سیاسی ارتباطی مؤثر برقرار سازد و نظم جدید منطقه ای را در دست بگیرد.
20:16 - 6 آبان 1405