برگ برنده ایران در جنگ روایتها
ارتباط بیواسطه با افکار عمومی همسایگان از طریق انتصاب سخنگویان عرب و ترک، برگ برنده جمهوری اسلامی ایران برای خنثیسازی تصویرسازیهای خصمانه رسانههای رقیب است.
امروز، میدان نبرد تنها محدود به شلیک موشک و پهپاد نیست؛ بلکه میدان اصلی، ذهن و قلب میلیونها انسانی است که در همسایگی ما زندگی میکنند. ایران در حالی برای سناریوهای مختلف نظامی آماده میشود که در میدان «دیپلماسی عمومی»، عملاً زمین را به حریفان قدرتمند رسانهای خود واگذار کرده است.در نظریههای روابط بینالملل، دهههاست که مفهوم قدرت از انحصار توان نظامی و اقتصادی خارج شده است. جوزف نای با طرح نظریه «قدرت نرم»، استدلال کرد که توانایی تأثیرگذاری بر دیگران برای دستیابی به نتایج مطلوب از طریق جذابیت و اقناع، به جای اجبار یا تطمیع، کارآمدتر و پایدارتر است.در عصر ارتباطات، دیپلماسی دیگر محدود به گفتگوی پشت درهای بسته میان دیپلماتها نیست. «دیپلماسی عمومی» بر ضرورت ارتباط مستقیم دولتها با «مردم» کشورهای دیگر تأکید دارد. نظریهپردازانی مانند مانوئل کاستلز در بحث جامعه شبکهای، نشان میدهند که چگونه جریان اطلاعات میتواند سلسلهمراتبهای سنتی قدرت را به چالش بکشد. اگر نتوانید در این شبکهها حضور داشته باشید و روایت خود را بسازید، دیگران روایت شما را -آنگونه که میخواهند- میسازند.
چالش اصلی ایران در حال حاضر، فقدان ارتباط بیواسطه با افکار عمومی منطقه است. پیامهای تهران غالباً از فیلتر رسانههای جریان اصلی عربی (مانند العربیه و الجزیره) و یا رسانههای ترکیهای مانند TRT و رسانههای خصوصی همسو با غرب عبور میکند. این رسانهها، با دستورکارهای سیاسی مشخص، سخنان مقامات ایرانی را براساس بافت ذهنی خود بازنمایی میکنند.در نتیجه، شهروند عادی عرب در ریاض، بغداد، قاهره و بیروت، یا شهروند ترک در استانبول و آنکارا، ایران را نه از زبان خود ایران، بلکه از دریچه دوربین رقبای منطقهای و حتی دشمنان فرامنطقهای میبیند. این «میانجیگری خصمانه»، تصویری هیولایی و توسعهطلب از ایران ساخته که زمینه را برای پذیرش هرگونه اقدام نظامی علیه کشورمان در افکار عمومی منطقه فراهم میکند. ما در حالی از «امت واحده» یا همگرایی منطقهای سخن میگوییم که ابزار اولیه گفتگو با بدنه این منطقه را نداریم.امروز که بازار گمانهزنیها درباره احتمال آغاز درگیری در منطقه داغ است، شکستن حصار زبانی میتواند برگ برنده ایران باشد. دیگر نمیتوان تنها به شبکههایی مانند العالم یا پرستیوی بسنده کرد؛ این رسانهها اگرچه ضروریاند، اما به دلیل دایره مخاطبان خاص خود، عملاً راهی به بدنه اصلی افکار عمومی در کشورهای همسایه پیدا نمیکنند.
راهکار عملیاتی در این زمینه انتصاب سخنگویان نظامی یا سیاسی برای حوزههای زبانی عربی و ترکی است. این افراد نباید صرفاً مترجمانی مسلط باشند؛ آنها باید افرادی باشند که به ظرایف زبانی، ضربالمثلها، حساسیتهای مذهبی و قومی و کدهای فرهنگی جامعه هدف آگاه باشند و به جای صدور بیانیههای خشک از تهران وارد میدان دیپلماسی عمومی شوند و به شبهات پاسخ دهند.در میدان، اهمیت کلمات کمتر از گلولهها نیست. اگر ایران نتواند مستقیماً با مردم منطقه که قربانیان اصلی هرگونه جنگی خواهند بود، صحبت کند، نیمی از جنگ را پیش از شلیک اولین گلوله باخته است.دیپلماسی عمومی، هزینه نیست؛ سرمایهگذاری برای امنیت ملی است. ما برای بازدارندگی، هم به موشک نیاز داریم و هم به زبان گویا برای تعامل با همسایگان. غفلت از دومی، کارایی اولی را نیز زیر سوال خواهد برد.
09:50 - 11 بهمن 1404