28 مرداد 1404

کازینوداری که کاروان‌دار شد

« پدرش برایم گفته بود که کار و بارش در ترکیه حسابی گرفته اما زده به ناکجاآباد. کازینو راه انداخته.در این مسیر اشتباه، کهنه‌کار هم شده و کازینواش در استانبول حسابی سروصدا کرده. حالا قرار بود من این جوان را به یک سفر خاص دعوت کنم؛ دعوت به کربلا.»

مرحمت کیمیای مهر

در وصف الطاف حضرت سیدالشهدا (ع) بر تحول‌گرایی مردمان، فقط ظریفانی چون جناب حافظ حق مطلب را ادا می‌کنند و بدینگونه پر طراوت می‌سرایند؛ترسم که اشک در غمِ ما پرده‌در شودوین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود،گویند سنگ لَعل شود در مقامِ صبرآری شود، ولیک به خونِ جگر شود،خواهم شدن به میکده گریان و دادخواهکز دستِ غم خلاصِ من آنجا مگر شود،از هر کرانه تیرِ دعا کرده‌ام روانباشد کز آن میانه یکی کارگر شود،ای جان حدیثِ ما بَرِ دلدار بازگولیکن چنان مگو که صبا را خبر شود،از کیمیایِ مهرِ تو زر گشت رویِ منآری به یُمْنِ لطفِ شما خاک زر شود،در تنگنایِ حیرتم از نخوتِ رقیبیا رب مباد آن که گدا معتبر شود،بس نکته غیرِ حُسن بِباید که تا کسیمقبولِ طبعِ مردمِ صاحب‌نظر شود،این سرکشی که کنگرهٔ کاخِ وصل راستسرها بر آستانهٔ او خاکِ در شود،حافظ چو نافهٔ سرِ زلفش به دستِ توستدَم درکش ار نه بادِ صبا را خبر شود
15:07 - 28 مرداد 1404

1 واکنش
471 بازدید