از سرمایه اعتماد مردم صیانت کنید!
روایت است که در دوره آخرالزمان، همه کسانی که با اتکاء به رجال وارد دین شوند، با سست شدن پایههای اعتماد به آنها و دیدن تناقض رفتاری و گفتاریشان، از دین خارج میشوند! آنکه معیارش برای دینداری، صرفاً تعلّقات احساسی و نه معیارهای توأمان عاطفی و عقلانی باشد، با کم و زیاد شدن همان علقهها و وابستگیها، در عقایدش هم دچار تردید و وسوسه خواهد شد. عملکرد هر فرد، نشانی از صلاحیت اوست. تاریخ اسلام پر از دنیاطلبی و خیانت خواص مردّد و مردود است!... طلحه و زبیر و اشعث و مروان و معاویه و هارون الرشید و مأمون و معتصم و... فقط نامهایی نیستند که روایات ظلم و جورشان، از ژرفای تاریخ به گوش و هوش ما رسیده باشد، بلکه اینان عبرتهایی هستند که هر آینه میتوان تکرار در تکرار افعال و رهروان و دنبالهروانشان را در روزگارهای مختلف مشاهده کرد.هرگز پشیمانی و فساد فردی یا گروهی که با دسیسه و خدعه، خود را منتسب به انقلاب نموده است، مساوی و مساوق با زیر سؤال بردن تمام انسانهای با ارزش و میراث گرانبهایی نیست که از چهل و چند سال ایستادگی بر آرمانهای نورانی امام و شهیدان به دست آوردهایم.مفسده یک کارگزار که با سالوس مآبی و فریبکاری، مسندی را اشغال کرده است، نمیتواند و نباید میزانی برای محاسبه عمل هزاران هزار انسان پاکطینت و سلیم النفس دیگر قرار گیرد.
اما نکتهای مهم در اینجا قابل ذکر است: امیرالمؤمنین علیهالسلام وقتی شنیدند که کارگزار حکومتیشان بر سر سفرهای نشسته است که سرمایهداران به آن راه دارند و فقرا خیر! بیدرنگ به گماشته خویش نامه هشدار آمیزی مینویسند و وی را به شدّت از ارتکاب چنین فعلی که علیالظاهر حرام نیست ولی برای حاکمان، رفتاری پسندیده نمیباشد، احتراز میدهند! آری!... ما در برابر حفظ و حراست از سرمایه اعتماد آحاد مردم موحّد و پاکدست و شریف ایران و آزادگان جهان به این انقلاب الهی و نظام اسلامی، مسئولیم و هیچ سبقه خدمت و پیشینه ارادتی نمیتواند با هدر رفت چنین گنج عظیمی که نگهبانیاش، طبق اصل هشتم قانون اساسی، تکلیفی سترگ و همگانی است، برابری کند. وقتی یک مقام مسئول، از زِی زندگی عادی طبقات متوسط و حتی متموّل جامعه خارج میشود و حواشی زیست مرفّه او، به حیثیت انقلاب و اسلام لطمه میزند، چارهای جز صیانت از اعتبار پاکان نهضت و تقدّم یافتن مصالح انقلاب بر مصلحت افراد نخواهد بود.تعلّل در مواجهه جدّی با آسیب زنندگان به فرهنگ علوی و حق و عدالتی که شعارهای شعورمند آن، هماره نقطه امید تودههای محروم و رنجکشیده و مستضعف بوده است، به یقین برابر با پذیرش ریزشهای فراوانی است که در صفوف اهل ایمان با دیدن قول و فعل متفاوت و متناقض برخی کارگزاران به وجود میآید!
کسی که نمیتواند بر نفسانیّات خویش چیره شود و به رفتارهای تجملگرایانه خود و اطرافیانش لجام بزند و با ایمان و زهد و ورع، حافظ دستاوردها و افتخارات منبعث از خون مطهر شهیدان باشد، حتما حق ندارد در نظام مقدس جمهوری اسلامی، مسند و منصبی را اشغال کند که برای استقرار آن، صدها هزار انسان خداجو و میهندوست، جان و هستی شان را کریمانه و بیمنّت، ایثار و نثار کردهاند. ای کسانی که از عهده تربیت صحیح اخلاقی فرزندان و کسان خویش برنیامدید؛ ترا به خدا بیش از این، قلوب دلسوزان انقلاب بویژه خانوادههای معظم شهدا را جریحهدار نکنید و منصب مسئولیت را به اهلش واگذارید تا فردای قیامت، بار گناهانتان سنگینتر و مؤاخذهتان سختتر نشود.
07:45 - 27 مهر 1404