آقاجان سلام...

آقاجان!از ۹ اسفند تا همین امروز، شاید صد بار خواستم در سوگتان بنویسم؛ اما نشد. انگار کلمات، پیش از آنکه کنار هم بنشینند، زیر سنگینی داغتان فرو می‌ریختند. انگار بغض زودتر از واژه‌ها روی کاغذ می‌نشست. شاید هم دلم نمی‌خواست نوشتن، مُهر تأییدی باشد بر حقیقتی که تمام این ماه‌ها از پذیرفتنش فرار می‌کردم؛ حقیقتی که می‌گفت دیگر قرار نیست چشممان به قامت شما روشن شود. اما حالا که از تهران تا نجف و کربلا و مشهد، میان میلیون‌ها عاشق داغدارتان، تنها قطره‌ای از آن دریای بی‌کران شده‌ام؛ حالا که چند بار شانه‌ام را زیر تابوت پیکر مطهرتان بردم، انگار جرأت پیدا کرده‌ام از این داغ بزرگ بنویسم.
آقای شهید ایران!«بهت» واقعا واژه کوچکی است برای آن شب سنگین که خبر شهادتتان رسید و انگار زمان برای لحظه‌ای از حرکت ایستاد. برای تنها باری که زورم نرسید جلوی اشک‌هایم را بگیرم. خیال می‌کردم با رفتن شما، قامت این ملت خم خواهد شد؛ تصور می‌کردم ستون خیمه‌ای فرو ریخته که دیگر برپا نخواهد شد. اما آقاجان! اشتباه می‌کردم. حالا می‌فهمم چرا گفته بودند در نبرد با بزرگ‌ترین شیاطین عالم، گاهی یک ملت برای محکم‌تر ایستادن، به امام شهید نیاز دارد. شما با خون خود، ستون‌های ایستادگی جمهوری اسلامی را استوارتر کردید. شهادتتان به آغاز فصلی تازه از اقتدار این ملت تبدیل شد. خونتان کاری کرد که درست در اوج اندوه، مبعوث شویم و استوارتر از همیشه بایستیم.
آقای خامنه‌ای عزیز!دیدید عراقی‌ها برایتان سنگ تمام گذاشتند؟ چه کسی باور می‌کرد میلیون‌ها نفر از مردمی که هنوز خاطره جنگ با ایران را در حافظه تاریخی خود دارند، امروز با چنین عشق و ارادتی، شما را بر دوش بگیرند؟ نجف و کربلا فقط میزبان یک تشییع باشکوه نبودند؛ تاریخ به چشم خود دید که مرزها در برابر امت اسلامی، بی‌خاصیت شده‌اند. آن روز بیش از همیشه فهمیدیم که شما فقط امام شهید ایران نیستید؛ امام شهید یک امت هستید.
رهبر شهید انقلاب!چقدر واژه «شهید» برازنده شماست. هر جور فکر می‌کنم این بهترین پایان برای مردی بود که یک عمر ایستاد و مجاهدت کرد. دروغ چرا؛ بارها به روزهای بعد از نبودنتان فکر کرده بودم و از دنیای بدون سیدعلی می‌ترسیدم. خیال می‌کردم نبودنتان، خلأیی است که هیچ‌چیز آن را پر نخواهد کرد. اما شما حتی آن تصورها را هم با شهادتتان دگرگون کردید. خونتان، ریشه‌های این درخت تنومند را چنان سیراب کرد که امروز دوست و دشمن به یک حقیقت رسیده‌اند؛ این انقلاب، زنده‌تر، ریشه‌دارتر و استوارتر از همیشه مسیر خود را تا انقلاب موعود ادامه خواهد داد.
خب آقاجان ما…شما کاری کردید که دوباره با افتخار بگوییم ایرانی هستیم. با خونتان، عزت را به این ملت هدیه دادید؛ روحی تازه در کالبد این سرزمین دمیدید. امروز ایران مستقل و مقتدر، بیش از هر زمان دیگری، وامدار مجاهدت، صبر، ایستادگی و شهادت شماست. من، و نسل من، و نسل‌هایی که بعد از ما خواهند آمد، خود را تا همیشه مدیون شما خواهیم دانست؛ دِینی که نه با واژه‌ها ادا می‌شود، نه با گذر سال‌ها از یاد می‌رود و نه تاریخ، آن را فراموش خواهد کرد.سلام بر شما، آقاجان…و سلام بر خون ریخته شده شما که تا ابد در رگ‌های این ملت، جاری است.
17:47 - 20 تیر 1405

17٫1k بازدید