آیا عطش دیده شدن مختص نسلZ است؟

یک رفتار شناس معتقد است که نسل Z می‌خواهد به هر قیمتی دیده شود، زیرا در سایه غفلت خانواده‌ها و افراد موثر، هدایت فکری جوانان کشور را قبل از والدین و رجال سیاسی و علمی ایران، افراد دیگری به دست گرفته‌اند.
خبرگزاری فارس- گروه جامعه: نشست تخصصی آسیب‌های رسانه با حضور مجید ابهری عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، آسیب‌شناس و رفتار شناس اجتماعی، سید کمیل حسینی جامعه شناس، علی لاور روان‌شناس و محمد لسانی کارشناس رسانه به منظور بررسی چرایی علاقه جوانان امروزی به دیده شدن در فضای مجازی، در خبرگزاری فارس برگزار شد. در ابتدا مجید ابهری با عنوان این مسئله که هدایت فکری جوانان کشور را قبل از والدین و رجال سیاسی و علمی ایران، افراد دیگری به دست گرفته‌اند، بیان کرد: در ابتدا باید ببینم که این افراد بچه‌های ما را به کجا می‌خواهند ببرند و چرا نسلZ و نوجوان‌های ما به هر قیمتی خود را در معرض دید قرار می‌دهند؟!

بچه‌هایمان را ندیدیم و نمی‌بینیم!

وی در پاسخ به این پرسش خود توضیح می‌دهد: علت این مسئله که بچه‌های ما مشتاق به دیده شدن هستند، این است که ما تا کنون بچه‌هایمان را در خانه، مدرسه و... ندیده‌ایم و به آنها توجه نکرده‌ایم. برای همین آنها تلاش می‌کنند که به هر قیمتی دیده شوند و نگاه‌ها را نسبت به خود جلب کنند. بینی‌شان را گربه‌ای عمل می‌کنند، فک اسبی درست می‌کنند، گوش‌های خرگوشی و... که دیده شوند. چون پدر، مادر، معلم و... این بچه را ندیده‌اند و آن طور که باید در جامعه دیده نشده‌اند. پس این بچه‌ها می‌آیند خودشان را در جامعه عرضه می‌کنند، لباس‌های پاره می‌پوشند، آرایش می‌کنند و...

هرچقدر ما غفلت کردیم دیگران بیدار بودند ...

ابهری درباره علت علاقه جوانان و نوجوان به دیده شدن در فضای مجازی می‌گوید: ما این بچه‌ها را دفع کردیم و افراد دیگر آنها را جذب کردند. وقتی این بچه‌ها را درجایی نمی‌پذیرند، بنابراین مجبور می‌شوند براساس سلیقه خودشان، راه و جا پیدا کنند. بسیاری از افراد می‌گویند چرا بچه‌های امروزی با نسل‌های پدر و مادرشان تضاد دارند؟ خب کاملاً مشخص است؛ زمانی که این جوان‌ها با سلیقه خودشان راه و روش زندگی‌شان را انتخاب می‌کنند با پدر، مادر، معلم و... تضاد پیدا می‌کنند. به عنوان مثال به پسر جامعه امروزی می‌گوییم: «چرا موهاتو این شکلی کردی؟ مگه پسر موهاشو سه رنگ می‌کنه؟» در جواب می‌گوید: « تو دوست نداری نکن!» و...
۱۴ MB

چرا در زمان گذشته اصل بر دیده شدن نبود؟

این رفتار شناس در خصوص چرایی تضاد جوانان با نسل‌های گذشته‌شان می‌گوید: چون معلمان‌، استادهای دانشگاه ما و... نمی‌دانند که با این بچه‌ها چگونه باید رفتار کنند و این بچه‌ها تصور می‌کنند که نهاد دین با آنها طرفیت دارد؛ در حالی که اینطور نیست. در زمان جنگ جوان‌های ما اخلاص بسیار بالایی داشتند. جوان‌های امروزی هم یادگارهمان بچه‌های دوران جنگ و شهداهستند اما ما نتوانستیم آنها را جذب کنیم. حالا که نتوانستیم آنها را جذب کنیم، رپرها و افراد دیگر جذبشان می‌کنند. به جایی رسیدیم که سایت‌های اینترنتی تبدیل به اصل نمایشگاه نمایش سلایق نسل‌هایی شده‌اند که ما آنها را دفع کردیم. بنابراین این بچه‌ها سرخورده می‌شوند. ابهری با طرح این پرسش که چرا در گذشته و در زمان جنگ اصل بر دیده شدن نبود؟، می‌گوید: چرا در یک مقطع 50 ساله دیدگاه جوان‌ها تغییر کرده است؟ در گذشته یک عده‌ای تلاش می‌کردند دیده نشوند « اصل بر دیده نشدن بود؟» اما الآن دیده شدن اصل است؟ چرا در یک مقطع 50 ساله دو نظر وارد یک جامعه می‌شود که همه چیز در آن «پدر و مادر، تغذیه، باورها، ملیت، نهاد دین و...» یکسان بوده است؟

مهم این است که خدا ببیند...

در ادامه سید کمیل حسینی در پاسخ به این مسئله که چرا در طول یک مدت زمان 50 ساله، دو نظر وارد جامعه ایران شده است، می‌گوید: به طور کلی فرآیند جامعه و اجتماع ما بر پایه دو اصل فطرت و غریزه ساخته شده است؛ دیده شدن، امتداد فطرت و میل به تکامل در انسان است. وقتی انسان دیده می‌شود، از نظر خودش آدم موفق‌تری به نظر می‌رسد. همچنین نوازش «یا همان لایک گرفتن در فضای مجازی» امتداد غریزه انسان است و زمانی که انسان از دیگران نوازش می‌گیرد، احساس امنیت می‌کند. وقتی فردی محبت می‌بیند، آرامش پیدا می‌کند که تمامی این مسائل در امتداد غریزه و فطرت اوست. اما نکته اینجاست که ممکن است این غریزه و فطرت‌ها در جامعه با یکدیگر تزاحم پیدا کنند. در اینجا باید بررسی کرد که در حوزه تکامل این فرد چه ارزش‌هایی وجود دارد؟ ارزش‌های او برای دیده شدن شخصیت‌اش چیست؟وی ادامه می‌دهد: در اینجاست که برای مثال دیده شدن برای شهید باکری ذیل تکاملش قرار می‌گیرد. او حاضر بوده دیده نشود تا به تکامل بالاتری برسد، در واقع برای او ارزش، دیده شدن کار خیرش توسط خدا بوده است. اما یک جوان امروزی در نظام معنایی دیگری، تکامل را دیده شدن توسط افراد دیگر تعریف و آن را رشد معنا می‌کند. در حال حاضر در نظام‌های ارزشی و هنجاری ‌ما یک انقلاب‌هایی در حال صورت گرفتن است که اولویت‌ها، فطرت‌ها و غرایز ما را جا به جا می‌کند.حسینی در ادامه تأکید می‌کند: تمامی این غرایز و ارزش‌ها در درون همه انسان‌ها وجود دارد اما میزان هرکدام در افراد مختلف با یکدیگر متفاوت است.به عنوان مثال زیبایی از نظر هر فردی متفاوت معنا می‌شود.ممکن است یک فرد حاضر باشد برای زیباتر به نظر رسیدن دست به عمل بینی بزند اما ارزش‌های یک فرد دیگر مانع از گرفتن چنین تصمیمی شود.

موفقیت در دیده شدن است؟!

حسینی درباره ریشه انقلاب‌های حال حاضر در نظام‌های ارزشی توضیح می‌دهد: بعد از به وجود آمدن انقلاب جنسی‌ها در سال 1990، موج بسیار پرقدرتی به اسم اینترنت به وجود آمد و بعد از ساخت تلفن‌های هوشمند، انقلاب جنسی به قدری بزرگ شد که کنترل نه تنها از دست ایران بلکه از دست دنیا خارج شد. در جهان جدید یک سه گانه‌ای ایجاد شده که آن را رسانه، پول و قدرت و * تشکیل می‌دهند. قسمت اول این سه گانه، رسانه است. رسانه به قدری قدرتمند و همه جایی است، که حتی تبعات آن تا در خانه خانواده‌های مذهبی، نگرش آدم‌ها، تعداد فرزندان و اعضا خانواده، سبک لباس پوشیدن، نوع پوشش آدم‌ها و...تأثیرگذار بوده و این مسئله یک فرآیند جهانی است.وی ادامه می‌دهد: این سه گانه برای تولید ثروت، قدرت و تغییر جامعه هم پوشانی دارد. بنابراین در جامعه جنسی شده‌ای که سه گانه رسانه، قدرت و * شکل گرفته، نظام قدرت «موفقیتی که در نهاد بشر بوده» تغییر پیدا می‌کند. موفقیت در این جامعه در یک بعد ثروت و در بعد دیگر دیدن و دیده شدن تعبیر می‌شود. یعنی در جامعه جدید معیار قدرت این است که من چقدر می‌توانم ببینم؟ من چقدر دیده می‌شوم؟ من چه روابطی دارم؟ که میل به دیده شدن در خانم‌ها و میل به دیدن در آقایان بیشتر است.

گمنامی بدتر از بدنامی است!

این جامعه‌شناس در خصوص معیار موفقیت در چنین جامعه‌ای توضیح می‌دهد: حتی در این جامعه دیگر ثروت معیار قدرت و موفقیت نیست. در مواردی فرد حاضر است ثروتش را هم بدهد تا دیده شود. حتی به قیمت زیرسؤال رفتن نظام هنجاری‌اش. به عنوان مثال طرف می‌گوید: «من دیده شوم حتی اگر قرار باشد که بدنام شوم!» یا به عبارت دیگر می‌گویند: «گمنامی بدتر از بدنامی است» یعنی حاضرم دیده شوم به قیمتی که بدنام شوم. در این جامعه، غریزه جنسی در چارچوب رسانه نقش‌ ویژ‌ه‌ای دارد. این غریزه تنها غریزه مادی بشر است که از طریق تخیل قابل انتقال است. یعنی فرد بدون انجام عملی، ارضا می‌شود. جالب است که در این غریزه شما ماده‌ای را مصرف و جسمی را لمس نمی‌کنید وعینیت نمی‌خواهد.وی اینستاگرام را دیدنی‌ترین شبکه اجتماعی معرفی می‌کند و می‌گوید: در این شرایط یک شبکه اجتماعی وجود دارد که از سایر شبکه‌های اجتماعی دیدنی‌تر است. تلگرام، توییتر، یوتیوب و... هیچکدام به اندازه اینستاگرام سرگرم کننده و دیدنی‌ نیستند. در اینستاگرام می‌توان در عرض چند ثانیه چندین محتوای متفاوت با موضوعات مختلف دید. بنابراین این رسانه از همه رسانه‌های دیگر دیدنی‌تر است که به آن رسانه مسلط می‌گویند.

امتیازی که از پول جذاب‌تر است

وی در خصوص سازوکار اینستاگرام توضیح می‌دهد: نکته دیگر این است که این رسانه برخلاف یوتیوب «که براساس محتوایی که کاربر تولید کرده و بازدیده داشته است، پول می‌داد...» براساس بازدید و محتوا به تولیدکننده، دنبال کننده و بیننده می‌دهد؛ که در دنیای جدید بیننده ازپول جذاب‌تر است. امتیاز بعدی که اینستاگرام در اختیار کاربر قرار می‌دهد این است که کاربر از طریق دیده شدن می‌تواند درآمدزایی کند. یعنی جوانی که دنبال دیده شدن است می‌تواند از طریق دیده شدن و جذب دنبال کننده، پول هم دربیاورد. در همین نظام، دیده شدن مهم می‌شود حتی اگر فرد مجبور باشد برخی از ارزش‌های خود زیر پا بگذارد.

13 میلیون جوان در سن ازدواج، پایه سست ارزش‌ها در فضای مجازی

این جامعه شناس در خصوص یکی از دلایل تمایل جوان‌های ایرانی در فضای مجازی عنوان می‌کند: در حال حاضر در جامعه ایران یک فاصله عمیقی از سن بلوغ تا ازدواج وجود دارد. نیاز جنسی ۱۱ الی ۱۳ میلیون نفر از جوانان ایرانی که در سن ازدواج هستند و مجردند وامکان ازدواج ندارند و تحت فشار نیاز جنسی هستند باعث می‌شود تا به دیدنی‌ترین جا یعنی اینستاگرام پناه ببرند. در دسترس‌ترین و دیدنی‌ترین جا برای جوان ایرانی، اینستاگرام است. زیرا غریزه جنسی تنها غریزه‌ای است که قابلیت این را دارد تا از طریق ذهن ارضا شود.وی در ادامه تأکید می‌کند: بنابراین وقتی یک فرد در فضای مجازی محتوای جنسی و یا تیتر جنسی می‌بیند، ممکن است ناخودآگاه آن را باز کند و ببیند. همین قضیه در اینستاگرام «که تعداد کلیک خوردن و مدت زمان ماندن مخاطب بر روی محتوا مهم است» این امکان را به کاربرمی‌دهد تا ازغریزه جنسی به عنوان یک ابزار استفاده کند. این مسئله باعث می‌شود تا فرد تمایل داشته باشد نظام ارزشی را زیرسؤال ببرد. درست است که غربی‌ها هم این چالش‌ها را دارند، اما ما با شکل خاصی از این چالش‌ها هم در نظام اخلاقی و هم نظام خانواده مواجه می‌شویم که باعث دهن کجی به ارزش‌ها خواهد شد.

ساده‌ترین روش دیده شدن، متفاوت بودن است

در ادامه علی لاور در خصوص تمایل به دیده شدن در میان جوانان امروز توضیح می‌دهد: تمایل به دیده شدن جزوغریزه انسان است. دیده شدن و نیاز به دیده شدن یک مبنای کاملاً طبیعی دارد که در میان جوانان 50 سال پیش هم وجود داشته است. اما مسئله این است که چرا نوع مواجهه این نسل در برابر دیده شدن متفاوت از نسل‌های قبلی است؟ ذات رسانه این است که به فرد اجازه دیده شدن می‌دهد. رسانه محملی برای دیده شدن است. چرا انسان‌ها در 50 سال گذشته نمی‌خواستند که از رسانه استفاده کنند؟ زیرا بستر رسانه به شکل امروزی نبوده و ما نباید گذشته را با الآن مقایسه کنیم. کودکان و نوجوانان دهه 90 و 80 از صبح که چشم باز می‌کنند در حال کار کردن با موبایل هستند چیزی که بچه‌های دهه 60 و 50 نداشتند. وی در پاسخ به این مسئله که چرا در گذشته دیده شدن ارزش نبوده اما امروزه تبدیل به ارزش شده است، می‌گوید: در زمان گذشته اصلاً ارزش بر دیده نشدن نبوده است؛ در گذشته هم افراد نیاز به دیده شدن داشتند. اما مهم این است که چه کسی ببیند؟ خدا ببیند یا مردم؟ در گذشته نظام ارزشی این بوده است که خدا ببیند تا بنده خدا.

لزوماً منشأ دیده شدن، امر جنسی نیست

لاور در ادامه تأکید می‌کند: ذائقه فرد در دیده شدن تعیین کننده آن است که او چه محتوایی را تولید کند. اصلی‌ترین و ساده‌ترین مدل دیده شدن متفاوت بودن است. شاید تمام این مسائل به امر جنسی ختم نشود. به عنوان مثال خانواده‌ای که می‌خواهد فرزندش را پربیننده کند که لزوماً از مسائل جنسی استفاده نمی‌کند. شاید نقطه‌های شروع کار یک فرد مجرد، امر جنسی باشد اما یک خانواده‌ای که زن و شوهر هستند و فرزند دارند، از مسائل جنسی برای مطرح کردن خود استفاده نمی‌کنند. استفاده از نمادهای جنسی ضریب بازدید در اینستاگرام را بسیار افزایش می‌دهد اما لزوماً منشأ این رویداد «دیده شدن» امر جنسی نیست.وی در خصوص چرایی تغییر ارزش‌ها در فضای مجازی توضیح می‌دهد: در برخی از موارد دنبال‌کننده‌ها نظام ارزشی بلاگر را مشخص می‌کنند. به عنوان مثال دنبال کننده خطاب به بلاگر می‌گوید: «اگر نسبت به این مسئله موضع‌گیری نکنی من آنفالو می‌کنم...» بنابراین بلاگر و سلبریتی حتماً براساس خواسته مخاطب، نظام ارزشی‌اش را عوض می‌کند. مگر اینکه بگوید: « من تعداد مخاطابنم مهم نیست و من فالوورهایی که حرف من را تأیید می‌کنند، می‌پذیرم.» این روان‌شناس در خصوص قدرت لایک در فضای مجازی می‌گوید: اینکه ما می‌گوییم فرد تأیید می‌خواهد همان ابزار قدرت است. یک بخشی از بچه‌های فعال رسانه‌ اصلاً به دنبال قدرت به معنای پول هم نیستند. بلکه شهرت، دیده شدن و تأیید می‌خواهند.

چرا افراد به سمت تیک تاک می‌روند؟

وی با طرح این پرسش که چرا جوانان به استفاده از تیک تاک تمایل دارند توضیح می‌دهد: ماهیت تیک تاک بیزینس و پول درآوردن نیست بلکه دیده شدن است. برای این کابران تأیید گرفتن بسیار مهم است. چرا این اتفاق می‌افتد؟ زیرا جامعه و زیرساخت‌های تربیتی به این مسئله نپرداخته است. کجا در جریان تربیتی خانواده‌ها، نظام ارزشی به بچه‌ها یاد داده شده است؟ درهیچ‌ کجا نظام ارزشی را به بچه‌ها یاد نداده‌ایم. آموزش نظام ارزشی به این معنا که به بچه‌ها بگوییم: « این خوب و آن بد است» نیست. منظور از نظام ارزشی، تفکر است. نباید پدر و مادر به بچه بگویند: «این کار درست و این کار اشتباه است» زیرا کارآمد نخواهد بود. باید از پایه بر روی نظام ازشی کار شود. برای این کار باید به بچه‌ها فکر کردن و اندیشیدن را آموزش داد. آیا رسانه اندیشیدن را به مخاطب آموزش می‌دهد؟ آیا پدر و مادر، سریال‌های تلویزیونی و... اندیشیدن را به کودکان آموزش می‌دهند؟ دارایی، سود، کسب و منفعت ما در چه نظام ارزشی قرار می‌گیرد؟
لاور در خصوص آموزش نظام ارزشی در مدارس می‌گوید: ما در مدرسه به بچه‌هایمان می‌گوییم درس بخوان و نمره 20 بگیر! زیرا در این نظام ارزشی دانش آموزی موفق است که رتبه کنکور و نمره بالاتری داشته باشد. اما کجا به بچه‌هایمان خوشبختی تحصیلی را آموزش دادیم؟ تا حالا افراد از خود پرسیده‌اندند که خوشبختی تحصلی به چه معناست؟ آیا سطح رضایت مهم نیست؟ موفقیت شغلی ز نظر افراد یعنی کسب خوب، پست بالاتر و... اما افراد چیزی از خوشبختی شغلی نمی‌دانند. زیرا رسانه، تربیت، مدرسه، آموزش و پرورش، نهادهای هژمونی جهانی به موفقیت ضریب می‌دهند. دوگانه بعدی که افراد با آن مواجه هستند، آسایش و آرامش است. همه نظام‌ها به آسایش ضریب می‌دهند. خب کجا به حلقه مفقوده آرامش می‌رسیم؟ هیچ کجا!

به کودکان ماهیگیری آموزش دهید

این روان‌شناس در خصوص چگونگی ایجاد امنیت برای کودکان و نوجوانان در فضای رسانه می‌گوید: باید اندیشیدن را به مخاطب و به کودکان و نوجوانان آموزش دهیم. زمانی که فرد اندیشیدن را بلد باشد در هر کجا که برود می‌تواند نظام ارزشی خود را به درستی انتخاب کند. فیلتر کردن فضای مجازی یک شوخی است. روی گوشی هر فردی چندین فیلترشکن نصب است. باید سیستم خودکنترلی در افراد را تقویت کنیم. باید افراد را توانمند تربیت کنیم تا این آدم در هر محیطی که قرار گرفت بتواند امن بماند. نباید ماهی دست مخاطب داد بلکه باید ماهیگیری «تفکر» را به او آموزش دهیم. پایان پیام/#اینستاگرام #بلاگری #کودک_بلاگرها #شهرت #توییتر #آموزش #نسلz #جوان_ایرانی
11:45 - 7 اسفند 1402




4 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌زهرا حاجی بابایی‌
@Zhr_hajibabaei7 اسفند 1402
در پاسخ به
👏👏👏👏

تصویر نمایه‌ی ‌محمد رضازاده‌
@mohammad7 اسفند 1402
در پاسخ به
💪💪💪

@hadigholami7 اسفند 1402
در پاسخ به
مفید بود 🙏