جنگی که نتیجهاش وارونه شد
ایران در تنگه هرمز حق وتو داردباراک اوباما روز شنبه در کارزار انتخاباتی دموکراتها در اوهایو، جنگی را که با هدف تضعیف ایران آغاز شد، به وارونگی دستاورد راهبردی متهم کرد. او در نخستین حضور انتخاباتیاش در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، گفت ایران پس از هفت ماه جنگ، بر تنگه هرمز حق وتو پیدا کرده و موقعیت استراتژیک آن نسبت به پیش از جنگ قویتر شده است. این جمله، فراتر از انتقاد یک رئیسجمهور پیشین از جانشین جمهوریخواه اش، نشانه شکلگیری میدانی تازه از منازعه است. "رقابت بر سر تعریف نتیجه جنگ".سخنرانی اوباما یک استدلال هزینه-فایده ساده و کوبنده دارد.مرحله اول: او جنگ را جنگ غیرضروری که هیچکس خواستارش نیست و هیچکس به آن رای نداده است خواند. این جمله، تصمیم جنگ را از ضرورت امنیت ملی به انتخابی بدون پشتوانه مردمی تغیرمیدهد.مرحله دوم: اوباما توافق هستهای دوره خود را در برابر تصمیم ترامپ قرار داد. او گفته است، ایران سلاح هستهای نداشت، چون من توافقی برقرار کرده بودم که همه اذعان داشتند مانع دستیابی آنها به سلاح هستهای شده بود و برای این کار لازم نبود حتی یک موشک شلیک کنم. فقط باید دیپلماسی به کار میگرفتم. این جمله، تمام استدلال را در یک تصویر فشرده میکند: دیپلماسی مساوی صفر موشک، جنگ مساوی هزینه انسانی و اقتصادی.مرحله سوم: او نتیجه جنگ را چنین توصیف کرد: متحدان و پایگاههای ما هدف حمله قرار گرفتهاند. آمریکاییها کشته شدهاند. صدها آمریکایی زخمی شدهاند. ذخایر موشکیمان را تحلیل بردهایم و حالا ایران بر تنگه هرمز... حق وتو پیدا کرده است.
مهمترین بخش سخنرانی، همان اعترافی است که، یک واقعیت جغرافیایی را به یک مفهوم قدرت تبدیل میکند: "ایران بر تنگه هرمز، که نفت از آن به بازار جهانی میرسد، حق وتو پیدا کرده است."این تعبیر را باید بهعنوان یک حق قانونی و حقوقی رسمی ایران در نظام بینالمللی دانست؛ اما آنچه اوباما میگوید، بدین معنی است: قدرت اثرگذاری ایران بر محاسبات امنیتی و اقتصادی طرف مقابل افزایش یافته است. تنگه هرمز، از یک گذرگاه جغرافیایی، به اهرمی در محاسبات قدرت تبدیل شده است.از منظر ارتباطات راهبردی، این تعبیر واجد نوعی وارونگی معنایی است. جنگی که با هدف تضعیف ایران آغاز شد، اکنون از زبان یک رئیسجمهور پیشین آمریکا بهگونهای توصیف میشود که، قدرت اثرگذاری ایران بر یکی از حساسترین شریانهای اقتصاد جهانی افزایش یافته است. این وارونگی، مستقیماً ادعای موفقیت راهبردی جنگ را به چالش میکشد.البته قدرت اثرگذاری بر محاسبات طرف مقابل و کنترل کامل گذرگاه تنگه هرمز موضوعی مهم ومتفاوت است که باید مورد توجه جدی قرار بگیرد. برای ارزیابی دقیق این ادعا به وضعیت جدید و واقعی کشتیرانی، توان اعمال محدودیت و واکنش قدرتهای منطقهای توجه شود. اما اهمیت این تعبیر، پیش از آنکه اثباتکننده یک نتیجه قطعی نظامی باشد، در ظرفیت آن برای توضیح یک ادعای راهبردی است: موقعیت جغرافیایی ایران میتواند به اهرمی برای اثرگذاری بر محاسبات قدرتهای بزرگ تبدیل شود. یکی از مهمترین سازوکارهای ارتباطی این سخنرانی، جابهجایی از زبان امنیت و راهبرد به زبان معیشت است.
مفاهیمی مانند بازدارندگی و موازنه قدرت ممکن است برای بخش بزرگی از افکار عمومی انتزاعی باشند؛ اما افزایش قیمت سوخت، فشار اقتصادی و تلفات نظامی، پیامدهایی ملموساند.اوباما افزایش قیمت نفت، گازوئیل و همهچیز را مستقیماً به تصمیم دولت ترامپ نسبت داد. این نسبتدادن، موجب می شود: مخاطب به ارزیابی این موضوع دعوت شود که چه کسی تصمیم گرفته، چه کسانی هزینه آن را میپردازند و مسئولیت پیامدها بر عهده چه کسی است.تندی لحن اوباما در این سخنرانی قابل توجه است، زیرا او در دوران ریاستجمهوری ترامپ عمدتاً محتاطانه عمل کرده است. این تغییر را میتوان با سه عامل توضیح داد: نزدیکی انتخابات میاندورهای و نیاز به تحریک رأیدهندگان دموکرات، فاصلهگرفتن از دوران احتیاط پس از ترک قدرت و تغییر ماهیت نقد، نقد او دیگر نقد سیاست نیست، نقد نتیجه است.بااینهمه، باید گفت میان روایت سیاسی و واقعیت راهبردی خلط وجود ندارد. اینکه یک سیاستمداری مثل اوباما که روزی جزء استراتژیست مندان آمریکا بوده، جنگ را در قالب روایتی از شکست بازنمایی می کند، به معنای اثبات شکست نظامی یا راهبردی است.اهمیت سخنان اوباما در این است که نشان میدهد جنگ چگونه از میدان عملیات نظامی به میدان رقابت بر سر معنا، مسئولیت و مشروعیت منتقل میشود. در این میدان، مسئله فقط این نیست که چه اتفاقی افتاده است. بلکه این نیز اهمیت دارد که کدام پیامدها برجسته میشوند، چه کسی مسئول آنها معرفی میشود و بر اساس چه معیاری باید درباره نتیجه جنگ قضاوت کرد.جنگ ممکن است با توقف عملیات نظامی وارد مرحله تازهای شود، اما رقابت بر سر معنای پیروزی و شکست میتواند همچنان ادامه یابد.
پرسش تعیینکننده نه فقط این است که چه کسی چه اهدافی را اعلام کرده، بلکه این است که کدام اهداف واقعاً محقق شدهاند، هزینه دستیابی به آنها چه بوده و شواهد مستقل درباره تغییر موقعیت راهبردی طرفها چه میگویند.
00:48 - 4 آبان 1405