اتاق جنگ اقتصادی ایران کجاست: شوک درمانی بهتر است یا اصلاحات تدریجی ؟پس از جنگ ایران و با دو رژیم متجاوز که به زیر ساخت های ایران آسیب وارد شد و سبب افزایش تورم انتظاری در کالا ها شد اما روش مناسبی برای مقابله با آن در این شرایط ارائه نشد. برای پاسخ به این مشکل ابتدا می بایست اتاق جنگ اقتصادی ایجاد شود و اصلاحات اقتصادی باید بهصورت پلهای و تدریجی اجرا شود تا فشار بر مردم کم شود. پیشنیاز این اصلاحات، یک دوره ۶ تا ۱۲ ماهه برای تثبیت فوری اقتصاد (کنترل تورم، تأمین کالاهای اساسی و بازسازی حداقلی) است. سپس اصلاحات در چهار حوزه ناترازی کلیدی باید دنبال شود:انرژی: آزادسازی پلکانی قیمت برای صنایع بزرگ، ایجاد بازار برق سبز و سهمیهبندی هوشمند سوخت.مالی و بانکی: تفکیک بانکهای بیمار از سالم، انتشار اوراق تثبیت تورمی و اصلاح تدریجی نرخ سود بانکی.ارزی و تجاری: راهاندازی بازار متقابل ارز، حذف ارز ترجیحی با هر عنوانی یا برای هر محصولی و گسترش تهاتر منطقهای.بودجهای: فروش اوراق سلف نفتی، افزایش مالیات بر ارزش افزوده و مولدسازی اموال دولتی از طریق بورس.در نهایت، پیشنهاد اصلی «قانون نبض اقتصادی» است که هر سه ماه یک بند مشخص را فعال میکند و با نظارت نهادی مستقل همراه میشود. این روش از شوکدرمانی پرهیز کرده و با گامهای خیلی کوچک اما برگشتناپذیر، ضمن جبران فشار بر فقرا، وابستگی به نفت را طی ۵ سال کاهش میدهد. یشنیاز کلیدی: ایجاد «اتاق جنگ اقتصادی با ثباتسازی فوری»قبل از هر اصلاحی، یک دوره ۶ تا ۱۲ ماهه فقط برای تثبیت وضعیت ضروری است. این شامل:کنترل تورم از طریق انقباض پولی شدید اما موقت و مدیریت دستورالعملهای ارزی.
تأمین حداقل کالاهای اساسی با استفاده از ذخایر راهبردی و مبادلات پایاپای با همسایگان.بازسازی شبکه حداقلی بانکی برای پرداخت حقوق و یارانهها.راهاندازی «صندوق بازسازی ملی» با اموال بلوکهشده اگر توافق حاصل شود یا از درآمد حاصل از حق عبور و ناوبری از تنگه هرمز پس از این ثباتسازی شکننده، اصلاحات پلهای در حوزههای ناترازی آغاز میشود.روش پلهای (تدریجی) برای اصلاح ناترازیهاروش پیشنهادی مبتنی بر سه اصل است:۱. گامهای کوچک و برگشتناپذیر (برای ایجاد اعتماد). ۲. جبران جانبداری (برای کاهش فشار بر فقرا).۳. شفافیت تدریجی (برای مبارزه با فساد).۱. ناترازی انرژی (برق و گاز)گام اول (سال اول پس از تثبیت): آزادسازی پلکانی قیمت حاملهای انرژی فقط برای صنایع بزرگ صادراتگرا (پتروشیمی و فولادی). در مقابل، یارانه نقدی هوشمند به خانوارهای کمدرآمد پرداخت شود.گام دوم (سال دوم): ایجاد «بازار سبز برق» برای نیروگاههای تجدیدپذیر خصوصی با نرخ تضمینیگام سوم (سال سوم): اجرای سیستم سهمیهبندی هوشمند سوخت برای خودروها (کارت سوخت متصل به راننده، نه خودرو) به همراه تعرفههای پلهای مصرف (قیمت هر پله بیشتر، ۳۰٪ گرانتر)نتیجه: کاهش تدریجی قاچاق سوخت و افزایش بهرهوری بدون شوک به خانوار.۲. ناترازی مالی و بانکی (تورم و مطالبات غیرجاری)گام اول: تفکیک بانکها به دو دسته: «بانکهای بیمار» (با نسبت کفایت سرمایه منفی) تحت مدیریت موقت دولت، و «بانکهای سالم» مجاز به فعالیت با نرخ سود شناور.گام دوم: انتشار «اوراق مشارکت تثبیت تورمی» با سررسید ۲ ساله و نرخ سود حقیقی مثبت (۲٪ بالاتر از تورم) برای جمعآوری نقدینگی. این اوراق فقط قابل فروش در بورس است (نه بانک مرکزی).
گام سوم: اصلاح تدریجی نرخ سود بانکی: هر ۶ ماه یک بار، نرخ سود علیالحساب به نرخ تورم اعلامی بانک مرکزی نزدیک شود (هدف: رسیدن به نرخ سود حقیقی).نتیجه: جلوگیری از فرار سرمایه و تشویق پسانداز بدون ایجاد رکود شدید.۳. ناترازی ارزی و تجاری (افزایش صادرات غیرنفتی)گام اول (فوری پس از ثبات): ایجاد بازار متقابل ارز (حوالههای الکترونیکی) برای صادرکنندگان خرد - به جای ارز گرانقیمت، آنها اجازه دهند واردکنندگان کالاهای غیرتحریمی از همان ارز استفاده کنند. (مدل موفق چین در دهه ۹۰)گام دوم (سال دوم): حذف کامل ارز ترجیحی (با فرض تورم بالای ۴۰٪ دیگر معنا ندارد) و جایگزینی با یارانه نقدی هدفمند. نرخ ارز به صورت شناور مدیریتشده در کریدور ۵٪ تعیین شود.گام سوم: توافقات منطقهای تهاتر (با روسیه، چین، هند، ترکیه، پاکستان) برای کالاهای اساسی در برابر نفت و گاز. این کار نیاز به دلار را کاهش میدهد.نتیجه: شفافیت ارزی، کاهش رانت و افزایش تدریجی صادرات غیرنفتی.۴. ناترازی بودجه (وابستگی به نفت)گام اول: فروش اوراق سلف نفتی (نفت تحویل آتی) با تخفیف ۲۰٪ به پیمانکاران داخلی بازسازی. آنها نفت را پس از بازسازی صادر میکنند.گام دوم: جایگزینی تدریجی مالیات بر ارزش افزوده (هر سال ۱٪ افزایش نرخ) با عوارض صادراتی خامفروشی. هدف: رسیدن مالیات بر درآمد اصناف و شرکتها به ۵۰٪ درآمدهای مالیاتی تا سال پنجم.گام سوم: واگذاری مولدسازی اموال دولتی (نه تصدیها) به صورت خُرد از طریق بورس کالا. هر ماه سهمالشرکه پارکینگها، انبارها و زمینهای بلااستفاده دولتی به عموم فروخته شود.نتیجه: وابستگی بودجه به نفت ظرف ۵ سال به زیر ۲۰٪ میرسد.
پیشنهاد نهایی: "قانون نبض اقتصادی" (Economic Pulse Law)به جای یک برنامه اصلاحی سنگین، پیشنهاد میشود قانونی وضع شود که هر ۳ ماه، یک بند از آن فعال شود. مثال:فصل اول: سامانه هوشمند یارانهها فصل دوم: مجوز مناطق آزاد خصوصی در سه استان مرزی.فصل سوم: راهاندازی سه صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر دولتی-خصوصی برای فناوریهای آب و انرژی.فصل چهارم: قانون شفافیت تراکنشهای بانکی (فقط برای مبالغ بالای ۵۰۰ میلیون تومان).نتیجهگیریپس از جنگی، مردم ایران بیش از هر چیز به ثبات و چشمانداز نیاز دارند. روش پلهای با این منطق که «گام محکم و کوچک بهتر از لکوموتیو معیوب است» عمل میکند. هر گام باید دارای نشانگر فوری بهبود باشد (مثل کاهش قیمت گوشت و مرغ، بهبود نرخ برق صنعتی). همچنین ضروری است که نهادهای مستقل نظارتی (متشکل از خبرگان اقتصادی غیرسیاسی و امین مردم) بر اجرا نظارت کنند تا اصلاحات دچار انحراف نشود. اگر هر مرحله شکست بخورد، توقف موقت گام بعدی به مراتب کمتر از شکست یک «شوک درمانی» تمامعیار به اقتصاد آسیب میزند.
18:42 - 6 اردیبهشت 1405