سود ۴۰ سال را بدهید، نفت‌تان را صادر کنید!

تاریخ ثابت کرده هر جا ایرانی جماعت در برابر قدرت‌های استعمارگر یک‌قدم عقب‌رفته آنها یک‌قدم که نه، یک کیلومتر جلو آمدند و درخواست‌هایی داشتند محیرالعقول. یک نمونه این پا پس‌کشیدن‌ها و یاغی شدن‌ها پس از ملی‌شدن صنعت نفت ایران و در ماجرای درخواست انگلیسی‌ها برای ازسرگیری صادرات نفت ایران پیش آمد.
گروه فرهنگ خبرگزاری فارس -تاریخ: 20 هزار پوند برای سفر به اروپا به مظفرالدین‌شاه و 16درصد از سود سالانه برای ایران و در ازای آن، انحصار کشف، استخراج و بهره‌برداری از نفت ایران به مدت 60 سال برای انگلیس. این دو خط خلاصه یک استعمار تاریخی با نام قرارداد دارسی بود. آقای ویلیام دارسی خوب می‌دانست چه می‌کند و دست روی چه گنجی گذاشته. سهمی که شرکت نفتی انگلیسی به ایران می‌داد کمتر از مالیاتی بود که به دولت انگلستان پرداخت می‌کرد. آن زمان کارگران ایرانی تمام‌وکمال زیردست انگلیسی‌ها بودند و هیچ کارگر ایرانی حق نداشت سرکارگر شود. صدها انگلیسی با خانواده‌هایشان به ایران آمدند و در آبادان با پول ایرانی‌ها، زندگی لاکچری راه انداختند.هم‌زمان با بیست و نهم اسفند، سالگرد ملی‌شدن صنعت نفت ایران مرور آنچه بر این مرزوبوم گذشت تا صاحب‌اختیار منابع انرژی‌اش باشد بر هر ایرانی واجب است.

از 1312 تا 1372 نفت ایران دو دستی تقدیم انگلیس

مرور قراردادهای ننگین نفتی از دارسی آغاز شد. رضا پهلوی که بر سر کارآمد به تیریژ قبایش برخورد و معتقد بود که با قرارداد دارسی خیلی در حق ایران اجحاف می‌شود و با کلی ادعا قرارداد 1933 که به «متمم امتیازنامه دارسی» معروف بود با انگلیسی‌ها امضا کرد؛ قراردادی که از قبلی ننگین‌تر بود و بر اساس آن انگلیس با خیال راحت می‌توانست تا سال 1372 شمسی از منابع نفتی ایران بهره ببرد و به‌ازای استخراج هر تن نفت؛ فقط 4 شیلینگ به ایران بدهد. یعنی از سال 1312 تا سال 1372 انگلیس آزاد بود چمبره بزند بر نفت و منابع نفتی ایران. رضاخان فکر می‌کرد با این قرارداد گل را زده‌ آن‌قدر که جشن برپا کرد اما زهی خیال باطل که قرارداد 1933 ضرر بیشتری به ایران زد. 30 سال به مدت قرارداد اضافه شد که هیچ، سود دریافتی ایران فقط از شرکت نفت انگلیس- ایران بود و لاغیر. یعنی ایران هیچ سودی از بهره‌برداری‌های دیگری که از صنعت نفت می‌شد نداشت. حالا این دو قلم به کنار، تا پیش‌ازاین، ایران مالک دارایی‌های شرکت بود، اما بعد از ۱۹۳۳ این دارایی‌ها را واگذار کرد.

مسجد را روی سر کاشانی و مجلس را بر سر مصدق خراب می‌کنم

اما همیشه قرار نبود در منابع نفتی ایران روی پاشنه انگلیسی‌ها بچرخد. بالاخره یک جایی و یک روزی مردم ایران بیدار می‌شدند که شدند. با روشنگری روحانیونی مثل آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق فهمیدند چه کلاه گشادی سرشان می‌رود و حواسشان نیست. چرا باید انگلیسی‌ها با نفت ما بخورند و بچاپند و یک آب هم روش؟! و اینطور شد که طرح ملی‌شدن صنعت نفت ایران توسط دکتر مصدق به مجلس ارائه شد و آن زمان محمدرضا پهلوی خیلی تلاش کرد که جلوی تصویب این طرح را بگیرد و یکی از تلاش‌هایش انتصاب رزم‌آرا به نخست‌وزیری در تیر 1329 بود. «اگر بر ملی‌شدن صنعت نفت پافشاری کنید، مسجد را بر سر آیت‌الله کاشانی خراب می‌کنم و مجلس را بر سر اقلیت.» رزم‌آرا این‌طوری تهدید می‌کرد. محمدرضا پهلوی فکر می‌کرد شاید تیغ رزم‌آرا ببرد و جلوی این قائله را بگیرد. رزم‌آرا هم از هیچ تهدیدی فروگذار نکرد. تا تصمیم به انحلال مجلس و حکومت‌نظامی هم پیش رفت و همچنان که به فکر انحلال مجلس بود همه زورش را هم زد که مجلس قرارداد الحاقی «گس گلشائیان» را تصویب کند. اما اراده ایرانیان بیش از این بود و تیغ رزم‌آرا نبرید.

روزی که پرچم انگلیس از شرکت نفت پایین کشیده شد

بالاخره در 29 اسفند 1312، مجلس بدون رأی مخالف، طرح ملی‌شدن صنعت نفت ایران را تصویب کرد و نفت، ملی شد؛ بنابراین مصوبه، تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره‌برداری از نفت ایران از دست انگلیس خارج و به دولت ایران واگذار شد. قرار شد کارکنان انگلیسی جور و پلاسشان را جمع کنند و از ایران بروند. اعضای هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران با استقبال چند هزارنفری مردم خوزستان وارد آبادان شدند. همه آمده بودند. پیر و جوان. کوچک و بزرگ و می‌خواستند شکوه لحظه تاریخی پایین کشیده‌شدن پرچم انگلیس را با چشم خودشان ببینند. بالاخره لحظه موعود فرارسید. پرچم انگلیس پایین کشیده شد و پرچم ایران بر فراز اداره مرکزی شرکت سابق نفت در خرمشهر برافراشته شد و اختیار نفت ایران از دست انگلستان درآمد. چه رنجی تلخ‌تر از اینکه تو صاحب آب‌وخاک و نفتش باشی و یک کشور دیگر آش را با جاش برای خودش بردارد و چه لذتی بالاتر از پایان این رنج تاریخی.

به خانه برگردید

ملی‌شدن صنعت نفت پای انگلیسی‌ها را از ایران برید. 350 کارشناس انگلیسی به همراه خانواده‌هایشان در خوزستان زندگی می‌کردند و تاریخ گواه است که چه ظلم‌ها که بر اهالی خطه جنوب نرفت. انگلیسی‌ها در جنوب ایران برای خودشان حکومتی راه انداخته بودند. انگارنه‌انگار که نفت ما زیر دستشان است. بریز و بپاش‌هایشان از جیب مردم ایران بود اما با ایرانی جماعت مثل رعیت و زیر دست برخورد می‌کردند و چه روز تاریخی شد 11 مهر 1330؛ روزی که انگلیسی‌ها جل و پلاسشان را جمع کردند و برای خروج از ایران از طریق بصره آماده شدند.

یک قدم عقب بروی یک کیلومتر جلو می‌آیند

تاریخ ثابت کرده هر جا ایرانی جماعت در برابر قدرت‌های استعمارگر یک‌قدم عقب‌رفته آنها یک متر که نه یک کیلومتر جلو آمدند و درخواست‌هایی داشتند محیرالعقول. تاریخ پر است از این نمونه‌های پا پس‌کشیدن‌ها و یاغی شدن کشورهای روبه رو. یک نمونه آن پس از ملی‌شدن صنعت نفت پیش آمد. پس از ملی‌شدن صنعت نفت، انگلیس از حرص لغو امتیازش در قرارداد نفتی، تا دو سال اجازه نداد ایران نفتش را صادر کند. دست‌وپای ایران آن‌قدر بسته شد که مصدق تا یک جایی کوتاه آمد و اعلام کرد برای رفع تحریم‌های نفتی حاضر است همه ضرر و زیان دو ساله شرکت نفت با مدیریت انگلیس را پرداخت کند. اما انگلیس و آمریکا به پرداخت این ضرر و زیان راضی نبودند و گفتند ایران باید سودی را که انگلیس قرار بود در مدت قرارداد 1933 به دست بیاورد یک جا بدهد تا ما بی‌خیال شویم و بگذاریم نفت تان را صادر کنید؛ مدت قراداد از سال 1933 تا 1993 بود. حالا این قرارداد لغو شده بود و چهل سال از مدتش باقی‌مانده بود. انگلیس می‌خواست برای 40 سال کارنکرده سود بگیرد. هر چند مصدق زیربار نرفت و مبلغ آن‌قدر زیاد بود که اصلاً پرداختش عملی نشد. اما از تاریخ باید درس گرفت.

صنعت نفت ایران در این تاریخ واقعا ملی شد

صنعت نفت در 29 اسفند ملی شد و قراردادهای تحقیر‌کننده با انگلستان به زباله‌دان تاریخ پیوست اما همچنان خارجی‌ها یک پای صنعت نفت ایران بودند. این روال تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت، از بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود که اراده ایرانی جماعت پای خارجی‌ها را از اداره صنعت نفت ایران برید و متخصصان ایرانی باتکیه‌بر تخصص و تجربه و توکل، کار را طوری پیش بردند که حالا با افتخار سرمان را بالا می‌گیریم و می‌گوییم که به گواه آمار و ارقام و گزارش‌ها ایران به خودکفایی 80 درصدی در ساخت و تولید تجهیزات در صنعت راهبردی نفت رسیده است. سربلندی ایران و ایرانی جماعت بیش باد! پایان پیام/#ملی_شدن_صنعت_نفت #انگلیس #قرارداد_ننگین #پول_نفت
14:56 - 29 اسفند 1403

3 بازنشر6 واکنش
159٫8k بازدید



7 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌9**5026‌
@mm_nno29 اسفند 1403
در پاسخ به
اطلاعات خوبی بوداما غرب اگه سوار مردم هم بشهغرب گدا ها میگن ،ببینید چه باکلاس سوارمون شدن !!!ضمنا جل و پلاسنه جور و پلاس

تصویر نمایه‌ی ‌SM QARIB‌
@gharib46629 اسفند 1403
در پاسخ به
آنچه که امروز در تحریم صادرات نفت کشور می‌بینیم دنباله همان سیاست است انگلیس خبیث و آمریکای تروریست به ظاهر می‌بخشند آما فراموش نمیکنند ایران معادن فوق العاده ثروتمندی دارد و دنیای امروز خیلی بیشتر از نفت محتاج آنست باید دست فرمان کشور را تغییر داد و نفت صادر نکرد.

تصویر نمایه‌ی ‌عصرظهور‌
@user17090554734329 اسفند 1403
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌عصرظهور‌
عصرظهور

@user170905547343  •  29 اسفند 1403

ایا دلار بیست هزار تومانی قابل تحقق است؟

مطابق براوردها حدود ۷۰ملیارد دلار ارز و طلا در خانه های مردم نگه داری میشود.حال تصور کنید دولت برنامه ی منسجم و پیوسته ای برای دلار زدایی و لغو واردات کالاهای لوکس و کاهش نرخ ارز داشته باشد.در اینصورت سیل ارز و طلا از خانه ها به سمت بازار سرازیر شده و موجب کاهش شدید نرخ ها میگردد.

تصویر نمایه‌ی ‌علی وحدانی‌
@Msg139229 اسفند 1403
در پاسخ به
دورو بر امام و شهیدان

تصویر نمایه‌ی ‌سید صابر الدین حسین پناهی قروچای‌
@user17078941013729 اسفند 1403
در پاسخ به
متاسفانه اکنون افراد زیادی داریم . نه نفت بلکه میخواهند ایران را یکجا تحویل امریکا وانگلیس بدهند .

@user170910024278959528929 اسفند 1403
در پاسخ به
سلام ، راه دشوار بدست گرفتن حق تعیین سرنوشت رو به اتمام است و راه دشوارتر شرکت در رقابت تقریبا سالم بدون سرخر فیزیکی غربی و شرقی بطور جدی در پیش روی ماست!ما در این عرصه پیروز خواهیم بود!

تصویر نمایه‌ی ‌Dr.Mohsen .D‌
@Dr_Mohsen_D29 اسفند 1403
در پاسخ به
و این ماجرا همچنان به نوعی دیگر و در ابعاد دیگر ادامه دارد.