«پسرم نذر خودتونه»
«پسرم نذر خودتونه.» این جمله را مادری کنار کتیبههای حضرت عباس(ع) گفت؛ روزی که خبر مرگ فرزند سهسالهاش را آوردند.
گروه فرهنگ_حماسه و مقاومت: «مصطفی سه سال و نیمش بود. توی روضه نشسته بودم که آمدند و گفتند مصطفی رفته دم در، موتور بهش زده و کشته شده...» مادر هنوز آن لحظه را با تمام جزئیات بهخاطر دارد. لحظهای که میان اشک و اضطراب، نگاهش به کتیبههای حضرت عباس(ع) افتاد. همان جا، در دل مجلس روضه، جملهای گفت که سالها بعد معنای آن برای همه روشن شد: «گفتم پسرم نذر خودتونه؛ نگهش دارید، سرباز خودتون باشه.» و همین هم شد.
کودکی که در سهسالگی تا آستانه مرگ رفت، سالها بعد در قامت یکی از شناختهشدهترین مدافعان حرم، جان خود را در راه دفاع از حریم اهلبیت(ع) تقدیم کرد. مصطفی صدرزاده، همان جوانی که رهبر معظم انقلاب از او به عنوان «یک شخصیت نورانی» یاد کردند، سرانجام در روزی به شهادت رسید که گویی از سالها قبل برایش نوشته شده بود؛ ظهر تاسوعای حسینی.
امروز، ۳ تیر، مصادف با تاسوعای حسینی است؛ روزی که یادآور شهادت مردی است که زندگیاش از ابتدا تا انتها با نام و راه اهلبیت(ع) گرهخورده بود. شهید مصطفی صدرزاده در سال ۱۳۹۴، حدود یک ربع مانده به اذان ظهر تاسوعا، در عملیات محرم و در نبرد با تروریستهای تکفیری در حومه حلب سوریه به آرزوی دیرینهاش رسید و شهید شد.
شاید برای خیلی از آدمها ، این فقط یک تقارن زمانی باشد؛ اما برای اهل معنا این اتفاق چیزی فراتر از یک همزمانی ساده است. کودکی که مادرش او را پای کتیبههای حضرت عباس(ع) نذر کرد، درست در روز تاسوعا و دقایقی پیش از اذان ظهر، به کاروان شهدای کربلا پیوست. اینها همان نشانههایی هستند که باید در حافظه تاریخی یک ملت ثبت شوند.
مصطفی صدرزاده ۱۹ شهریور ۱۳۶۵ در شوشتر متولد شد. کودکیاش در خوزستان گذشت، سپس همراه خانواده به مازندران و بعد به شهریار مهاجرت کرد. سال ۱۳۸۷ وارد حوزه علمیه شد و چهار سال در حوزه امام جعفر صادق(ع) تهران به تحصیل پرداخت. بعدها نیز در رشته ادیان و عرفان ادامه تحصیل داد.اما آنچه از مصطفی یک چهره ماندگار ساخت، تنها تحصیلاتش نبود. او پیش از آنکه یک رزمنده باشد، یک مربی فرهنگی بود؛ جوانی که میان نوجوانان محله زندگی میکرد، با آنها فوتبال بازی میکرد، دردهایشان را میشنید و بسیاری از آنان را به مسجد و بسیج پیوند میداد. کسانی که روزی او را مسخره میکردند و حتی کتک زده بودند، بعدها او را «آقا مصطفی» صدا زدند.
یک روز پیش از شهادتش به دوستانش گفته بود: «من با یک گلوله شهید میشوم.» فردای آن روز، همان اتفاق رخ داد.اگر بخواهیم از مصطفی صدرزاده بنویسیم، از جهاد فرهنگیاش، از روزهای حضورش در سوریه، از فرماندهی و اخلاصش، از تربیت نوجوانان و از عشق بیپایانش به اهلبیت(ع)، ساعتها و روزها زمان لازم است. بخشی از این زندگی پربرکت در مستند «عابدان کهنز» روایت شده است.
برای شناخت بیشتر این شهید نیز میتوان به کتابهای «سرباز روز نهم» و «اسم تو مصطفاست» مراجعه کرد؛ آثاری که رهبر معظم انقلاب در تقریظ خود بر آنها، مصطفی صدرزاده را الگویی برای جوانان امروزوفردا معرفی کردند؛ جوانی با ارادهای قوی، فهمی درست، روحیه ایثار، شجاعت، ادب، صفا و محبت.
اما شاید ماندگارترین روایت از مصطفی، همان جمله مادر باشد؛ مادری که سالها پیش در میان روضه، فرزندش را به حضرت عباس(ع) سپرد و سالها بعد دید که نذرش پذیرفته شده است.پایان پیام/3470#مدافع_حرم#تاسوعا #مصطفی_صدرزاده#شهید 11:28 - 3 تیر 1405