... چطور بود كه هارون عقلش از تو كمتر بود؟ منصور عبّاسى عقلش كمتر بود؟ واقعاً تو چه جواب ميدهى؟خب، موسىبن جعفر (عليه السّلام) كه اين همه در اقطار عالم اسلامى مريد و علاقهمند دارد، بنده نگاه كردم؛ شهرهايى معروف بودند به دوستى اهلبيت (عليهم السّلام)؛ مثل كوفه، قم، خراسان. خراسان كجا است؟ تقريباً آن انتهاى مرزهاى اسلامى، ميرفت تا سِند امروز يعنى تا پاكستان امروز، تا آنجا خراسان بود. اين مردمِ دور از مركز قدرت كه امكان هرگونه حركتى و تلاشى و فعّاليتى هم برايشان وجود دارد، علاقهمندند به موسىبن جعفر؛ موسىبن جعفر (عليه السّلام) هم علاقهمند به هارون است يا تابع مصالح هارون است، يا اگر هم باطناً علاقهمند نيست و او را سنّى ميداند يا كافر ميداند و مُبغِض اميرالمؤمنين (عليه السّلام) ميداند، عملاً تسليم او است؛ مثل يك برّهى زيرِ كارد، رام او است. آيا براى هارون عاقلانه است كه اين آدم لوسِ دوستدارِ ملاحظهكارِ سازشكارِ ترسوى عافيتطلب را كه اين همه هم مريد دارد، بكشد، از بين ببرد يا به زندان بيندازد؟ اوّلاً يك حامى خوب را از دست بدهد، بعد هم اين همه مردم را از خودش ناراضى كند؟ آيا اين عاقلانه است؟ اگر عاقلانه نيست، هارون نميكند؛ چون هارون خيلى عاقل است. نه فقط هارون عاقل است، مأمون هم خيلى عاقل است، منصور هم خيلى عاقل است. در آن دورهى تاريخى اسلام در زمان بنىاميه و بنىعبّاس، تمام خلفايى كه در رأس جامعهى اسلامى بودند، همه افراد عاقلى بودند. نه عقل به معناى «ما عبد به الرّحمن»؛ نه، همين عقلِ مادّىِ شيطنتآميزى كه افراد دارند؛ خب، اينها خيلى عالىتَرَش را داشتند، اين همه رقيب را اينها ساكت ميكردند، اين همه كشور را اينها نگه ميداشتند. ...