15 بهمن 1403

خاطرات جانباز انقلابی؛ از ماجرای فرار از دست آژان تا حضور در جبهه

عطر جوهر تازه هنوز مشامش را می‌نواخت. اعلامیه‌ای زیر بغلش جا خوش کرده بود. نگاهی به شهربانی روبه‌رو انداخت و نفس عمیقی کشید. قلبش تند می‌تپید، انگار می‌خواست از سینه‌اش بیرون بزند. این اولین قدم او در راهی طولانی بود، راهی که از کوچه‌های اردبیل آغاز شده بود و به جبهه‌های جنگ ختم می‌شد.
این جمله، عمق باور و اعتقاد رزمندگان در دوران دفاع مقدس را به تصویر می‌کشد. در آن شرایط دشوار، حتی فکر زیارت امام حسین (ع) نیز برای برخی رزمندگان، به دلیل شرایط جنگی و اولویت حفظ جان، در درجه دوم اهمیت قرار داشت. این نشان می‌دهد که ایمان و تعهد به وطن، در کنار عشق به اهل بیت (ع)، چگونه در وجود این مردان بزرگ، در هم آمیخته بود.
13:16 - 15 بهمن 1403

6 واکنش
168 بازدید