خیانت در قاب تصویر
رسانهها، مهندسی افکار عمومی و سقوط سوریهسوریه، این کشور کهن، اکنون دیگر تنها سایهای از گذشتهی پرافتخارش است. خیابانهایش خاموش، دیوارهایش زخمی، و مردمانش پراکنده. در یکی از کوچههای باریک، صدای ضعیف یک تلویزیون خاموششده در میان خرابهها به گوش میرسید. صفحهای که روزی پیامآور امید یا شاید فریب بود.
فاجعه از کجا آغاز شد؟همه چیز از زمانی شروع شد که رسانههای غربی، ابزار دست هژمونی جهانی، به آرامی اما هدفمند وارد میدان شدند. شبکههایی مانند بیبیسی، سیانان، و رسانههای وابسته به آنها مانند ایران اینترنشنال و صدای امریکا . . . سناریویی پیچیده و چندلایه را طراحی کردند. آنها نمیخواستند که مقاومت زنده بماند، زیرا مقاومت تنها مانع اجرای پروژهی خاورمیانهی جدیدشان بود.نقشهای که از پیش نوشته شده بودبا فشار اقتصادی و تحریمهای تحمیلی، مردم خسته و مستأصل شده بودند. اینجا بود که رسانههای غربی، بهجای پرداختن به عامل اصلی مشکلات، جهتدهی افکار عمومی را به سمت دشمنی با مقاومت تغییر دادند. هر شب، برنامههایی پخش میشد که با ظاهری دلسوزانه اما محتوایی مسموم، این پیام را القا میکردند:• "مقاومت عامل اصلی بدبختی شماست!"• "چرا باید کشورتان را قربانی یک ایدئولوژی کنید؟"• "دنیا با امریکا کنار آمده، شما چرا لجاجت میکنید؟"• "با دیپلماسی، مشکلات حل میشود، نه با جنگ!"• "ایران در کشور شما چکار می کند!"در داخل سوریه، برخی رسانههای وابسته و افراد به ظاهر ملیگرا، این خط خبری را تقویت کردند. صفحات مجازی پر شد از چهرههایی که نقش "دلسوز مردم" را بازی میکردند. آنها وانمود میکردند که دغدغهی معیشت مردم را دارند، اما در حقیقت، هدفشان فروپاشی روحیهی مقاومت بود.
وقتی جنگ نرم به نتیجه رسید، جنگ سخت آغاز شدپس از ماهها و سالها تبلیغات مداوم، ذهن بسیاری از مردم آمادهی پذیرش روایتی جدید شد. خیابانها مملو از شعارهایی شد که نوید " رفاه" را میدادند:• "نه مقاومت، نه جنگ – فقط زندگی"• "با امریکا دشمنی نکنید، زندگیتان را بهتر کنید!"و همین، فرصت طلایی را به دست دشمن داد. تصمیمگیران فریبخورده یا مزدور، دست همراهی و توافق با دست پروردهای امریکا دادند در ظاهر "حرکت برای زندگی بهتر" بود اما در باطن، تسلیم بیقیدوشرط را رقم میزد.نتیجهی تلخ خوشخدمتی رسانههای غربپروردهلحظهی موعود فرا رسید. ارتش خلع سلاح شد، پایگاههای مقاومت تضعیف شدند و رسانهها با آبوتاب اعلام کردند:"صلح در خاورمیانه! سوریه راه جدیدی را آغاز میکند!"اما این "راه جدید" همان مسیر سقوط بود. تنها چند روز پس از سقوط حاکمان سوریه و استقرار تیم جدید دست پرورده های امریکا، ارتش اسرائیل به بهانهی "حفظ امنیت" تمام زیر ساخت های دفاعی سوریه را بمب باران کرد و وارد بلندیهای سوریه و خاک این کشور شد. دیگر نه مقاومتی مانده بود و نه سلاحی برای دفاع. مردم، که زمانی وعدهی رفاه شنیده بودند، حالا در کشور خودشان اسیر شدن، به طوری که برخی احساس کردن کمپهای پناهندگی در لبنان، ترکیه امن تر از کشورخودشان است.
حقیقتی که دیر آشکار شددر میان خرابههای سوریه، آن تلویزیون خاموش همچنان ایستاده بود. پیرمردی که روزی کارشناس رسانه بود، نگاهی حسرتبار به آن انداخت و زمزمه کرد:"رسانهها ما را فریب دادند، اما این خودمان بودیم که چشمانمان را بستیم..."امروز همان رسانههایی که از بهبود سوریه بعد از سقوط حاکمیت و خروج جمهوری اسلامی ایران سخن میگفتند، چرا در برابر حملات اسرائیل به سوریه سکوت کردهاند؟ چرا در برابر نابودی کامل زیرساختهای دفاعی کشور و نگاه طمعکارانه آمریکا به منابع سوریه هیچ نمیگویند؟ چرا کشتار مردم عادی، که نه نقشی در حکومت سابق داشتند و تنها به جرم قوم کرد بودن یا علوی بودن قتلعام میشوند، از دید رسانههای غربی پنهان میماند؟ این همان روی دیگر سکهای است که سالها پیش برای سوریه طراحی شده بود؛ سکوتی که تنها به نفع اشغالگران و مستکبران است.و این همان بازی همیشگی رسانههای استعماری است. آنها با قلب حقیقت، مردم را علیه خودشان بسیج میکنند، تا زمانی که دیگر مقاومتی نمانده باشد. امروز سوریه، فردا شاید کشوری دیگر...و در این میان، به یاد سخن امیرالمؤمنین علی (ع) افتادم:" کسی که به هنگام یاری ولیّ (رهبر) خود، بخوابد با لگد دشمن از خواب بیدار خواهد شد.."اکنون سوریه در حال بیداری است، اما خیلی دیر...
13:58 - 25 اسفند 1403