خلبان ایرانی که از ۳۶۰ خطر مرگ نجات یافت
شهید علیاکبر شیرودی از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران است که از ۳۶۰ خطر مرگ نجات یافته بود و نقش مهمی در دفاع از ایران ایفا کرد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در دل زمستان، ۲۵ دی ۱۳۳۴، در شهر سرسبز تنکابن، کودکی چشم به جهان گشود که تقدیر، پرواز را در سرنوشت او نوشته بود؛ علیاکبر شیرودی.از همان کودکی، نشانههای هوش، جسارت و عطش دانستن در چشمانش میدرخشید. نوجوانیاش در سایه کتاب واندیشههای بلند گذشت؛ و آن هنگام که با افکار امام خمینی (ره) و شهید مطهری آشنا شد، بذرایمان و آزادی در جانش ریشه دواند.
* شوق پرواز در چشمان علیاکبرسال ۱۳۵۱، در حالی که بسیاری از همسنوسالانش هنوز درگیر روزمرگی بودند، علیاکبر جوان، مسیر آسمان را برگزید. وارد دوره مقدماتی خلبانی شد و با شوق پرواز، راهی پادگان هوانیروز اصفهان شد. در آنجا، نه تنها بالگرد کبرا را مهار کرد، بلکه پرده از چهره واقعی نفوذ بیگانگان در ارتش کشور نیز برداشت.
پس از پایان دوره آموزشی، خلبانی آماده و جسور بود؛ به ارتش پیوست و به پادگان کرمانشاه منتقل شد. آنجا بود که سرنوشت، او را به احمد کشوری، همشهری و همراه همیشگیاش، رساند.
* جوانی که دلش از صد فرمانده باتجربه محکمتر بودروزهای انقلاب که از راه رسید، علیاکبر دیگر فقط یک خلبان نبود؛ او به سربازی بیادعا برای مردم تبدیل شده بود. اعلامیههای امام را پنهانی پخش میکرد و وقتی فرمان ترک پادگانها صادر شد، بیدرنگ اسلحه به زمین گذاشت و به سیل خروشان ملت پیوست. در روزهای نفسگیر پیش از پیروزی، در کنار حجتالاسلام آل طاهر، مسئولیت حفاظت از کرمانشاه، رادیو و تلویزیون و مراکز حساس دولتی را به عهده گرفت.
اما این تازه آغاز راه بود. کردستان بوی باروت میداد و شیرودی که دل در گرو آرمان انقلاب داشت، داوطلبانه به جبهه اعزام شد. در ۲۴ سالگی، فرماندهی خلبانان هوانیروز را به دست گرفت؛ جوانی که دلش از صد فرمانده باتجربه محکمتر بود.در ماجرای پاوه، حماسهای ساخت که به گفته آیتالله هاشمی رفسنجانی، «حق بزرگی بر گردن این کشور دارد».سه سال تمام، در سرمای کوهستانهای غرب، مقابل دشمنانایستاد. اما طاقتش برای دوری از میدان کم بود؛ سال ۵۹، تنها چند روز پس از آغاز مرخصی، با شنیدن خبر تهاجم سراسری عراق، از تنکابن بازگشت و به قلب نبرد شتافت.
* ۱۲ ساعت پرواز بیوقفه و حمله به مواضع دشمنآنجا در روزهای آغاز دفاع مقدس، شیرودی در برابر دستور بنیصدر برای تخلیه پادگانهاایستاد. گفت: «میمانیم و با همین دو هلیکوپتر، دشمن را نابود میکنیم.» و به وعدهاش وفادار ماند.۱۲ ساعت پرواز بیوقفه، حمله به مواضع دشمن و بازتاب رشادتهایش در رسانههای جهان، گوشهای از دلاوریهایش بود. حتی وقتی به ظاهر برایش درجه تشویقی صادر شد، آن را نپذیرفت؛ او سرباز امام بود، نه مدالهای زرین.
* مقابله خلبان شجاع ایرانی با ۲۵۰ تانک دشمنو سرانجام، ۸ اردیبهشت ۱۳۶۰، در بازیدراز، جایی که دشمن با ۲۵۰ تانک و آتش سنگین توپخانه آمده بود، شیرودی بار دیگر تا دل دشمن پرواز کرد.پس از انهدام چهارمین تانک، گلولهای بالگردش را هدف گرفت. اما حتی در لحظات آخر، مسلسل به دست، تانک دشمن را منهدم کرد و آسمانی شد؛ همانطور که همیشه آرزویش را داشت.پیکر مطهرش در کنار امامزاده حسین در شهر شیرود به خاک سپرده شد؛ و یادش در دل تاریخ ایران جاودانه ماند.
* شخصیتهای بزرگ انقلاب درباره شهید شیرودی چه گفتهاند؟در روزگاری پرآشوب، هنگامی که انقلاب اسلامی تازه به ثمر نشسته بود و دشمنان از هر سو قصد خاموش کردن مشعل آن را داشتند، مردی از دل آسمان برخاست؛ مردی به نام شهید علیاکبر شیرودی.از جایگاه رفیع او، شخصیتهای بزرگ انقلاب با احترام سخن گفتهاند. رهبر معظم انقلاب، آیتالله خامنهای (مدظلهالعالی)، در یکی از نمازهایی که شیرودی پیشنماز بود، به او اقتدا کردند. برای رهبری که خود مظهر علم و تقواست، این اقتدا نشانهای بود ازایمان و اخلاص شیرودی. ایشان بعدها او را «مکتبی، مؤمن و سلحشور» خواندند.آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی، با دیدن چهره این خلبان دلاور، بیاختیار به یاد مالک اشتر، سردار بیبدیل اسلام افتاد. او میگفت: «در چهره شیرودی، مالک اشتر را دیدم.»
و شهید مصطفی چمران، آن فرمانده پرأفتخار جنگهای نامنظم، شیرودی را ستارهای در آسمان جنگهای کردستان میدید؛ ستارهای که در دل تاریکیها نور میپاشید. سرلشکر شهید ولیالله فلاحی، رئیس ستاد مشترک وقت ارتش، خاطرهای فراموشنشدنی از او نقل میکند: «شیرودی ناجی غرب بود؛ فاتح گردنهها و ارتفاعات آریا، بازیدراز، میمک، دشت ذهاب و پادگان ابوذر. او مردی بود که غیرممکنها را ممکن میساخت. »و سرانجام، وقتی خبر شهادت او را به امام خمینی(ره) رساندند، امام، که دلش به دل شهدا گره خورده بود، تنها یک جمله فرمود: «او آمرزیده است.»
* وقتی یک خلبان ۳۶۰ دفعه از مرگ گریختشهید علیاکبر شیرودی را بسیاری موفقترین خلبان جهان از نظر تعداد پروازهای جنگی میدانند؛ چراکه با انجام چند صد مأموریت و ثبت بالاترین میزان پروازهای رزمی، ۳۶۰ بار از مهلکه مرگ گریخته بود. با این حال، خودش هیچگاه این رهاییها را به مهارت یا شجاعت شخصی نسبت نمیداد؛ بلکه همه را مشیت و تقدیر الهی میدانست.در دوران دفاع مقدس، از آغاز جنگ تا زمان شهادت، شیرودی با ۴۰ فروند بالگرد پرواز کرد؛ بالگردهایی که بارها آسیب دیده بودند اما با تعمیر و بازسازی دوباره به پرواز درآمدند، همچون پرندهای خستگیناپذیر که هر بار قویتر از پیش بر فراز میدان نبرد بال میگشود.
رهبر معظم انقلاب نیز خاطرهای شنیدنی از این عقاب تیزپرواز و ناجی گردنهها روایت کردهاند. ایشان میگویند: «شهید شیرودی روزی به یکی از دوستان قدیمی خود گفت: «فلانی! بیا یک خداحافظی مطمئن با تو بکنم، چون میدانم که به زودی شهید خواهم شد.»دوستش تلاش کرد که او را دلگرم کند و گفت: «خدا کند حفظ شوی و به خدمتت ادامه بدهی. » اما شیرودی در پاسخ گفت: «نه! من در خواب سرهنگ کشوری را دیدم. او به من گفت: شیرودی، یک عمارت بسیار زیبا برایت تهیه کردهام؛ باید بیایی و در آن ساکن شوی. به همین خاطر میدانم که رفتنی هستم.»
* مناجات علیاکبر جبههها با خدا هنگامی که پرواز میکنم احساس میکنم همچون عاشق به سوی معشوق خود نزدیک میشوم و در بازگشت هرچند پروازم موفقیتآمیز بوده باشد، مقداری غمگین هستم، چون احساس میکنم هنوز خالص نشدهام تا به سوی خداوند برگردم.اگر برای احیای اسلام نبود، هرگز اسلحه به دست نمیگرفتم و به جبهه نمیرفتم. پیروزیهای ما مدیون دستهای غیبی خداوند است. این کشاورززاده تنکابنی، سرباز ساده اسلام است و به هیچ یک از حزبها و گروهها وابسته نیست. آرزو دارم که جنگ تمام شود و به زادگاهم بروم و به کار کشاورزی مشغول شوم.
14:56 - 8 اردیبهشت 1404