به غم‌انگیزی نداشتن خانواده

خداحافظ جون به کارگردانی کیت وینسلت غم‌انگیزترین فیلمِ خانوادگیِ غرب در یافتنِ هویتِ انسانی است. وینسلت به عنوانِ یک کارگردان به همان اندازه احساسْ خرج کرده که در هنگام نقش‌آفرینی از او دیده می‌شود. اوجِ احساس‌اش را در «تایتانیک» کامرون، مشاهده می‌کنیم و تکنیک بازیگری او را در «کتاب‌خوان» دالدری، لمس خواهیم کرد؛ مشخصاً سینمای وینسلت در اثرِ مورد نقد مجموعه‌ای از باورهای ارتباطی است که خاصّیَتِ جهانمشمولی در آن اجتماعی خواهد شد. فیلمْ گُفتمانی میانِ نسل‌ها برقرار می‌کند که تجربه‌ی فردی در دورانِ جوانی و هیجاناتِ آن را به چالش خواهید کشید. به عنوان مثال به رابطه‌ی دو خواهر در فیلم اشاره می‌کنم: هردو فرزندانشان را طوری تربیت کرده‌اند که با گُفتن: لطفاً، چیزی را از بزرگترها بخواهند؛ هر دو با اولین خبرِ برادرشان که مادرِ سرطانی‌شان دوباره راهی بیمارستان شده با یک دیگر روبه‌رو می‌شوند؛ رابطه‌ی خوبی با پدر ندارند و...، یادآوریِ نوستالژی‌ها و احساساتِ انسانی است که آن دو را در آغوشِ یک دیگر می‌فِشُرد و... نقدِ روابطِ غربی صراحتاً در «خداحافظ جون» دیده می‌شود و شعار هم این است که: تو اگر خانواده نداشته باشی هیچ‌چیزی نداری. به رابطه‌ی آن برادر با پرستار دقت کنید: فیلم عمیقاً نشان می‌دهد تنها خانواده و احترام به بزرگتر است که انسانیت را حفظ خواهد کرد.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی#خداحافظ_جون #فرهنگ #انقلاب #جهان #بی_بند_و_باری #آزادی #هنر #خانواده #انسان #نقد_فیلم #کیت_وینسلت #فارس #فارس_تعاملی #خبرگزاری_فارس ✍️ #ali_rafiei_vardanjani🎩 ‎@alirafieivardanjani
۲۹ MB

انسانِ بی‌هویتِ غربی

جامعه‌ی غرب یک پایه‌ی لغزنده دارد و یک اساسِ نشر دهنده. لغزندگی در جوامعِ غربی به واسطه‌ی فراموشیِ فُرمِ هویتی انسان در محیطِ خانواده است که طبیعتاً در چُنین شرایطی هیجانِ کاذبِ خارج شده از آزادی‌های نامشروع و بی‌بند و بارِ آن برای جوان‌های مُستعدِ فریب‌خوردنِ سایرِ جوامع به خوبی انتشار و گُسترش می‌یابد. جوان‌هایی که جهانِ فکری‌شان با نسلِ روبه‌روی خود متفاوت است و به جای جذب و تبیینِ تجربه‌های خانوادگی در نقدِ و نقضِ آن شُعار می‌دهند. «خداحافظ جون» نقدِ کوچکِ وینسلت بر آینده‌ی خانواده در جوامعِ این‌چُنینی است. مادری که سرطان دارد، فرزندانی که با پدر مخالف‌اند و برادری که یک غریبه را درک می‌کند؛ قطعاً که درام، درامِ مناسبی برای قبلِ کریسمس نیست امّا یادمان نرود که اگر خانواده‌ای نباشد بابانوئل کادوهایش را به فرزندان کدام مادرها و پدرها دهند؟ نکته‌ی مشخص این است که این خواهرانِ با یک دیگر کدورت داشته هرکدام خانواده‌ای دارند و حتیّ آن خواهر، هلن، که رقص درمانی انجام می‌داده، در ستایشِ این مقوله، پرسوناژ می‌آفریند. سینمای آکادمیکِ وینسلت به اندازه‌ای مانندِ «جاده‌ی انقلابی» سم مندرز، است که گویی فُرم را از روی دستِ او تقلب کرده. به باورِ من فُرم در «خداحافظ جون» در خدمتِ درام قرار گرفته. فیلمنامه و خوانشِ از آن خیال‌انگیزترین بخشِ دستوراتِ فیزیکیِ کارگردان سرِ صحنه است. تعهدِ کارگردان به فیلمنامه را در پلان به پلانِ این فیلم می‌توان دید. ✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی✍️ #ali_rafiei_vardanjani🎩 ‎@alirafieivardanjani

زیرِ پوستِ جامعه

چرا انقلابِ فرهنگیِ ایران مُدام موردِ تهاجُمِ ضدِّ فرهنگیِ غرب قرار می‌گیرد؟. آیا جامعه‌ی غربی می‌تواند اُلگویی برای ساختنِ آینده‌ی جوانان باشد یا خیر؟ من با تمامِ باورهای مذهبی و اجتماعی‌ای که دارم نظرِ خود را بعد از تماشای «خداحافظ جون» ایراد می‌کنم. بنظرم غرب پُر از ناهنجاری‌های اخلاقی و عُرفی است که سعی می‌کند با همسو کردن دیگر جوامع با خود یک تالی‌فاسدِ مرزی را به جهان گُسترش دهد. در میانِ سیلِ انبوهی از فیلم‌های ناهنجار در موردِ خانواده تماشای فیلم وینسلت و «آنجا» رابرت زمکیس، می‌تواند نقدِ صریحِ انسانِ غربیِ بدونِ خانواده را دید. در زیرِ پوستِ چُنین جوامعی ظاهراً آینده‌ی روشنی از نظرِ مادیات برای جوان وجود دارد امّا این فکت را نباید فراموش کرد که انسان موجودی مرکب است و روانِ او نیاز به امنیتِ خاطر دارد که این امنیتِ خاطر تنها در کنارِ خانواده محقق خواهد شد. انسانِ غربی در سنینِ کهنسالی از اینکه به فکرِ امنیتِ روانی و روحانی خود در جوانی نبوده و خانواده‌ای برای تأمینِ آن نساخته قطعاً احساسِ پشیمانی خواهد کرد و این احساسِ پشیمانی را جوامع غرب با انتشارِ غیرِ عادّیِ آزادی‌های بی‌بند و بارِ خود به اجتماعاتِ دینی، خانواده محور و هیجاناتِ کاذبِ حاصل از آن به جوانانِ، نوعی از ما، گسترش می‌دهد. وینسلت در «خداحافظ جون» صراحتاً وفاداریِ غربی را نقد می‌کند. شخصیت‌ها از پدر تا آن فرزندِ کوچک خانواده‌ای هستند دور اُفتاده از جامعه‌ی حال و حاضر که به زحمت می‌توان نمونه‌اش را در دیگر آثارِ غربی دید.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی✍️ #ali_rafiei_vardanjani🎩 ‎@alirafieivardanjani

وقتی پای انسان در میان باشد

وقتی پای انسان در میان باشد همهْ هویت و ریشه‌ی او را جویا می‌شوند. با این فرمان هویت در انسان‌های غربی زاده‌ی یک عشقِ گذرا است که بدونِ هیچ پایبندی و منطقی برای‌اش شناسنامه صادر می‌شود. انسان در غرب به جای خانواده و ریشه داشتن شناسنامه‌ای دارد که به بی‌ریشه بودنِ او تأکید می‌کند. نمی‌توان جای خالیِ ارتباطاتِ خانوادگی و ژنتیکی را با ارتباطاتِ اجتماعیِ نامحدود پُر کرد. فکتی که در «خداحافظ جون» وجود دارد و بسیار مهم است آن است که تنها انسانی که غمِ از دست دادنِ مادر را متوجه می‌شود کسی است که از خون و پوست او ساخته شده، یعنی برادر یا خواهر و می‌بینیم که سازش آن دو با این مسئله حاصل می‌شود. ممکن است غریبه‌ای با شما همدردی کند امّا یک غریبه هرگز همان دردی را ندارد که شما دارید و این همه‌ی ویژگیِ خانواده داشتن است که فیلمِ وینسلت به خوبی آن را نشان داده. ✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی✍️ #ali_rafiei_vardanjani🎩 ‎@alirafieivardanjani
08:35 - 28 دی 1404

1 بازنشر3 واکنش
152٫6k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌امیرحسین حسنخانی‌
در پاسخ به
خیالتون راحت، با گرونی ها و اقتصاد معلول حاکمه این تنهایی و انزوا عاقبت تمام دهه شصتی ها و هفتادی هاست