حساب‌ و کتاب در تهران!

در مکه پیمان بستند اما در میدان، قواعد بازی را جمهوری اسلامی ایران تعیین کرد. پیمان مکه که قرار بود خلا ناشی از عقب‌ نشینی آمریکا را بدون مشارکت ایران پر کند، با برخورد به واقعیت قدرتمند یمن به بن‌بست رسید. حالا آمدن مقامات عربستان، ترکیه و پاکستان به تهران، نشان می‌دهد که تلاش برای دور زدن ایران، تنها به یک توهم دیپلماتیک منجر شده است. در واقع، آنها سعی کردند ریل امنیت را دور ایران بکشند، اما حالا خود در مسیر بازگشت به واقعیت، به تهران رسیده‌اند. این سفرها، اعترافی غیررسمی به یک حقیقت بزرگ است: حساب و کتاب امنیت منطقه، در تهران نوشته می‌شود.
پیمان مکه را بستند، بی‌آنکه ایران را به حساب بیاورند. خیال کردند می‌توانند برای امنیت منطقه نقشه کشید، پیمان نوشت و امضا کرد و سپس، ایران را پشت در گذاشتند. اما یمن، همان حاشیه‌ای که خیال می‌کردند می‌توانند مهارش کنند، شد متن اصلی ماجرا. موشک‌ها و پهپادهای انصارالله، امنیت عربستان را به چالش کشیدند و پیمان سه‌جانبه را پای نخستین آزمون جدی‌اش کشانده و فرود آوردند. حالا وزیر دفاع عربستان، فرمانده ارتش پاکستان و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، به تهران آمده‌اند تا درباره همان امنیتی گفتگو کنند که قرار بود بدون حضور ایران، برایش نسخه بپیچند.محسن رضایی، پیش‌تر درباره این بازی‌های سیاسی هشدار داده بود. او می‌گفت ما یک «غنیمت» بزرگ در اختیار داریم: ضعف و خلا ناشی از عقب‌نشینی آمریکا در منطقه. این غنیمت، فرصتی است که کشورهای همسایه می‌خواهند با بستن پیمان‌های خود، آن را بردارند و ببرند.اما سیاست، دفتر مشق نیست که هرکسی هرچه نوشت، همان بشود. پیمان را می‌توان در مکه امضا کرد، اما امنیت را باید در میدان به دست آورد. عربستان و شرکایش، پس از بستن پیمان، با واقعیتی روبه‌رو شده‌اند که نمی‌توان با امضا و بیانیه از کنارش گذشت: تهدید یمن نه با یک توافق سه‌جانبه ناپدید می‌شود و نه با کنار گذاشتن ایران از معادله، مهارشدنی است. این همان «گوشمالی میدان» است؛ همان لحظه‌ای که نقشه روی میز، زیر غبار واقعیت رنگ می‌بازد.
بازگشت به تهران؛ اعتراف ناخواسته به واقعیتاین آمد و شد مقامات توافق مکه به تهران، یک پیام روشن و غیرقابل انکار دارد و اینکه در نظم تازه منطقه، نمی‌توان پیمان بست و ایران را حذف کرد؛ نمی‌توان از پایدار بودن امنیت حرف زد و قدرت و جغرافیای ایران را نادیده گرفت.آنها که می‌خواستند خلا آمریکا را پر کنند، حالا خود در میان این خلا سرگردانند. این سفرها، نوعی بازگشت اجباری به مرکز ثقل قدرت در منطقه است. آن‌ها آمده‌اند تا درباره امنیتی حرف بزنند که بدون ایران، نه می‌توان آن را درست تعریف کرد و نه میتوان دوامش را تضمین کرد.ریل امنیت را نمی‌شود دور ایران کشیددر نهایت، حقیقت تلخ برای پیمانگذاران مکه این است که ریل امنیت منطقه را ایران می‌گذارد. اگر می‌خواهند به مقصد برسند، باید واقعیت این ریل را بپذیرند. هرکسی خیال کند می‌تواند قطار امنیت غرب آسیا را روی ریلی حرکت دهد که ایران در ساختنش نقشی ندارد، دیر یا زود با برخورد سنگین واقعیت‌ها روبرو خواهد شد.
باید دانست که در معادلات جدید منطقه، نمی‌توان از حضور جمهوری اسلامی ایران در هسته مرکزی قدرت چشمپوشی کرد. تلاش برای دور زدن تهران، تنها به یک بن‌بست دیپلماتیک ختم می‌شود. چرا که حقیقت میدان، فراتر از قراردادهای مکتوب است؛ حقیقت این است که آن‌ها سعی کردند ریل امنیت را دور ایران بکشند، اما در نهایت، قطار به تهران رسید!
12:10 - 5 آبان 1405

1 واکنش
17٫1k بازدید