انتقادات محمدرضا پهلوی از پدرش
یکی از تلخترین و تأثیرگذارترین رویدادهای قرن بیستم برای کشورمان، تهاجم متفقین و به دنبال آن، انفعال دفاعی رضاخان و اشغال ایران بود. این رخداد، که با تدبیر و مدیریت صحیح میشد از وقوع آن جلوگیری کرد، به دلیل ناکارآمدی و ضعف در تصمیمگیری شاه به وقوع پیوست. ناتوانی رضاخان در اداره این بحران بهگونهای بود که حتی پسرش محمدرضا، بارها از عملکرد وی انتقاد کرد و او را مورد سرزنش قرار داد.
گروه فارس پلاس: محمدرضا پهلوی در آیین جشن سالروز تاسیس نیروی دریایی در سال 53 راجع به بیتدبیری و خوشباوری پدرش چنین توضیح میدهد: «برای بار دوم تجربه ثابت کرد، همانطور که در جنگ بینالمللی اول بر اثر ضعف تشکیلاتی و حکومتی، مملکت ایران پریشان خاطر شد و زیر سم ستور بیگانه قرار گرفت. در جنگ بین المللی دوم نیز در اثر خوشباوری و اینکه احترام ملل محفوظ میماند، در قفس طلایی به اصطلاح بی طرفی خودمان آرمیده بودیم، تا اینکه کسانی که صاحب زور بودند معنی بیطرفی را به ما نشان دادند.باز تکرار میکنم اگر در آن روز ما آنطور خوش باور نبودیم و آمادگی آن را داشتیم که قبل از اینکه مملکت ما تحت اشغال قرار بگیرد و از حدود استعداد دفاع ما خارج باشد که از آن دفاع بکنیم، مملکمت را به کسی سالم تحویل نمیدهیم، اتفاقات شهریور 1320 احتمالا پیش نمیآمد و نیروی دریایی جوان ایران نابود نمیشد. ولی هر ملتی از تاریخ باید پند بگیرد؛ پند ما چه بود؟ اینکه هر ملتی که با سربلندی میخواهد زندگی کند باید آماده جانفشانی و دادن قربانی و تلفات باشد.» اما در سال ۱۳۲۰، به دلیل ترس، خیانت و فرار رضاخان و فرماندهان نظامیاش، ایرانیان نتوانستند برای دفاع از میهن آماده و برای جانفشانی وارد میدان شوند. محمدرضا نیز در ادامه به این موضوع اشاره میکند: «قربانیهایی که نیروی دریایی ایران در سال ۱۳۲۰ داد، ایکاش حقیقتاً در یک رزم دریایی بود و ایکاش این قربانیها فقط متعلق به نیروی دریایی نبود و به تمام ملت و مملکت سرایت میکرد، در این صورت چنین نبردی یک مقاومت میهنی یا یک جنگ میهنی میشد. اگر ما خود را برای چنین روزی آماده بکنیم، چه بسا هیچوقت برای ما پیش آمد بدی نکند، برای اینکه بدخواهِ احتمالی خواهد دانست که سر و کارش با یکی دو واحد جنگنده نیست، بلکه با تمام آحاد و افراد یک ملت است و یک ملت را نمیشود به زانو درآورد».
شاه در جایی دیگر راجع به انفعال و بی تدبیری پدرش چنین اظهار تاسف میکند: «چیزی که واقعا تاسفش را میخوردم این است که چرا پدرم میدانهای نفتی را مینگذاری نکرد و به شما نگفت که اگر وارد خاک من بشوید همه چیز را منفجر میکنم. اشغال ایران پیامدهای شوم فراوانی داشت».
شاه در سخنرانی 30 شهریور 1350 نیز توضیح میدهد: «ضعف نظامی در جنگ بین المللی اول و دوم باعث اشغال این مملکت شد... در جنگ بینالمللی دوم، خوش باوری ما نسبت به حقانیت و سیاست بیطرفی خودمان مانع از آن نشد که دیگران را از تخطی و تجاوز علنی و خشونتآمیز غیرمنصفانه به این مملکت بازدارد... ضعف نظامی، ما را حتی اگر حق هم داشته باشیم، همیشه محکوم میکند».
هرچند محمدرضا پهلوی از عاقبت پدرش و تجارب تلخ گذشته درسهای زیادی آموخت، اما بهعلت ضعف شخصیتی و وابستگی مفرط به غرب، نتوانست آنها را پیادهسازی و برای کشور استقلال و قدرت فراهم آورد. یادداشت «اسدالله علم» وزیر دربار در روز شنبه 14شهریور 1349، به خوبی این موضوع را نشان میدهد: «صبح، شرفیاب شدم. شاهنشاه فوقالعاده نگران وضع اردن بودند. فرمایشاتی فرمودند که به سفیر آمریکا بگوییم آیا با این اندازه وضع درهم و برهم، باید وضع دفاعی ما طوری باشد که فقط برای هشت روز جنگ، مهمات داشته باشیم؟ آخر ما که از شما چیزی و کمکی نمیخواهیم؟ میگوییم نفت ما را ببرید و پول ما را بدهید که در راه منافع مشترک و دفاع مشترک خرج کنیم. از این هم مضایقه دارید؟»
16:42 - 15 شهریور 1404