نمایههای تمدنی ماآیین خسروانی و سبک زندگی حکیمانه ایرانیان متمدننسبت کنشهای اجتماعی-ملی ایرانیان امروزین و حکمتورزی ادیبان فرهنگ دیرینه ایران بزرگ چگونه است؟تاملاتی در رفتارشناسی برخی کنشورزان اجتماعی-فرهنگی-سیاسی و مقایسه تطبیقی چگونگی انطباقناپذیری با گستره جهان فرهنگی ایرانیان هوشمند در این کوتاه نوشت مورد اشاره قرار میگیرد.به نظر "پدیده گسترده برانگیختگی مردم در نبرد با متخاصمان و پدیدههای خرد فرهنگی-سیاسی-اجتماعی مرتبط با آن" و "روند بازتولیدهویت اجتماعی و معناسازیهای فرهنگی-اجتماعی آحاد مردم در مدیریت بحران حوزههای این عرصه" را میتوان با "نگاه سیستمی به فرآیند تولید معنا توسط سیستم های پیچیده فرهنگ عمومی سازگار" به دقت نگریست.دقت به "نحوه اندرکنش سوژه و ابژه (فرد با دیگری در نظام اجتماعی) از زاویه نظام معنایی ادبیات ایرانی"، زمینه تبیین موضوع؛ "حالات اندرکنش سیستمهای فردی-گروهی-اجتماعی" را فراهم میسازد. تامل و تفسیر "آثار حکمتهای ادبیات ایرانی بر چگونگی نقشآفرینی همگانی در تثبیت بهسازی فضای ارتباطات اجتماعی کنونی"، آثار، پیامدها و ثمرات این نوع مطالعات تطبیقی را روشن میگرداند.بدینسان، "واکاوی نحوه استیلای ساز و کار خلق معنا و پدیدهسازی سازگار اجتماعی توسط آحاد جامعه"، تحلیل "نحوه کارآمدسازی اجتماعی کنش های فرهنگمدار مبتنی بر آثار ادبیات ایرانی" و تبیین و مقایسه "چگونگی دستیابی کنشگران فرهنگی-سیاسی-اجتماعی به وضعیت برنده ـ برنده" را پیش روی قرار میدهد.
لطفا دست از سر ملت عزتمند ما بردارید از افکار تعالیخواه، اذهان پیراسته و باورهای فرهنگمحور مردمان شریف و برانگیخته ایران چه میخواهید؟در ادامه نگاهی مروری و قیاسی به چرایی تناقضات و چگونگی جبران ضعف مفرط ارتباط برخی کژرویهای اجتماعی با زمینههای فرهنگی پدیده نبرد پیروزمند ایرانیان با متخاصمان کشور میاندازیم.حالا که توان سازماندهی توجه و روزآمدسازی ادراکات شخصی-شغلی خود برای بهبود و متناسب سازی با شناخت فرهنگی-اجتماعی ایران بزرگ نداریدلطفا دست از سر مملکت و مردم نیک نهاد کشور برداریدحالا که پیگیری مهارتهای خودمراقبتی برای کارآمدسازی کنشهای اجتماعی خود را جدی نمیانگاریدلطفا با انتشار نوشتهها، درهمگویی و آثاری از درونیات متلاطم خود، به آزار اجتماعی هموطنان خود ادامه ندهیدحالا که جامعهپذیری و سازگاری اجتماعی را حتی در بهبوهه نبرد بزرگ و کوران جنگ تحمیلی سوم محترم نمیشماریدلطفا خطاهای ساختاری در اندیشهورزی خود را پیش خود نگه دارید و پژواک ناهنجار آن را در فضای سالم جامعه نپراکنیدحالا که ادراک، همدلی و همیاری با خروش ملت در رستاخیز نبرد با بیگانگان را جایگزین کژکاریهای اجتماعی خود نمیسازیدلطفا انسجام شکوهمند آحاد ملت را نخراشید و پنجه بر فرهنگ دفاع پیروزمند، تعهد به اعتدالگرایی غیرتمند و وفاق حقیقی نکشید
حالا که واقعبینی پیراسته برای روایت اصیل از تمایلات اجتماعی به تحول گرایی صعودی برای چشم دلتان سخت استلطفا با قلم و بیان کژ و ماوج در رسانههای یکسونگر خود، آن را درهم و برهم ترسیم نکنید حال که هنوز در گیر و دار تعارضات، تزلزل و بحران هویت فرهنگی خود خواسته خویش در جا میزنیدلطفا تاملات و تدابیر گروهها و اقشار اجتماعی را آلوده به سموم از خود بیگانگی، خودباختگی، ... و غربزدگی نسازیدحالا که فرسنگها از مسیر متعالی آدابدانی و ادبیات تحولی آحاد ملت فرهنگخواه و کشور دوست جا ماندهایدلطفا با اکتفا به هماهنگی تام و تمام با ترجمه تحت اللفظی ادبیات استعمارگران، سعی نکنید پستچی انشقاق، ... و دو قطبیسازیها در ارتباطات اجتماعی و گوشی همراه اعضای خانوادههای ایرانی باشیدحال که به دور از همدلی، حتی از تسلی خاطر ایرانیان سلحشور و مراعات داغدیدگان شهیدان و خسارات ناشی از نبرد با جنایتکاران علیه ملت شریف ایران بازماندهایدلطفا تعجیل برای همسویی در جبران ناتوانی دشمن ددمنش در کوران نبرد نداشته و در جبهه داخلی در صدد تدارک صلح با متخاصمان و تمهید فرصتسازی برای مشتاقان به تغییر پارادایم مورد نظر دشمنان بر نیاییدحال که دشمنان ایران بزرگ با وارد کردن صدمات متعدد و خسارات بسیار بر گنجینههای فرهنگیـمعنوی و آثار باستانی ایران، ماهیت ضدفرهنگی، ایرانستیزی و تخریبگر خود را به وجدانهای بیدار و فرهنگدوستان اثبات کردهاندلطفا مهرورزان و هموطنان مشتاق به گستره جهان فرهنگی و تمدن ایرانی را مورد بی مهری گوناگون و آزاررسانی متوالی قرار ندهید تا در زمره فرهنگ ستیزان محسوب نشوید
حال که در انتظار دیدن توهمات سلطهطلبان بر ایران بزرگ، چشمهایتان سفید شدندلطفا نوجوانان خانوادههای ایرانی را دلمشغول سودازدگی و افکار مالیخولیایی فریبخوردگان یا مغرضان میهنستیز نسازیدحالا که هفت ماه اخیر در هنگامه نبرد آحاد مردم نستوه میهن با هجوم پیش قراولان، استعمارگران و مزدورانشان، آلام ناشی از جنایات غربیان را نسبت به کودکان تا بزرگسالان و خانوادههای کشور نادیده انگاشتید و چونان میهنستیزانی گذراندید که حتی موجب تعجب و طرد خود از سوی غربیان گردیدیدلطفا زین پس، حداقل سکوت پنج ماه اخیر را ادامه دهید تا پس از اینهمه رواداری، به دلایل ادامه انواع مردمآزاری،... یا روانآزاری، پیگیریهای حقوقی یا درمانی از سوی متالمان لازم به نظر نرسندحالا که کارشناسان غربی (آمریکایی-اروپایی-آسیایی-صهیونی) به اعتبار و قدرت تعیین کنندگی ایران در نبرد با کشورهای متخاصم اذعان دارند و به جنگافروزان متوهم قمارباز، "بازآرایی" و "آموختن هنر پذیرش شکست و خوب باختن" را توصیه کردهاندلطفا به موقع قدمهایی در مسیر خودباوری، بازتولید هویت اجتماعی-ملی و تقویت احساس عزت ملی خود بردارید و حداقل به تاسی از غربیان منصف، اعتماد به قدرت ملی و رهایی از انواع وابستگی ناایمن به غرب مضمحل را اذعان نمایید و در توسعه فردی-اجتماعی ملی و همراهی با تسهیل پیشرفتهای کشور عقب نمانید
حالا که کارشناسان غربی به اقتدار دفاعی-اجتماعی، قدرت منطقهای و سیطره ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک ایران بر اقتصاد جهانی و جذب افکار عمومی جهانی معترف گشتهاندلطفا حداقل به احترام رعایت انصاف، قیاس،...و واقعبینی، با عینک بدبینی رسانههای ایران ستیز، تحریفات شناختی و سیاه نمایی، ناسازگاری اجتماعی را در رسانههای یکسونگر و شبکههای اجتماعی نپراکنید و فضای اجتماعی را گرفتار و معطل کژکارکردیها، بدگوییها و خودتحقیری خود نگه نداریدحالا که به قول ناصر خسرو بزرگ؛ چو تو خود کنی اختر خویش را بد، لطفا "مدار از فلک چشم نیک اختری را" و دست از سر احوالات خوب و خوش، نقشآفرینیها، روند تحرک صعودی فرهنگی و استعمارستیزی ملت فهیم و هوشمند ایران برداریدحالا که؛ به چهره شدن چون پری کی توانی؟ لطفا "به افعال، ماننده شو مر پری را" و با بازیهای انواع سلبریتیهای مفتون غربگرایی در صدد صورتگری و رنگآمیزی فتنهگران بر نیایید که لالهها پر نور شدند چون ستارهحالا که؛ تو با هوش و رای از نکو محضران، همی برنگیری نکو محضری را؟لطفا به دفعات بسیار، نامههای خسروان فرهنگ و اسطورههای بی بدیل ایرانیان فرهنگپرور و تمدنساز در عرصه جهانی را بخوانید.*اهمیت دارد که به رسم دیرین مردمان فهیم و موحّد این کهن دیار سترگ، آن راهبردها و رویکردهای رهاییبخش را برای قیاس با روانشناسی ادراک خود، دستیابی به چشمان عقلانیت محور و روشنبین، زبان سرشار از عطر ایمان و میهنخواهی، بیان حکیمانه، منصفانه و به دور از عصبیت، تهجر و خودکامگی، مد نظر "نگاه حقیقتیاب" قرار دهید.
بدینسان مگر این بیکرانگیهای ملت فهیم، نجیب و رشدیافته، اندکی بر روح و جانتان موثر افتد و معناگراییهای شرافتمندانه مردمان میهن بیش از گذشته مورد توجهتان قرار گیرد.بدینگونه حتما دلباختگی به این گستره جهان فرهنگی تمدن کهن ایرانی و ترجیح همیشگی بازتولید هویت ایرانیتان را دستمایه ابداعات وطن خواهانه میسازید. در صورت توفیق در رهیابی به حکمت متعالیه این نظام معنایی، خودیاری، درمان فلسفی و رضایتمندی، موجب تجسم عضوی کارآمد و سازنده بودن از جامعه و "مردمان امیدهای بیکران تمدن ایران بزرگ" گردیده و مردم داری میهندوست را افتخارآمیز مییابید. نتیجه این کاوش فردی-جمعی اصیل و دستاوردهای درونی-بیرونی شگرف آن، موجب نوآوری متوالی همگانی متناسب با ژرفای زندگی، طرح زندگی، چشماندازهای تحرک صعودی، ... و "رویاهای اجتماعی مردمان ایران بزرگ" به دور از مشغولیت به القائات بیگانگان ایران ستیز، سرگردانی با مغالطات، مجادله یا منازعه غیرسودمند در ارتباطات اجتماعی و تعاملات سیاسی میگردند ...؛علاوه بر چند نکته مورد اشاره در متن بالا، بخشی دیگر از آیین خسروی مورد توجه ایرانیان حکمت دوست را در قطعهای از حکیم ناصر خسروی عزیز که در گسترهای از سال ۳۹۴ ه. ق تا زندگی امروزین ایران بزرگ ما جریان دارد، مورد بازخوانی قرار میدهیم؛
نگه کن که ماند همی نرگس نو ز بس سیم و زر تاج اسکندری رادرخت ترنج از بر و برگِ رنگین حکایت کند کِلّهٔ قیصری راسپیدار مانده است بیهیچ چیزی ازیرا که بگزید او کمبَری رااگر تو از آموختن سر بتابی نجوید سرِ تو همی سروری رابسوزند چوبِ درختانِ بیبر سزا خود همین است مر بیبری رادرخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری رانِگر! نشمری، ای برادر، گزافه به دانش، دبیری و نه شاعری راکه این پیشههاییاست نیکونهاده مر اَلفَغدَنِ نعمتِ ایدری رادگرگونه راهی و علمیاست دیگر مر الفغدن راحتِ آنسَری رابلی این و آن هردو، نطقَاست، لیکن نمانَد همی سِحر، پیغمبری راچو کبکِ دَری، باز مرغ است لیکن خطر نیست با باز، کبک دری راپِیَمبَر بدان داد مر علمِ حق را که شایسته دیدش مر این مهتری رابه هارون تا داد موسی قُران را نبودهاست دستی بران سامری راتو را خط قید علومَاست و خاطر چو زنجیر، مر مرکب لشکری راتو با قید بیاسپ پیش سواران نباشی سزاوار جز چاکری را
ازین گشتهای، گر بدانی تو، بنده شه چگّل و میر مازندری رااگر شاعری را تو پیشه گرفتی یکی نیز بگرفت خُنیاگری راتو برپایی آنجا که مطرب نِشیند سزد گر ببرّی زبان جَری راصفت چند گویی به شمشاد و لاله رخ چون مه و زلفک عنبری را؟به علم و به گوهر کنی مدحت آن را که مایَهاست مر جهل و بدگوهری رابه نظم اندر آری دروغی طمع را دروغ است سرمایه مر کافری راپسنده است با زهد عمار و بوذر کند مدحِ محمود مر عنصری را؟من آنم که در پای خوگان نریزم مر این قیمتی دُر لفظ دری راتو را ره نمایم که چنبر کرا کن به سجده مر این قامت عرعری راکسی را برد سجده دانا که یزدان گزیدَهاستش از خلق، مر رهبری راکسی را که بسترد آثار عدلش ز روی زمین صورت جایِری راامام زمانه که هرگز نراندهَاست بر شیعتش سامری ساحری رانه ریبی به جز حکمتش مردمی را نه عیبی به جز همّتش برتری راچو با عقل در صدر خواهی نشسته نشانده در انگشتری مشتری رابشو زی امامی که خط پدرْشَ است به تعویذ خیرات مر خیبری رابین گَرت باید که بینی به ظاهر ازو صورت و سیرت حیدری رانیارد نظر کرد زی نور علمش که در دست چشم خرد ظاهری رااگر ظاهری مردمی را بجستی به طاعت، برون کردی از سر خری راولیکن بقر نیستی سوی دانا اگر جویدی حکمت باقری را
... و این نگاه مجمل، توجه به بخشی از گستره جهان فرهنگی ایران پیروزمند و شمّهای از آیین خسروانی مندرج در شاهکارهای ادبی مورد توجه ایرانیان فرهنگمدار و تمدنساز در طول سبک زندگی مردمان این تمدن دیرینه به سان "زمینهها، ساز و کارهای فرهنگی سازمان دهنده ویژگیهای کنشهای اجتماعی و پیشران تحرکات صعودی اجتماعی مردمان کشور" است. جریان گوارای این سرچشمه، "شکل دهنده فرهنگ مقاومت و تابآوری اجتماعی" سلحشوران نستوه و صعود ارزشهای اجتماعی-اخلاقی-معنوی-عاطفی-هنری و عبور از خودخواهی، خودبینی و خودمحوری و اتکال به حضرت حق متعال به گاه نبرد غیورانه با استعمارگران جنایتکار و متخاصم میگردد ...همه نام ایران از مردم است ندانی که ایران نشست منست، جهان سر به سر زیر دست منست.فردوسیدر سایهسار الطاف و توفیقات حضرت حق، فرهنگ تعالیخواهی ایرانیان پیروزمند جریان دارد ...
13:26 - 14 مرداد 1405