پدرخواندگان نظام 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷امیر فتحی کارشناس حوزه بین الملل سال ها بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در جهت احیای مستمر مکتب غنی انقلاب که توسط بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی (ره) پایه ریزی شد افراد در مسئولیت های مختلف کلام خویش را معطوف به تداوم این انقلاب کردند.اما این مطلب مورد بحث واقع می گردد که آیا این افراد به دنبال ماهیت اصلی مکتب بودند یا دنبال به نوعی نوسازی و الحاق نظریات در آن بودند. آنچه همه در مورد آن اشرافیت داریم این نظام با ماهیت دموکراسی یا مردم سالاری دینی بنا گردید مبنایی بنیادین و قوی برگرفته از کتاب آسمانی قرآن کریم بنایی اصولی با ساختاری هدفمند البته با زعامت ولایت مطلقه فقیه که فقاهت و سیاست دو عنصر راهبردی برای ترسیم خط سیر حرکت قطار انقلاب بوده و هست.اما اگر در راستای مذکورات فوق صفحات تاریخ انقلاب مورد تورق قرار گیرد مبنای تعیین شده حرکت انقلاب همیشه در ثبات بوده ولی افراد در تلاش خارج شدن این ثبات و تغییر با نظرات نوین بودند و غافل از آینده نگری و شناخت نوع ریل تلاش های متعددی را در مکتوبه تاریخ به ثبت رساندن. نظریاتی که آبستن حوادثی که خون های به ناحق ریخته ای را همراه داشت.خون مظلومینی که در دو بعد پای کار آمدند اول: ایمان به حرکت افراد با عنایت به مبنای اولیه داشتند و به تعبیری فریب خوردنددوم: دچار انحراف و سردمداری تغییرات نوین در جهت رفاه مطلوب به مراتب فاصله گرفتن از اصل بوده است و سرنوشتی سیاه را برای زندگی خویش و انقلاب رقم زدند.انقلاب اسلامی ایران با ماهیت دین و سیاست و تاسیس شاکله ای از سیاست دینی به میدان آماده است
و در مقابل رزمندگی جنگ با سکولاریسم تفکر آن بوده است. از طلیعه انقلاب افراد مختلفی آمدند که خویش را مدافع انقلاب اسلامی معرفی کردند اما این دفاع از ماهیت انقلاب اسلامی در اصل تاسیس بستر انقلاب ثانی و به تعبیرشان خارج شدن از پوسته کهنه انقلاب اولیه بوده است و این موارد با واکاوی عملکرد آنها قابل دسترسی است.شابلون مسیر درست این حرکت عنایت به مواضع و مبانی اندیشه ای فکری رهبری ثانی حضرت آیت ا... خامنه ای (ره) است. چه کسانی در طول مسیر ریل انقلاب فرمان رهبری را واحد دانسته اند و چه کسانی فرمان رهبری را با نگاه چالشی مطرح کردند.در کنار این مباحث فلسفه ایجاد احزاب و جبهه ها و جناح ها و گرایش ها در طول انقلاب به عنوان عناصر تامین کننده امنیت بقای مکتب اصیل انقلاب بوده ولی در بستر زمان این بقا منوط به سایه دستخوش تغییرات البته در بعضی از اذهان واقع گردید. تغییراتی که حتی منجر به دشمنی های پنهان و آشکار شد.
دشمنی که با گذر زمان حتی باب به حق یا ناحق بودن تصدی جایگاه رهبری توسط رهبری عظیم الشان انقلاب قائد شهید را مطرح می کند.اما درد اینجاست که این کلام خام و ناپخته و بدون فکر از لسان شخص یا عده ای از نزدیکان آنهایی مطرح می گردد که اولا از آنها انتظار چنین کلامی نیست و ثانیا همیشه ادعای کنار ایشان بودن را داشتند. ولی تشخیص این مهم کار زیاد سختی هم نبوده در کلام و عمل میزان همراهی را می توان سنجید.آنها از این قبیل حرکات نابخردانه و تهمت های ناروا را به انواع مختلف روی شخصیت های برجسته انقلاب که انقلاب مدیون عملکردهای آنها از ابتدا تا زمان شهادتشان بوده همچون بهشتی و مطهری و ... انجام دادند و حتی با تفکر حذف کنار آنها بودند و عاقبت این توطئه جامه عمل پوشانده شده است.اگر انسان دشمن داشته باشد البته دشمن در مقابل می تواند با ارائه طریق و تدبیر آن را کنترل و حذف نماید اما دشمن دوست نما رو چطور می توان شناسایی و جنگید قطعا نظارت سخت و تدبیر خاص را می طلبد اول در جهت تفهیم و روشنگری و زدودن غبار ذهنی از مردم نسبت به آنها که در زمره دشمن هستند و دوم جنگیدن مناسب و اخذ تصمیمات کلیدی و راهبردی درخور در جهت سرکوبی گرفت.و انرژی و زمان حرکت انقلاب صرف مقابله دشمن به اصطلاح خودی به جای حرکت به سوی پیشرفت و ترقی می گردد.در زمان طول عمر با برکت امام راحل این رویه منحوس جاری بود تا زمان قائد معظم شهید که می توان این جمله را نسبت به دوران زعامت امامین انقلاب مطرح کرد :(و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین ...)آنچه از دشمنی آنها با قائد شهید می توان گفت تصمیمات روشن و کارشناسی شده با فکر ایشان را اشکال های بی اساس وارد می کردند و حتی شخصیت علمی و فقهی
ایشان را زیر سوال می بردند.در طول عمر با برکت ایشان واژه امام را جهت ایشان در هاله ابهام فرو بردند.این دشمنی دوست نماهای انقلابی است که ضرر آن ها از دشمنان به مراتب بدتر بوده و هست .اما رهبری شهید انقلاب در مقابل هوشیاری و دشمن شناسی به تمسک این کلام امیر المومنین در نهج البلاغه بود : ‌«وَاللهِ لا اَکونُ کَاضَّبُعِ تَنامُ عَلی طولِ اللَدم» «من آدمی نیستم که با لالایی دشمن ‌خوابم ببرد.» خیلی‌ها با لبخند دشمن خاطرشان جمع می شود که دیگر خطری نیست اگر دشمن لالایی بدهد، خوابشان ‌میبرد.امیرالمؤمنین می فرماید که: «وَ مَن نامَ لَم یُنَم عَنه»اگر تو خوابت برد، معلوم نیست دشمن هم خوابش برده باشد، ‌او بیدار است. نوازش دشمن و لالایی دشمن موجب نمی شود من به خواب بروم؛ یعنی این هوشیاری در مقابل دشمن در ‌اوج است.اما به حول و قوه الهی همیشه در این نکته دشمن غفلت کرده و برایش باور پذیر نبوده که نظام جمهوری اسلامی جدا از مردم نیست و ملت ایران یعنی جمهوری اسلامی ایران این عقیده مستحکم رهبر شهید انقلاب بوده و الگوی امروز ما هست. اما دشمنی ها حتی بعد رفته ایشان ادامه خواهد داشت البته با تاکتیک ویژه تر از همیشه و این مردم هستند که ستون های نظام هستند و باید پشتیبان ولایت فقیه باشند تا به مملکت آسیبی نرسید. خطاب ای با دشمن: به دشمنان داخلی نفوذی ها و ستون پنجم دشمن انقلاب اسلامی باید گفت که این نظام در گرو افراد (خادمان نظام) نیست بلکه انقلاب اسلامی یک تفکر بی بدیل است و سالیان سال در چرخش مردمی و ملت است و تا زمانی که ملت سپهسالار آن باشد توطئه داخلی و خارجی کاملا نسبت به آن بی اثر و خنثی است
04:55 - 31 مرداد 1405
سیاست
امام و رهبری
سیاست داخلی

1 بازنشر
208 بازدید