عامل اصلی كشتار مردم تهران در 17شهريور را بهتر بشناسيد

کمتر نامی در تاریخ معاصر ایران با حوادث خونین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ گره خورده است که نام ارتشبد غلامعلی اویسی در میان آن نباشد. فرمانده‌ای که سال‌ها در ساختار قدرت نظام پهلوی حضور داشت و از نزدیک با مهم‌ترین تحولات سیاسی و امنیتی آن دوران درگیر بود.با این حال، تصویری که از اویسی در حافظه عمومی باقی مانده، بیشتر به نقش نظامی و فرماندهی او محدود شده است؛ در حالی که در روایت‌های تاریخی، خاطرات برخی مقامات بلندپایه و گزارش‌های امنیتی، ابعاد دیگری از شخصیت و عملکرد او مطرح شده است؛ از روابطش با دربار و شبکه‌های قدرت گرفته تا اتهام‌های سنگین مالی، فساد و نقش او در سرکوب اعتراضات مردمی.فرمانده‌ای که راه قدرت را از مسیر دربار طی کردغلامعلی اویسی در سال ۱۲۹۷ در قم متولد شد. مسیر پیشرفت او در ارتش، به‌تدریج او را به یکی از چهره‌های قدرتمند ساختار نظامی و امنیتی حکومت پهلوی تبدیل کرد.در روایت‌های منتقدان و برخی خاطرات منتشرشده از رجال آن دوره، اما تصویر متفاوتی از او ارائه شده است. از جمله ارتشبد حسین فردوست در خاطرات خود، اویسی را افسری کم‌مطالعه و فاقد توانایی‌های برجسته نظامی معرفی می‌کند که بیش از آن‌که از مسیر دانش و شایستگی حرفه‌ای پیشرفت کند، به روابط سیاسی، چاپلوسی و نزدیکی به شاه تکیه داشت.بر اساس روایت فردوست، اویسی در دوران دانشکده افسری نیز چندان علاقه‌ای به حضور جدی در کلاس‌ها نداشت و بیشتر درگیر امور غیرآموزشی بود. همین روایت‌ها بعدها به بخشی از تصویری تبدیل شد که مخالفان اویسی از وی به عنوان یک فرمانده برخوردار از قدرت سیاسی، اما فاقد پشتوانه قابل‌توجه حرفه‌ای ترسیم کردند.
در کنار این موارد، نام اویسی در برخی منابع در ارتباط با محافل و شبکه‌های نزدیک به ساختار قدرت، از جمله انجمن فراماسونری «اخوت»، نیز مطرح شده است؛ ارتباطاتی که به باور منتقدان، در تثبیت جایگاه او در ساختار سیاسی آن روزگار بی‌تأثیر نبوده است.از تریاک تا ارتشاء؛ اتهام‌هایی که درباره اویسی مطرح شدیکی از جنجالی‌ترین بخش‌های روایت مربوط به زندگی غلامعلی اویسی، اتهام مشارکت در شبکه‌های قاچاق تریاک است.در برخی گزارش‌ها و روایت‌های اطلاعاتی مربوط به آن دوره، اویسی در زمان فرماندهی ژاندارمری به دست داشتن در قاچاق گسترده تریاک از مسیر افغانستان و ترکیه متهم شده است. ادعاهایی مطرح شده که بر اساس آن، مواد مخدر کشف‌شده در برخی عملیات‌ها به شکل سازمان‌یافته جمع‌آوری و سپس به خارج از کشور منتقل می‌شد.حتی در پاره‌ای از این روایت‌ها، نام همسر اویسی نیز مطرح شده و ادعا شده است که در کرمان شبکه‌ای برای بسته‌بندی و توزیع تریاک در اختیار داشته است.ثروتی که در نتیجه این فعالیت‌ها به اویسی نسبت داده شده، در برخی خاطرات و گزارش‌ها بسیار هنگفت توصیف شده است. حسین فردوست نیز در روایت‌های خود از ثروت قابل‌توجه اویسی سخن گفته و مدعی شده است که بخش بزرگی از این دارایی‌ها به ارز تبدیل و از کشور خارج شده بود.البته بخش قابل‌توجهی از این ادعاها در قالب خاطرات، گزارش‌های امنیتی و روایت‌های سیاسی آن دوران مطرح شده‌اند و میزان صحت مستقل هر یک از آنها نیازمند بررسی جداگانه اسناد تاریخی است؛ اما همین اتهام‌ها، بخش مهمی از تصویری را شکل داده‌اند که منتقدان حکومت پهلوی از اویسی ارائه می‌کنند.

فرمانده‌ای با چهره‌ای خشن و اقتدارگرا

اویسی در سال‌های فعالیت نظامی خود، به‌تدریج به چهره‌ای شناخته‌شده در میان مخالفان حکومت تبدیل شد؛ فرمانده‌ای که سبک مدیریتی و برخوردهایش با مردم، در برخی مناطق، با خشونت و ارعاب همراه توصیف شده است.در شماری از گزارش‌های امنیتی و روایت‌های محلی، از نارضایتی مردم برخی مناطق از رفتار او سخن گفته شده است. روستاییان اطراف قم نیز در برخی گزارش‌ها از برخوردهای خشن و فشارهای او شکایت داشته‌اند.در این روایت‌ها، اویسی خود را بیش از یک مقام نظامی می‌دید و به نوعی نماینده مستقیم قدرت شاه در منطقه تبدیل شده بود؛ چهره‌ای که به پشتوانه جایگاهش در ساختار حکومت، خود را در برابر بسیاری از اعتراض‌ها و مخالفت‌ها مصون می‌دانست.حتی در میان برخی نظامیان بلندپایه نیز تصویر او چندان مثبت نبود.ارتشبد عباس قره‌باغی، رئیس وقت ستاد ارتش، در روایت‌هایی که بعدها منتشر شد، اویسی را فردی متملق و قدرت‌طلب توصیف کرده و مدعی شده است که او در روزهای بحرانی انقلاب، بیش از هر چیز به فکر حفظ موقعیت و خروج خود از کشور بوده است.

۱۷ شهریور؛ روزی که نام اویسی با «جمعه سیاه» گره خورد

اما مهم‌ترین و جنجالی‌ترین بخش کارنامه غلامعلی اویسی به روزهای پایانی حکومت پهلوی و حوادث ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ بازمی‌گردد.در آن مقطع، تهران در شرایطی بحرانی قرار داشت. اعتراضات گسترده شده بود و حکومت برای کنترل اوضاع، حکومت نظامی اعلام کرد. غلامعلی اویسی نیز به عنوان فرماندار نظامی تهران مسئولیت اجرای مقررات حکومت نظامی و کنترل پایتخت را بر عهده داشت.صبح ۱۷ شهریور، هزاران نفر در میدان ژاله و خیابان‌های اطراف آن تجمع کردند. نیروهای نظامی برای متفرق کردن جمعیت وارد عمل شدند و درگیری به تیراندازی و کشته و زخمی شدن شمار زیادی از معترضان انجامید.این روز بعدها با عنوان «جمعه سیاه» در تاریخ انقلاب ایران ثبت شد.در روایت رایج، اویسی به عنوان فرمانده نظامی تهران مسئول مستقیم اجرای حکومت نظامی و عملیات نیروهای نظامی در آن روز شناخته می‌شود و به همین دلیل، نام او بیش از هر فرمانده دیگری با سرکوب ۱۷ شهریور پیوند خورده است.با این حال، درباره جزئیات دقیق صدور دستور تیراندازی، سلسله‌مراتب فرماندهی و میزان مسئولیت مستقیم هر یک از مقام‌های نظامی و سیاسی حکومت، روایت‌های متفاوتی وجود دارد. آنچه تردیدی در آن نیست، جایگاه محوری اویسی در ساختار فرماندهی حکومت نظامی تهران در زمان وقوع این حادثه است.۱۷ شهریور به یکی از نقاط عطف اعتراضات علیه حکومت پهلوی تبدیل شد؛ حادثه‌ای که نه‌تنها از شدت اعتراضات نکاست، بلکه شکاف میان حکومت و بخش بزرگی از جامعه را عمیق‌تر کرد.

خروج از ایران؛ پایان قدرت، آغاز فعالیت سیاسی

با شدت گرفتن بحران سیاسی در ماه‌های پایانی حکومت پهلوی، اویسی نیز سرانجام ایران را ترک کرد.پس از خروج او در دی ۱۳۵۷، زندگی او وارد مرحله دیگری شد؛ مرحله‌ای که دیگر خبری از فرماندهی رسمی در ارتش ایران نبود، اما فعالیت سیاسی و نظامی او پایان نیافت.اویسی در خارج از کشور به یکی از چهره‌های فعال جریان سلطنت‌طلب تبدیل شد و تلاش‌هایی برای سازمان‌دهی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی انجام داد.در روایت‌های مختلف، از همکاری و حمایت برخی نیروهای سلطنت‌طلب و همچنین ارتباط با محافل و دستگاه‌های اطلاعاتی غربی و اسرائیل در پروژه‌های مرتبط با براندازی جمهوری اسلامی سخن گفته شده است.یکی از طرح‌های مطرح‌شده، تشکیل نیرویی تحت عنوان «ارتش آزادی‌بخش» و تلاش برای سازمان‌دهی یک حرکت نظامی علیه جمهوری اسلامی بود.این برنامه‌ها، با وجود تلاش‌های گسترده، در نهایت به نتیجه نرسید و اویسی نتوانست رؤیای بازگشت نظامی به ایران را عملی کند. ترور در پاریس؛ پایان یک زندگی پرحاشیهدر ۱۱ بهمن ۱۳۶۲، غلامعلی اویسی در پاریس هدف سوءقصد قرار گرفت و کشته شد.عاملان این ترور هیچ‌گاه به شکل قطعی در روایت عمومی تاریخ مشخص نشدند و درباره انگیزه‌ها و پشت پرده این قتل، روایت‌ها و گمانه‌زنی‌های متفاوتی مطرح شده است.مرگ او در غربت، پایانی بود بر زندگی یکی از شناخته‌شده‌ترین فرماندهان نظام پهلوی؛ فرمانده‌ای که از سال‌های سرکوب سیاسی دهه ۴۰ تا روزهای بحرانی انقلاب ۵۷، در مهم‌ترین تحولات امنیتی و نظامی حکومت نقش داشت.

اویسی؛ نامی باقی‌مانده در تاریک‌ترین صفحات تاریخ معاصر

غلامعلی اویسی برای بسیاری از ایرانیان، پیش از هر چیز یادآور حکومت نظامی، سرکوب و ۱۷ شهریور است؛ فرمانده‌ای که نامش با یکی از خونین‌ترین روزهای ماه‌های پایانی حکومت پهلوی گره خورد.اما کارنامه او تنها به میدان ژاله و حوادث ۱۷ شهریور محدود نمی‌شود. روایت‌های تاریخی درباره روابط او با دربار، سبک قدرت‌طلبانه، اتهام‌های مربوط به فساد و قاچاق مواد مخدر و همچنین فعالیت‌های سیاسی و نظامی‌اش پس از خروج از ایران، تصویری پیچیده‌تر از این فرمانده نظامی ارائه می‌کنند.در نهایت، فارغ از اختلاف‌نظرهایی که درباره صحت برخی روایت‌ها و جزئیات عملکرد اویسی وجود دارد، جایگاه او در تاریخ معاصر ایران انکارشدنی نیست.او یکی از فرماندهانی بود که در حساس‌ترین مقاطع تاریخ پهلوی در رأس ساختار نظامی قرار داشت؛ فرمانده‌ای که نامش با سرکوب مخالفان، حکومت نظامی و خونریزی‌های سال‌های پایانی آن حکومت گره خورد و به همین دلیل، همچنان یکی از بحث‌برانگیزترین چهره‌های نظامی تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود.تقریبا این مطلب را با محتوا متفاوت سال 1389 در فارس منتشر کردم#ایران_قوی #مرگ_بر_آمریکا #جمعه_سیاه
09:30 - 17 شهریور 1405
نظامی و امنیتی
فرهنگ
تاریخ

1 بازنشر2 واکنش
29٫9k بازدید