شکستی دیگر در کارنامه مذاکراتی ترامپ و آمریکا
مناقشه میان آمریکا و کانادا، درواقع میان دو کشوری رخ داده که نهتنها دشمن هم محسوب نمیشوند، بلکه نزدیکترین متحدان سیاسی، امنیتی و اقتصادی یکدیگر هستند.
گروه فارس پلاس: شکست مذاکرات تجاری آمریکا و کانادا، آن هم میان دو کشور نزدیک و همسو، یک بار دیگر این واقعیت را برجسته میکند که مسئله واشنگتن در مذاکره صرفاً دستیابی به توافق نیست؛ بلکه تبدیل مذاکره به ابزاری برای گرفتن امتیاز بیشتر از طرف مقابل است.روز شنبه، پس از شکست مذاکرات، آمریکا تعرفه ۵۰ درصدی بر حدود ۲۰ میلیارد دلار از کالاهای وارداتی کانادا اعمال کرد؛ اقدامی که کانادا نیز وعده داده است با تعرفههای متقابل پاسخ دهد.
اهمیت این اتفاق فقط در حجم تعرفهها یا خسارت اقتصادی آن برای کانادا نیست. نکته مهمتر این است که این مناقشه میان آمریکا و کشوری رخ داده که نهتنها دشمن واشنگتن محسوب نمیشود، بلکه یکی از نزدیکترین متحدان سیاسی، امنیتی و اقتصادی ایالات متحده است.کانادا عضو ناتو است، در ساختارهای امنیتی آمریکای شمالی با واشنگتن همکاری نزدیک دارد و بخش بزرگی از تجارت خارجیاش به بازار آمریکا وابسته است. با این حال، همین سطح از همسویی نیز نتوانسته مانع از آن شود که اختلافات تجاری در نهایت به اعمال تعرفههای سنگین منجر شود.مذاکرات اخیر نیز دقیقاً همین مسئله را نشان میدهد. دو طرف در روزهای پایانی مذاکرات به توافقی نزدیک شده بودند، اما اختلاف بر سر برخی امتیازات و تغییرات پیشنهادی آمریکا در آخرین مراحل موجب فروپاشی گفتوگوها شد.
مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، اعلام کرد مذاکرات تجاری با آمریکا را متوقف کرده و به مذاکرهکنندگان کشورش دستور داده به اتاوا بازگردند. او همچنین گفت کانادا به همان میزان تعرفههای تازه آمریکا، اقدامات تلافیجویانه اعمال خواهد کرد.کارنی گفت تغییرات لحظه آخری در شروط پیشنهادی آمریکا «ناعادلانه و غیراقتصادی» بوده و اعتبار هر توافق احتمالی را زیر سوال برده است.در مقابل، جیمیسون گریر، نماینده تجاری آمریکا، کانادا را مسئول شکست مذاکرات دانست و گفت اتاوا از نهایی کردن توافق بر اساس شروطی که اوایل هفته بر سر آنها تفاهم شده بود خودداری کرده است.
رفتار آمریکا در پرونده کانادا نشان میدهد که حتی رابطه نزدیک سیاسی نیز الزاماً به معنای برخورداری از تضمین در برابر فشارهای اقتصادی نیست. واشنگتن در شرایطی که کانادا یکی از مهمترین شرکای اقتصادی و امنیتی آن است، از تعرفه به عنوان اهرم فشار استفاده کرده و اکنون نیز با شکست مذاکرات، تعرفههای جدید را اجرایی کرده است.
از این منظر، پرونده کانادا برای کشورهایی که به مذاکره با آمریکا به عنوان راهی برای حل اختلافات نگاه میکنند، یک تجربه قابل تأمل است. مسئله صرفاً این نیست که طرف مقابل چه وعدهای میدهد؛ مسئله اصلی این است که چه تعهدی حاضر است بپذیرد و چه تضمینی برای اجرای آن وجود دارد.این همان نقطهای است که تفاوت میان «مذاکره» و «امتیازگیری» روشن میشود. اگر آمریکا حاضر نباشد در مقابل امتیازاتی که از طرف مقابل دریافت میکند، تعهدات روشن، قابل سنجش و قابل راستیآزمایی بپذیرد، اساس توافق از ابتدا نامتوازن خواهد بود. در چنین شرایطی حتی اگر توافقی روی کاغذ شکل بگیرد، امکان بازگشت فشارها با بهانهای جدید همچنان وجود خواهد داشت.
جالب آنکه کانادا حتی در حوزههایی خارج از مناقشه تجاری نیز در بسیاری از موارد در چارچوب سیاستهای همسو با واشنگتن حرکت کرده است.در موضوع ایران، دولت کانادا همچنان سیاست تحریمی خود را ادامه داده و حتی در سال ۲۰۲۶ چندین مرحله تحریم جدید علیه افراد و نهادهای ایرانی وضع کرده است. وزارت خارجه کانادا در ماه مارس پنج فرد و چهار نهاد را تحریم کرد و در ۱۴ اوت نیز پنج فرد دیگر را به فهرست تحریمهای مرتبط با ایران افزود. بنابراین، پرونده کانادا یک تناقض مهم را آشکار میکند: همسویی سیاسی با آمریکا لزوماً به معنای برخورداری از رفتار برابر در میز مذاکره نیست. کانادا میتواند در بسیاری از موضوعات بینالمللی در کنار واشنگتن قرار داشته باشد، اما هنگامی که پای منافع اقتصادی آمریکا به میان میآید، این همسویی مانع استفاده واشنگتن از ابزار تعرفه و فشار نمیشود.
با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست داخلی و خارجی با خبر شوید.
08:55 - 1 شهریور 1405