آیا بت بزرگ بنام دلار لایقت پرستش دارد؟دلار آمریکا در هشت دهه اخیر نه صرفاً یک ارز، بلکه به مثابه «بت بزرگ» نظام مالی جهانی عمل کرده است. این مقاله به واکاوی ماهیت، کارکردها و پیامدهای هژمونی دلار میپردازد. پرسش محوری این است که چرا جهانی که خود را عصر روشنگری و خردگرایی مینامد، همچنان «بت» کاغذیرا میپرستد که نه ارزش ذاتی دارد و نه پشتوانهای جز اراده یک دولتملت. این نوشتار در شش بخش، از ضرورتهای ظاهری پرستش این بت تا پیامدهای فروپاشی آن، و در نهایت نقد بنیادین آن از منظر قرآن و روایات را به تحلیل میکشاند.یکم. چرا باید بت بزرگ را پرستید؟ دلار پس از جنگ جهانی دوم و بر اساس توافقنامه برتون وودز در سال ۱۹۴۴، بهعنوان ارز ذخیره جهانی تثبیت شد. آمریکا که در آن زمان دو سوم طلای جهان را در اختیار داشت، اصرار کرد که نظام پولی جدید هم بر طلا و هم بر دلار تکیه کند. اما راز ماندگاری این «بت» فراتر از پشتوانه طلاییاست که در ۱۹۷۱ یکباره برداشته شد.پرستش دلار بر چهار ستون استوار است:نخست، عادت تاریخی و قفلشدگی نهادی. نظام برتون وودز نهادهایی چون صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی را آفرید که تمامی سازوکارهای آنها بر مبنای دلار طراحی شده است. این «قفلشدگی» بهگونهایاست که خروج از آن مستلزم بازطراحی کل معماری مالی جهانی است.
دوم، نقدشوندگی بینظیر. حدود ۶۰ درصد از ذخایر ارزی بانکهای مرکزی جهان به دلار اختصاص دارد و اکثر معاملات تجاری بینالمللی، از جمله نفت و کالاهای اساسی، به دلار انجام میشود. این نقدشوندگی، دلار را به «ارز مرجع» تبدیل کرده که هیچ رقیبی توان رقابت با آن را ندارد.سوم، پشتوانه نظامی و ژئوپلیتیکی. رابطهای متقابل میان دو اهرم قدرت آمریکا وجود دارد؛ قدرت نظامی آمریکا ناشی از دلار است و هرجا هژمونی دلار به مخاطره افتد، جنگ آغاز میشود. دلار بهعنوان عامل استقرار نظام اقتصادی جهانی، نقش مهمی در حفظ نظم اقتصادی جهانی بازی میکند.چهارم، نبود جایگزین واقعی. با وجود تلاشهای مکرر، هیچ ارز دیگری - نه یورو، نه ین و نه یوآن - نتوانسته است به جایگاه دلار دست یابد.جهان این بت را میپرستد، زیرا از هرجومرجی که در نبود آن پدید آید، بیش از هر چیز هراس دارد. این ترس، خود بزرگترین ستون پرستش دلار است.دوم. چرا جهان به این بت بزرگ نیازمند است؟ (کارکردهای مثبت ظاهری)از منظر کارکردگرایی در روابط بینالملل، دلار دستکم سه نیاز اساسی نظام جهانی را برآورده میسازد:ثبات و پیشبینیپذیری. دلار بهعنوان یک ارز مرجع، هزینههای مبادله را کاهش میدهد و به کشورها امکان میدهد بدون نیاز به ارزهای محلی متعدد، با یکدیگر معامله کنند. ثبات اقتصادی آمریکا و اعتماد جهانی به نظام مالی این کشور، دلار را به مرجعی برای ارزشگذاری تبدیل کرده است.تسهیل تجارت جهانی. سیستم برتون وودز نرخهای ثابت و پشتوانه طلایی را برای ایجاد ثبات در تجارت جهانی طراحی کرد. دلار بهعنوان «زبان مشترک» اقتصاد جهانی عمل میکند که بدون آن، پیچیدگی مبادلات بینالمللی بهطرز چشمگیری افزایش مییابد.
مدیریت بحران. صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی که هر دو بر مبنای دلار طراحی شدهاند، نقش مهمی در مدیریت بحرانهای مالی و بازسازی اقتصادی ایفا کردهاند.بهعبارت دیگر، جهان به این بت نیازمند است، نه بهخاطر ارزش ذاتی آن، بلکه بهخاطر نظمی که این بت نماد آن است. هرجومرجی که در نبود آن پدید آید، بهمراتب وحشتناکتر از خود بت تصویر میشود.سوم. اگر این بت نباشد، چه میشود؟ (سناریوهای فروپاشی)در ادبیات اقتصاد سیاسی، شش سناریوی اصلی برای جهانِ بدونِ دلار مطرح شده است:سناریوی نخست: جایگزینی با ارزهای ملی. کشورهایی چون چین در تلاشاند تا با گسترش استفاده از یوآن، جایگاه دلار را تضعیف کنند. در سال ۲۰۲۶، روسیه و ایران بیش از ۲۱۴ میلیارد دلار مبادله تجاری را به یوآن چین انجام دادند که رکوردی نمادین در دلارزدایی بهشمار میرود.سناریوی دوم: نظام مالی دوقطبی یا چندقطبی. جهان به سمت نظم پولی دوقطبی یا چندقطبی حرکت میکند که در آن بیش از یک ارز بهعنوان ذخیره ارزی ایفای نقش میکند. این به معنای تقسیم نظام مالی فعلی به دو یا چند سیستم رقیب با نهادها و سازوکارهای پرداخت مستقل است.سناریوی سوم: ظهور پول چندجانبه. حق برداشت مخصوص صندوق بینالمللی پول - که سبدی از چندین ارز را تشکیل میدهد - میتواند جایگزین دلار شود، هرچند محدودیتهایی دارد.سناریوی چهارم: استاندارد جدید طلایی. بازگشت به پشتوانه طلا بهعنوان راهی برای رهایی از سلطه دلار.سناریوی پنجم: ارزهای دیجیتال بدون تابعیت. بیتکوین و سایر ارزهای دیجیتال غیرمتمرکز میتوانند سیستم پولی را متحول کنند.
سناریوی ششم: فروپاشی سیستماتیک. هراسانگیزترین سناریو - فروپاشی کامل نظام مالی جهانی.نکته مهم آنکه این سناریوها لزوماً در تقابل با یکدیگر نیستند و میتوانند همزمان پیشروند. با این حال، آنچه مسلم است، هرجومرج موقتیاست که در فاصلهٔ فروپاشی یک نظام و استقرار نظام بعدی، گریبانگیر جهان خواهد شد. بیم از این هرجومرج، خود عامل اصلی بقای بت است.چهارم. این بت چه کاری میتواند انجام دهد؟ دلار فراتر از یک ابزار مبادله، ابزاری برای اعمال قدرت است:تحریمهای اقتصادی. آمریکا از سلطه دلار برای اعمال تحریمهای اقتصادی علیه کشورهای ناخواسته استفاده میکند. وزیر خزانهداری آمریکا هشدار داده که استفاده از دلار بهعنوان اهرم تحریم، ممکن است خود به تضعیف هژمونی دلار بینجامد.انتقال بحران. آمریکا میتواند تورم خود را از طریق چاپ پول به سایر کشورها صادر کند. همانگونه که یک اندیشمند گفته است: «آمریکا برگه کاغذ میدهد و گل ثروت ما را میگیرد».قدرت نظامی. رابطهٔ متقابل میان دلار و قدرت نظامی آمریکا بهگونهایاست که هرگونه تهدید هژمونی دلار، با واکنش نظامی مواجه میشود.کنترل نهادهای بینالمللی. صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی که ستونهای نظام مالی جهانی هستند، عملاً تحت نفوذ آمریکا عمل میکنند.
بت دلار نه فقط ارزش مبادلهای، بلکه قدرت تعیینکنندگی دارد؛ میتواند سرنوشت ملتها را رقم بزند، دولتها را سرنگون کند، و نظم جهانی را بهسود خالق خود بازآرایی کند.پنجم. آیا ما نیز این بت را میپرستیم؟ ایران در سطح گفتمانی همواره بر استقلال از دلار تأکید کرده و دلارزدایی را در دستور کار داشته است. در اجلاس اخیر بریکس در کازان، سران چین، هند، ایران و روسیه برای راهاندازی سیستم پرداخت جدیدی به نام «پل بریکس» جهت دور زدن دلار به توافق رسیدند.اما در سطح عملی، اقتصاد ایران بهشدت به دلار وابسته است. درآمدهای نفتی به دلار محاسبه میشود، ذخایر ارزی بانک مرکزی عمدتاً دلاری است، و حتی قیمتگذاری کالاهای اساسی در بازار داخلی بر مبنای نرخ دلار انجام میشود. این دوگانگی - انکار زبانی و پرستش عملی - خود گواهی بر عظمت این بت است؛ چنان قدرتمند که حتی دشمنان قسمخوردهاش نیز ناگزیر از تعامل با آناند.همچنین کشورهای عضو بریکس در سال ۲۰۲۵ بیش از یک تریلیون دلار مبادله تجاری داشتند که نزدیک به ۶۷ درصد آن به ارزهای محلی انجام شده است. تا سال ۲۰۲۶، تنها حدود ۳۵ درصد از تجارت میان کشورهای بریکس با دلار تسویه میشود و ۶۵ درصد باقیمانده با ارزهای محلی انجام میگیرد. این آمار نشان میدهد که روند دلارزدایی آغاز شده، اما هنوز به مرحلهٔ شکستن کامل بت نرسیده است.
ششم. چگونه میتوان این بت را شکاند؟شکستن بت دلار نیازمند رویکردی چندوجهی است:۱. توسعه نظامهای پرداخت جایگزین. چین با راهاندازی سیستم CIPS که در سال ۲۰۲۳ بیش از ۶/۶ میلیون تراکنش به ارزش ۱۲۳ تریلیون یوآن پردازش کرده، زیرساختهای لازم را ایجاد کرده است. روسیه نیز سیستم SPFS را توسعه داده که تا پایان ۲۰۲۳ شامل ۵۵۶ سازمان از ۲۰ کشور بوده است.۲. گسترش تجارت به ارزهای محلی. روسیه و چین ۹۲ درصد از تجارت دوجانبه خود را به روبل و یوآن انجام میدهند. این الگو باید در سطح جهانی گسترش یابد.۳. ایجاد ارزهای دیجیتال ملی. اتصال ارزهای دیجیتال ملی - روبل دیجیتال، یوآن دیجیتال و روپیه دیجیتال - میتواند نظامی موازی با سوئیفت ایجاد کند.۴. تنوعبخشی به ذخایر ارزی. کاهش تدریجی سهم دلار در ذخایر ارزی بانکهای مرکزی که از بیش از ۷۰ درصد در ابتدای دهه ۲۰۰۰ به حدود ۵۷ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است.۵. بازتعریف قیمتگذاری کالاهای اساسی. تغییر قیمتگذاری نفت از دلار به سبدی از ارزها یا طلا.با این حال، شکستن این بت بهسادگی ممکن نیست؛ «ساختارهای موازی» در حال شکلگیری هستند که میتوانند بهتدریج جایگزین نظام دلاری شوند. اما این فرایند تدریجی و پرهزینه خواهد بود و تا تحقق کامل آن، بت همچنان بر تخت قدرت خواهد نشست.
هفتم. تفسیر اسلامی؛ از منظر آیات و روایات از نگاه قرآن و سنت، دلار آمریکا نه یک پدیدهٔ اقتصادی که تجلی کامل «ربا» و «طاغوت» در عصر مدرن است.ربای آشکار در پول بیپشتوانهقرآن کریم ربا را بهصراحت حرام کرده است: «وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَا» (بقره، ۲۷۵). اما ربا تنها به سود بانکی محدود نمیشود؛ بلکه هرگونه افزایش ناروا در مبادلهٔ پول، مصداق ربا محسوب میشود. پول کاغذی بیپشتوانه - که دلار پس از ۱۹۷۱ مصداق کامل آن است - خود نظامی ربوی است، زیرا ارزشی بیش از بهای کاغذ و مرکبِ خود ندارد، اما در برابر کالاها و خدمات واقعی مبادله میشود.یک اندیشمند اسلامی بر این باور است که «پول فیات (بیپشتوانه) خود رباست، چیزی که اسلام آن را حرام کرده است». همچنین نظام مالی غرب مبتنی بر «بدهیهای بهرهدار» است و کل نظام پولی در قرون اخیر بهگونهای تغییر یافته که به انتشار خصوصی وابسته شده است.امام خمینی (ره) نیز در این باره میفرمایند: «در مثل اسکناس و دینار کاغذی و سایر پولهای کاغذی مثل دلار و لیرهٔ ترکی، ربای غیر قرضی تحقق پیدا نمیکند». یعنی پول کاغذی ذاتاً با احکام ربوی درگیر است و نظامی که بر پایهٔ آن استوار باشد، از عدالت اقتصادی به دور است.
دلار بهمثابه طاغوتطاغوت در قرآن به هر موجودی اطلاق میشود که از حد خود تجاوز کند و بندگان خدا را به پرستش خود فراخواند. دلار دقیقاً چنین کارکردی دارد؛ جهانیان را به پرستش خود واداشته، ارزشهای انسانی و عدالت را قربانی سوداگری کرده است. وابستگیهای سیاسی و نظامی که پشت این بت قرار دارد، آن را به مصداق کامل «طاغوت» تبدیل کرده است.پول اسلامی؛ درهم و دینار طلاییدر نظام اقتصادی اسلام، پول باید ارزش ذاتی داشته باشد. کارشناسان برجستهٔ ارزی جهان اسلام بر این باورند که کشورهای مسلمان باید نظام پولی مبتنی بر طلا و نقره - یعنی درهم و دینار اسلامی - را احیا کنند که بهطور خودکار دلار آمریکا را بیارزش خواهد کرد.پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «الدِّینَارُ بِالدِّینَارِ وَ الدِّرْهَمُ بِالدِّرْهَمِ مِثْلًا بِمِثْلٍ، فَمَنْ زَادَ أَوِ ازْدَادَ فَقَدْ أَرْبَى» (مسلم). این حدیث بر تساوی ارزش در مبادلهٔ پولهای طلایی و نقرهای تأکید دارد و هرگونه افزایش را ربا میداند. نظام دلاری با این اصل در تعارض کامل است.اخلاقِ پول در اسلامدر نظام اسلامی، پول وسیلهای برای تحقق عدالت و خدمت به بندگان خداست، نه هدفی برای ثروتاندوزی. نظام ربوی و مبتنی بر بهره - که دلار ستون فقرات آن است - ثروت را در دست عدهای اندک متمرکز میکند و توزیع عادلانه را از بین میبرد. قرآن میفرماید: «لِئَلَّا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیَاءِ مِنْکُمْ» (حشر، ۷)؛ یعنی ثروت نباید در میان اغنیا دستبهدست شود.نتیجهگیریدلار آمریکا بهمثابه «بت بزرگ» عصر مدرن، نظامی مبتنی بر ربای آشکار، سلطهٔ سیاسی و نظامی، و بیعدالتی اقتصادی است.
01:09 - 1 شهریور 1405