سرخوردگی عمیق
🔹رفتار دولتهای غربی در نسبت با ایران آن هم زمانی که حین مذاکرات به ایران حمله شد، آن قدر وقیح بود که بعد از جنگ دوازده روزه محمد قوچانی از شاخصترین فعالین غربگرایی در ایران، در مصاحبه ای با صراحت گفت : " اعتراف میکنم هرگز اینقدر نسبت به غرب بدبین نبودم. وقتی دیدم اروپاییها حتی ظاهر قواعد حقوقی را هم حفظ نمیکنند، دیگر نمیشود خوشبین بود." 🔹همان زمان عطریانفر معاون سیاسی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، تصریح کرد حمایت آشکار غرب از رژیم صهیونیستی در برابر ایران موجب سرخوردگی عمیق نخبگان سیاسی شده است. منظور او از نخبگان سیاسی ، غربگراها هستند. "سرخوردگی عمیق" غربگراها واژه مهمی است. آنها باید به بنیادهای اندیشه و تمایلات خود برگردند و ببینند چرا اموری به این روشنی را نمیدیدند و یا این مقدار دیر دیدند. 🔹تنها یک روز پس از آنکه هیئت حقیقتیاب سازمان ملل از وجود «دلایل معقول» برای وقوع جنایت جنگی آمریکا در حملات به غیرنظامیان ایران خبر داد، واشنگتن از شورای حقوق بشر خارج شد؛ و نشان داد آمریکا قواعد و سازوکارهای نظارت بینالمللی را فقط تا زمانی میپذیرد که خود در جایگاه متهم قرار نگیرد.🔹حامد کرزی رییس جمهور سابق افغانستان در مصاحبه ای زنده میگوید که در سال ۲۰۱۳ و آخرین سفرش به امریکا، از آمریکاییها پرسیدم اگر موشک شما، کودکان افغانستانی رو بکشد؛ تروریسم است یا نه؟ گفتند خیر، آمریکاییها گفتند تروریسم یعنی زمانی که منافع آمریکا به خطر بیفتد!او بغض میکند و مینالد از "ناتوانی ملی" و بیچارگی در مقابل قدرتهایی که به نام کمک به افغانستان آمده بوده بودند.
🔹از سال تاسیس سازمان ملل در ۱۹۴۵ تا امروز آمریکا تقریبا صد مرتبه از حق وتو استفاده کرده که شصت مرتبه آن فقط در دفاع از اسراییل بوده. از ابتدای جنگ غزه آمریکا شش مرتبه تصمیم دنیا برای پایان جنگ و کمک به مردم غزه را وتو کرد. برای آنکه بفهمیم حجم استفاده آمریکا از حق وتو چه اندازه است خوب است توجه کنیم که چهار عضو دیگر صاحب این حق یعنی انگلیس ۳۲ بار ، فرانسه ۱۸ بار ، شوروی یا روسیه ۱۲ بار و چین ۵ بار از این حق استفاده کرده اند. حقی که بالکل با هیچ یک از قواعد حقوقی و اخلاقی که غربگرایان از آن دم میزنند نمیسازد. دقت کنیم فقط در همین مورد آخر یعنی جنگ غزه که شش بار پایان جنگ توسط آمریکا وتو شد، بیش از هشتاد هزار نفر کشته شدند که هفتاد درصد آنها زن و کودک بودند.🔹از سالهای ابتدایی دهه هشتاد ایران تصمیم گرفت برخی از مشکلات خود را در مسائل هسته ای با گفتگوی با غرب و آمریکا حل و فصل کند، گفتگوهای ابتدای دهه هشتاد که توسط غربگرایان با سه کشور اروپایی انجام شد، رسما عمل نشد، غربگرایانی مثل حسن روحانی که مسوول هیات مذاکره کننده قبلی بود مدعی شد باید گفتگو با کدخدا کرد تا مساله حل شود، در دهه نود گفتگوها با آمریکا و دیگر قدرتها انجام شد، همان ابتدا اوباما رییس جمهور وقت جلوی عایدات برجام را گرفت و به تعبیر رییس بانک مرکزی وقت هیچ عایدی برای ایران نداشت.
بعدتر ترامپ رسما از توافق خارج شد ، و باز بعد از آن کشورهای اروپایی از مکانیسم ماشه در برجام بر علیه ایران استفاده کردند، ایران مذاکرات با آمریکا را در موضوع هسته ای ادامه داد، حین مذاکرات اسراییل و آمریکا به ایران حمله کردند و ضمن ترور مسوولین و دانشمندان مراکز فن آوری هسته ای ایران را بمباران کردند، بعد از این جنگ باز ایران با مذاکرات ادامه داد و این بار در میانه مذاکرات در حالیکه ایران نرمشها و انعطافهای بسیاری نشان داد دوباره آمریکا به ایران حمله کرد و بعد از ترور رهبر و کودکان بیگناه ما جنگ دیگری را آغاز و مراکز و زیر ساختها را بمباران کرد و نیرو به مرکز ایران گسیل کرد تا اورانیوم غنی شده را بدزدند، باز ایران مذاکرات برای پایان جنگ را شروع کرد به تفاهمنامه مشترکی رسیدند که از همان روزهای نخست توسط آمریکا بالکل نقض شد. 🔹همه اینها در حالی بود که هم آژانس هسته ای هم سازمان ملل عملا هیچ کاری برای دفاع از ایران انجام ندادند. غربگرایان ایران در چنین شرایطی به جای سخن گفتن از اعتماد به غرب یا جذابیتهای غرب روی ترس از غرب متمرکز شدند و نسخه "بدیم بره" را پیچیدند بدون اینکه توضیح بدهند چه ضمانتی وجود دارد که اگر چیزی را از حقوق خود بدهیم برود ، ایران به وضعیت لیبی و ونزوئلا و افغانستان و عراق و لبنان و سوریه و دیگران دچار نخواهد شد.همشهری
21:15 - 2 مهر 1405