اشتباهات استراتژیک والدین در روزهای اول مهر
روزهای اول مهر برای بعضی کودکان با ذوق و هیجان و برای بعضی دیگر با گریه، ترس و اضطراب جدایی همراه است؛ اما گاهی این واکنشهای کودک، با جملات و رفتارهای بهظاهر دلسوزانه والدین شدیدتر میشود.
گروه زندگی: دستهایش یخ کرده، بغض گلویش را گرفته و حاضر نیست حتی یک قدم به سمت درِ کلاس بردارد. در این شرایط معمولاً اولین سلاح ما والدین، ردیف کردن نصیحتها یا جملات انگیزشیِ کلیشهای است؛ از «بزرگ شدی، خجالت بکش!» گرفته تا «تو خیلی قوی هستی، اصلاً ترس نداره!». غافل از اینکه گاهی همین جملات بهظاهر دلسوزانه، مثل نفت ریختن روی آتش اضطراب کودک عمل میکنند.در بخش اول این پرونده، از ریشههای پنهان «اضطراب جدایی» و ترسهای ناگفته کودکان در روزهای اول مهر گفتیم. (اینجا بخوانید) حالا در بخش دوم، پای صحبتهای ساناز رجبی، روانشناس کودک نشستهایم تا ببینیم کجای مسیرِ صحبت کردن با فرزندمان را اشتباه میرویم و چطور با ترفندهای کاربردی و کلمات درست، اعتمادبهنفس کودک را در برابر هیولای ترس تقویت کنیم. تمجید در اوج بحران؛ نوشداروی پس از مرگ سهراب!
شاید شما هم وقتی کودکتان در اوج گریه و بیقراری قرار گرفته، به عنوان اولین راه چاره شروع کردهاید از تواناییها و استعدادهایش گفتن تا آرام شود؛ اما این روش چرا جواب نمیدهد؟ ساناز رجبی در اینباره میگوید: «یکی از راههای برطرف کردن اضطراب کودک این است که اعتمادبهنفس او را تقویت کنیم. بسیاری از بچهها زمانی که اضطراب دارند، دقیقاً میدانند از چه چیزی میترسند، اما اعتمادبهنفس روبهرو شدن با ترسشان را ندارند. از طرفی نگراناند که بهخاطر این ترس مورد تمسخر بزرگترها قرار بگیرند و جملاتی مثل “گمگه بچهای؟ چرا میترسی؟! را بشنوند.»وی ادامه میدهد: «معمولاً والدین در خوشبینانهترین حالت به کودک میگویند: تو توانایی داری، ببین چقدر خوشگل مینویسی یا چقدر خوب نقاشی میکنی! اما واقعیت این است که هرچقدر تواناییهای کودک را در زمان ترس به رُخش بکشیم، فایدهای ندارد؛ چون هیجانِ ترس اجازه نمیدهد او تواناییهای خودش را ببیند. یکی از روشهای درست، تشویق رفتارهای مستقل و مطمئن است؛ اما نه در لحظه وقوع ترس! بلکه در شرایط عادی و زمانی که کار درستی مثل مرتب کردن تختخوابش را انجام میدهد، باید او را تشویق کنیم تا کمکم به توانمندیهای خودش مطمئن شود.»
از ترس فرار نکنید، رامش کنید!
گاهی والدین برای محافظت از کودک، او را از موقعیتهای استرسزا دور نگه میدارند، در حالی که علم روانشناسی مسیر دیگری را پیشنهاد میدهد. رجبی با تأکید بر این موضوع میگوید: « پژوهشها تأکید میکنند که تنها راه کاهش ترس، روبهرو شدن با موقعیت اضطرابآور است.تشخیص عامل ترس، آموزش شیوههای سازگاری و اطمینانخاطر دادن به کودک کمک میکند تا با ترس روبهرو شود و اضطرابش فروکش کند.«اولین باری که فرزندتان با یک موقعیت ترسناک روبهرو میشود، واکنش و میزان اضطراب او را یادداشت یا به خاطر بسپارید. دفعه بعد که در همان موقعیت قرار گرفت، دوباره سطح نگرانیاش را بسنجید. طبیعتاً متوجه خواهید شد که شدت این ترس با مواجهه مکرر و تدریجی، به مرور کمتر و کمتر میشود.»
وقتی با دلسوزی، اضطراب را به جان بچهها میاندازیم!
اما روی دیگر سکه، کلماتی است که از دهان والدین خارج میشود و ناخواسته حس ناامنی را در کودک دوچندان میکند. رجبی توضیح میدهد: «خیلی اوقات والدین در نحوه صحبت کردنشان بهجای آرام کردن کودک، او را مضطربتر میکنند؛ مثلاً میگویند: ای بابا! تو از چی میترسی؟ اینکه ترس نداره! این عبارت این حس را به کودک القا میکند که اصلاً درک نشده و علاوه بر اینکه ترسش نادیده گرفته شده، سرزنش و تحقیر هم شده است؛ در نتیجه اضطرابش دوچندان میشود.»او به هشدارها و نصیحتهای سمی پیش از مدرسه اشاره کرده و میگوید: «گاهی بچهها برای رفتن به مدرسه سرشار از ذوق و شوق هستند و هیچ ترسی در دل ندارند، اما والدین حین آمادهسازی، با توصیههای وسواسی مثل مواظب باش با غریبهها حرف نزنی!، دوست بد انتخاب نکنی! یا اگه ترسیدی فوری به من زنگ بزن، بذر وحشت را در دل کودک میکارند. این جملات اضطراب خودِ والدین را به کودک تزریق میکند و به او نشان میدهد که محیط مدرسه خطرناک است.»این کارشناس تأکید میکند: «نصیحتهای بیشازحد به کودک این پیام ناخودآگاه را میدهد که من به توانایی تو باور ندارم و از نقشی که قرار است ایفا کنی میترسم؛ همین پیامهای پنهان بهمرور خودباوری کودک را تخریب میکند.»
والدین باهوش چطور با کودک حرف میزنند؟
اگر نصیحت، انکار ترس و تمجیدهای بیموقع ممنوع است، پس در لحظه بحران چه باید گفت؟ ساناز رجبی یک فرمول مشخص و نجاتبخش به والدین پیشنهاد میدهد:«بهترین جمله برای مواجهه با اضطراب کودک این است: حتماً برات ترسناکه! کاملاً درکت میکنم که تو این موقعیت اضطراب داری؛ اما میدونم که میتونی روشی پیدا کنی تا با ترست کنار بیای. بیا با هم فکر کنیم و اون روش رو پیدا کنیم.»وی در پایان یادآور میشود: «با این عبارت، هم احساسات کودک را به رسمیت شناختهاید و هم بدون شعارزدگی، توانایی حل مسئله را به او یادآوری کردهاید. کودک باید یاد بگیرد که ترسیدن یک واکنش طبیعی انسانی است و مهارت اصلی این است که یاد بگیرد چطور حسش را مدیریت و مهار کند.»#اول_مهر #مدرسه #اضطراب_کودکان #اضطراب_جدایی #کودک #روانشناسی_کودک #تربیت_کودک #والدین #فرزندپروری #اعتماد_به_نفس #ترس_کودک #سلامت_روان #بازگشایی_مدارس #مهر_ماه #گروه_زندگی 23:04 - 25 شهریور 1405