خانه ای که دوبار به نفع مقاومت فروش رفت

خانه‌ای را که زوج جوان تهرانی بعد از 12 سال‌تحویل گرفته بودند، به نفع حزب‌الله و برای کمک به مقاومت برای فروش گذاشتند. خیری که می‌خواهد گمنام باشد خانه را خرید و دوباره آن را به صاحبش برگرداند. اما داستان تمام نشد. جلولی و همسرش دوباره خانه را به نفع حزب‌الله به مزایده گذاشتند.
گروه زندگی: علیرضا جلولی و همسرش اواسط مهر، خانه‌ای را که 12 سال در انتظارش بودند بعد از تحویل، به نفع حزب‌الله لبنان برای فروش گذاشتند. خانه در مسکن مهر پردیس بود با قیمت پایه 3 و نیم میلیارد تومان.
ولی اتفاقی افتاد که زیبایی این کار را دوچندان کرد.از وقتی آگهی مزایده خانه به نفع مقاومت در فضای مجازی دست‌به‌دست شد، افراد زیادی برای خرید تماس می‌گرفتند.اما در بین کسانی که برای خرید خانه تماس می‌گرفتند، یک نفر شرط خاصی داشت. آقایی که خریدار بود وقتی با علیرضا جلولی تماس گرفت، گفت: « من خریدار خانه شما هستم. می‌خواهم شرایط فروش را بدانم.» علیرضا مثل همیشه شرایط را گفت: « قیمت پایه خانه 3 و نیم میلیارد است ولی آخرین قیمتی که در مزایده گذاشته شده 5 میلیارد است.» آقایی که پشت خط بود جواب داد: « من 5 میلیارد ندارم که پرداخت کنم. ولی می‌خواهم خانه را به قیمت پایه بخرم و به خودتان هدیه بدهم.» علیرضا شوکه شده بود. از روز اول که خانه را به نفع حزب‌الله لبنان به فروش گذاشته بود، قید خانه را زده بود. ولی اولین چیزی که به ذهنش رسید این بود که این معامله بُرد بُرد است. این خانه دیگر برای ما نیست. باید همین‌طور به حزب‌الله لبنان خیر برساند. حالا که خانه به ما برگشت، دوباره آن را به نفع حزب‌الله برای فروش می‌گذاریم.
هر چه اصرار می‌کنیم که شماره‌ای از خریدار داشته باشیم، بی‌نتیجه است. جلولی می‌گوید: « خریدار حتی اگر می‌توانست و مجبور نبود، شماره‌اش را به من هم نمی‌داد. می‌خواهد گمنام باشد و ذره‌ای از اجر اخروی‌اش را به‌خاطر دنیا از دست ندهد.»
با شنیدن داستان این خانه روایت گردن‌بند حضرت زهرا (س) برایمان زنده می‌شود. روزی پیامبر در مسجد نشسته بودند، پیرمردی گرسنه با لباس پاره از ایشان کمک خواست. پیامبر که چیزی همراهش نبود او را به در خانه حضرت زهرا(س) فرستاد. حضرت زهرا سه روز بود چیزی در خانه نداشت و بچه‌هایش گرسنه بودند. گردن‌بندش را که یادگار پدربزرگش بود، به پیرمرد هدیه کرد. پیرمرد به مسجد برگشت و گردن‌بند را برای فروش گذاشت. عمار یاسر گردن‌بند را 200 درهم خرید، و به او لباس و شتر برای برگشتن به وطنش داد و بعد گردن‌بند را به همراه یک برد یمانی و یک غلام به حضرت زهرا برگرداند. خانم غلام را آزاد کرد و گردن‌بند را به گردن انداخت. غلام گفت: چه گردن‌بند با برکتی بود. گرسنه‌ای را سیر کرد، ‌نیازمندی را بی‌نیاز کرد، برهنه‌ای را پوشاند و غلامی را آزاد کرد و به دست صاحبش بازگشت.پایان پیام/
17:19 - 9 آبان 1403

11 بازنشر26 واکنش
292٫3k بازدید



12 پاسخ

@Babaei9 آبان 1403
در پاسخ به
نفهمیدیم چه نیازی به دادن شماره بود؟ وقتی مالکیت خانه عوض نشد

@Babaei9 آبان 1403
در پاسخ به
کاش عکس آقای جلولی را نمی گذاشتید که ریا نشه

@Babaei9 آبان 1403
در پاسخ به
چه نیازی به چک کشیدن بود می توانست مستقیما از بانک به حساب همدل حواله کنه

@Babaei9 آبان 1403
در پاسخ به
کلید نخورده؟

@Babaei9 آبان 1403
در پاسخ به
خب چرا هنوز به یک نفر دیگر نفروخته اند؟

@Babaei9 آبان 1403
در پاسخ به
چرا یکی حاضر نیست شماره تلفن بدهد یکی عکسش را هم چاپ می کند. خیلی زشت هست که برای معروف شدن از اعتقادات پاک مردم به مقاومت لبنان استفاده کنیم.

@Mohammad__Mahdi9 آبان 1403
در پاسخ به
دمشون گرم. اجرشون با سیدالشهداء علیه السلام

در پاسخ به
چه مشکلی داره عکس یه نفر باشه یکی نخواد باشه؟ کل کار و برای چی زیز سوال می برید.این تبلیغ کار خیر هست

تصویر نمایه‌ی ‌سیدجواد قاسمی‌
@seyedAI9 آبان 1403
در پاسخ به
کار خوبی بوده هست. اجرتان با خدا. گذاشتن عکس و چک و ...میتواند نشان از حسن نیت باشد. به افراد دیگه ای که پیغام گذاشته اند! همه چیز را منفی نبینید. ماه را ببینید و نه سر انگشت فرد اشاره کننده به ماه را.

در پاسخ به
میشه‌لطفا بگید پولشویی یعنی چی و چه ربطی،به این کار داره؟!!!!!

تصویر نمایه‌ی ‌رضا‌
@raeisi_e_aziz10 آبان 1403
در پاسخ به
بابا این آدم خیّر دیگه کیه؟چه آدمهایی پیدا میشنواقعا بهشت جای این افراده...