بانک های خصوصی و دولتی خط مقدم افزایش ارزش پول ملی یا کاهش ارزش پول ملی: اما بهترین کسب و کار سود آور در هر شرایطی اگر شما داستان فردی که پول ندارد اما پول دار می شود را می شنیدید، می گفتید تخیلی کودکان است اما امروز در بانک های ایران رقم خورده است یعنی شما می توانی سپرده های مردم جمع کنی 10 % را سپرده گذاری کنی در بانک مرکزی، 90 % تسهیلات بدهی، در نهایت بدون اینکه هزینه ای کرده باشی از اختلاف سپرده و تسهیلات نه تنها سود کسب کنی از کاهش ارزش ریال نیز سود کسب کنی. در سال 1403 در آمد بانک داخلی منتشر شد یکی از بانک های ایران سود 56.9 هزار میلیارد تومان داشته اما موفق ترین بانک بریتانیا به نام بانک نت وست درآمد 140 هزار میلیارد تومانی داشته است. باتوجه به در آمد حاصل شده این سوال بوجود آمد آیا واقعاً این اطلاعات درست است یا خیر ؟ اما نتایج حاصل شده بدین شرح بوده است که سودآوری بالای بانکها در ایران ناشی از نابسامانیهای ساختاری اقتصاد (تورم بالا، نرخ سود دستوری و سرکوب مالی، سفتهبازی با داراییهای ارزی و انحصار) است، نه کارآمدی واقعی. این سودآوری ظاهری، به تخریب تولید و افزایش نقدینگی دامن میزند. در مقابل، بانکهای بریتانیا در نظامی شفاف، رقابتی و مستقل فعالیت میکنند؛ سود آنها از محل کارمزد، نرخ بهره واقعی و مدیریت ریسک حاصل میشود. تفاوت کلیدی در این است که سود بانکهای ایرانی معلول اقتصاد بیمار و بانکهای بریتانیایی حاصل سلامت و کارآمدی نظام اقتصادی است. نرخ سود دستوری و تورم افسارگسیخته: انحراف بزرگیکی از اصلیترین دلایل سودآوری ظاهری بانکها، سیاست سرکوب مالی است؛ جایی که نرخ سود بانکی به طور دستوری بسیار پایینتر از نرخ تورم تعیین میشود.
وامهای ارزان، دارایی گران: با تورمی که گاهی از ۴۰ درصد فراتر میرود، نرخ سود بانکی حدود ۲۰ تا ۲۳ درصد عملاً «منفی» و بسیار ارزان است. بانکها با جذب منابع با این نرخ پایین، به گروههای خاص وامهای کلان میدهند و سود بالایی از محل خلق پول و اختلاف نرخها به دست میآورند. در بریتانیا، نرخ سود بانک مرکزی حدود ۵٪، نرخ سپرده بانکها حدود ۲-۳٪ و نرخ تسهیلات حدود ۶-۸٪ است. اسپرد معمولاً ۳ تا ۴ درصد است (نه ۸ تا ۱۰ درصد مانند ایران). همچنین تورم حدود ۲-۳٪ است، بنابراین نرخ سود واقعی برای سپردهگذار نزدیک به صفر یا مثبت است و هیچ رانت منفی-واقعی وجود ندارد. بانکهای بریتانیایی سود خود را از مدیریت ریسک، کارمزد خدمات و نوآوری مالی به دست میآورند، نه از سرکوب نرخ سود و تورم افسارگسیخته. یعنی در ایران باید نرخ سپرده 40 % و نرخ تسهیلات 44 % باشد.تراز ارزی مثبت: بسیاری از بانکها داراییهای ارزی بیشتری نسبت به بدهیهای ارزی خود دارند. افزایش شدید نرخ ارز در سالهای اخیر، باعث افزایش ارزش ریالی این داراییها شده و سود هنگفتی از محل «تسعیر داراییهای ارزی» برای بانکها به ارمغان آورده است. به عنوان مثال، رشد سودآوری برخی بانکها در سال ۱۴۰۳ عمدتاً ناشی از همین عامل بوده است. بازی با پول مردم: ساختار معیوب کسبوکارنظام بانکی ایران از نقش اصلی خود، یعنی واسطهگری مالی برای تأمین مالی تولید، فاصله گرفته است.
تمرکز بر سفتهبازی: بانکها به جای سرمایهگذاری در بخش مولد اقتصاد، منابع را به سمت فعالیتهای سفتهبازانه مانند سرمایهگذاری در بازار مسکن، طلا، ارز یا خرید سهام شرکتهای مختلف هدایت میکنند. سود این فعالیتها در شرایط تورمی و با افزایش قیمت داراییها بسیار بیشتر از سود ناشی از اعطای وام به بخش تولید است.انحصار و رانت:نظام بانکی ایران ساختاری الیگوپولی (تنگاتنگ) دارد. مطالعات نشان داده است که افزایش تمرکز در این بازار، تأثیر مستقیم و مثبتی بر سودآوری بانکها داشته است. در چنین فضایی، بانکها برای جذب مشتری و منابع رقابت نمیکنند و سود خود را از طریق تعیین قیمتهای غیرمنصفانه و هماهنگی با یکدیگر به دست میآورند. یعنی به معنای ایجاد بانک های ناکارآمد خصوصی با همان روش بانک دولتی نیست رقابت باید در سرمایه گذاری در تولید محصول صادراتی معنا شود. رقمهایی از سودآوری بانکهابرای درک ابعاد این سودآوری، نگاهی به عملکرد برخی بانکها در سال ۱۴۰۳ میاندازیم:بانک خصوصی 1 (در حال فعالیت): سود خالص این بانک با یک جهش بیش از ۱۰ برابری نسبت به سال گذشته، به بیش از ۴۱۴ هزار میلیارد ریال رسید.بانک خصوصی 2 (در حال فعالیت) : این بانک نیز در سال ۱۴۰۳ عملکردی درخشان داشت و سود خالص خود را به رقم ۵۶۹ هزار میلیارد ریال رساند.این ارقام نشاندهنده جذابیت بالای صنعت بانکداری باتوجه به شرایط تورمی در ایران چگونه است. چرا این سودآوری، بحرانی پنهان است؟با وجود این سودهای کلان، تداوم این وضعیت برای اقتصاد کشور بسیار خطرناک است:تخریب بخش تولید: با تخصیص منابع به فعالیتهای سوداگرانه، بخش مولد اقتصاد (کشاورزی، صنعت) از دریافت سرمایه محروم میشود که منجر به رکود و افزایش بیکاری میشود.
افزایش نقدینگی و تورم: روش اصلی جبران کسری و زیان انباشته بانکها، «پولپاشی» و افزایش پایه پولی است که مستقیماً به تورمهای افسارگسیخته دامن میزند.ریسک اعتباری و مطالبات معوق: بخش عظیمی از داراییهای بانکها را مطالبات معوق و سوختشده تشکیل میدهد. این یعنی بخش قابلتوجهی از وامهای پرداختی هرگز بازگردانده نمیشود و زیانهای پنهان و عظیمی در ترازنامه بانکها انباشته شده است.نتیجه گیری سودآوری بانکها در ایران نتیجه یک سیستم معیوب است که بر پایه تورم، رانت، سفتهبازی و فاصله گرفتن از کارکرد اصلی خود بنا شده است. به عبارت دیگر، بانکها به این دلیل سودآور نیستند که کارشان را درست انجام میدهند، بلکه به این دلیل سودآور هستند که از نابسامانیهای کلان اقتصادی سود میبرند. اصلاح این روند نیازمند تحولات بنیادین در سیاستهای پولی، نظارتی و ساختار مالکیت بانکهاست.
07:07 - 11 اردیبهشت 1405