عبور از تهدیدات وجودی؛ منطق فقهی و امنیتی مطالبه‌ بازدارندگی هسته‌ای

در ماه‌های اخیر، تشدید تهدیدات وجودی از سوی محور عبری - غربی و ناکامی دشمن در میدان‌های نظامی، موج بی‌سابقه‌ای از مطالبات مردمی و نخبگانی را برای بازنگری در دکترین هسته‌ای و ایجاد توازن قاطع در کشور رقم زده؛ مطالبه‌ای که اکنون از محافل کارشناسی عبور کرده و به بدنه‌ اجتماعی جامعه رسیده است. در همین راستا، توزیع بیانیه‌ها و برگه‌های مطالبه‌گرانه در تجمعات شبانه مردم در کشور ابعاد تازه‌ای از این مطالبات را عیان کرد؛ جایی که جوانان و اقشار مختلف مردم با استناد به مبانی فقهی، عقلانی و امنیتی، صراحتا خواستار باز شدن دست نظام برای ساخت سلاح بازدارنده شدند.
تشدید تنش‌های منطقه‌ای و افزایش نگرانی‌ ها درباره احتمال درگیری‌ های نظامی، بار دیگر بحث درباره نسبت میان امنیت ملی، بازدارندگی و دکترین هسته‌ای ایران را به کانون توجه آورده است. در این میان، برخی دیدگاه‌ها بر ضرورت بازنگری در سیاست هسته‌ای کشور و بررسی گزینه ساخت سلاح هسته‌ای با هدف بازدارندگی تأکید دارند؛ مطالبه‌ای که ابعاد امنیتی، فقهی، حقوقی و راهبردی آن نیازمند بررسی دقیق است.بازدارندگی؛ مسئله اصلی چیست؟منطق اصلی طرفداران بازنگری در دکترین هسته‌ای این است که در محیط امنیتی پرمخاطره، صرف برخورداری از توان دفاعی متعارف ممکن است برای جلوگیری از تهدیدهای بزرگ کافی تلقی نشود. از این منظر، هرچه هزینه اقدام نظامی علیه یک کشور برای مهاجم افزایش یابد، احتمال محاسبه مجدد و عقب‌نشینی او نیز بیشتر خواهد شد. با این حال، تبدیل این استدلال به نتیجه قطعی درباره ضرورت ساخت سلاح هسته‌ای، نیازمند ارزیابی همه‌جانبه است. بازدارندگی تنها به نوع سلاح وابسته نیست؛ توان موشکی متعارف، آمادگی دفاعی، انسجام ملی، ظرفیت اطلاعاتی، دیپلماسی و توان مدیریت بحران نیز در محاسبات امنیتی نقش دارند. افزون بر این، برخورداری از سلاح هسته‌ای لزوماً به معنای مصونیت از حمله نیست و می‌تواند خطر مسابقه تسلیحاتی، افزایش تنش و خطای محاسباتی را نیز تشدید کند.بنابراین، پرسش اساسی صرفاً این نیست که چه ابزاری قدرت بازدارندگی بیشتری ایجاد می‌کند، بلکه این است که کدام راهبرد می‌تواند امنیت پایدارتر و هزینه کمتری برای کشور به همراه داشته باشد.
ملاحظات فقهی و مسئله حفظ جاندر کنار استدلال‌های امنیتی، برخی موافقان بازنگری به مبانی فقهی مرتبط با حفظ جان انسان‌ها، دفاع از جامعه اسلامی و ضرورت آمادگی در برابر تهدیدها استناد می‌کنند. از نگاه آنان، هنگامی که خطرهای جدی متوجه امنیت و موجودیت کشور باشد، بررسی نسبت میان احکام شرعی و الزامات دفاعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.با این حال، استناد به ضرورت دفاعی به‌ تنهایی تکلیف همه مسائل فقهی را روشن نمی‌کند. ارزیابی موضوع نیازمند بررسی دقیق ادله شرعی، حدود و شرایط احکام، نظر فقهای صاحب‌ صلاحیت و تفاوت میان برخورداری از توان بازدارندگی و بکارگیری سلاحی با آثار گسترده انسانی است. همچنین باید میان ضرورت دفاع از کشور و مجاز دانستن هر وسیله‌ای برای تحقق آن تمایز گذاشت.بازنگری؛ فراتر از یک انتخاب تسلیحاتیبحث درباره دکترین هسته‌ای، تنها مناقشه‌ای فنی یا نظامی نیست؛ این موضوع با تعهدات بین‌المللی ایران، پیامدهای سیاسی و اقتصادی، امنیت منطقه‌ای و ارزیابی هزینه و فایده راهبردهای دفاعی پیوند خورده است. از همین رو، مطالبه بازنگری باید به فرصتی برای گفتگوی کارشناسی مستند تبدیل شود، نه نتیجه‌گیری شتاب‌زده بر پایه نگرانی‌ ها یا فرض‌ های اثبات‌ نشده.در نهایت، معیار اصلی هر دکترین دفاعی باید افزایش امنیت ملی، کاهش احتمال جنگ و حفاظت از جان و منافع مردم باشد. بررسی گزینه‌های بازدارندگی نیز زمانی می‌تواند راهگشا باشد که همزمان پیامدهای امنیتی، فقهی، حقوقی و راهبردی آن سنجیده شود.مسئله محوری، یافتن راهی برای جلوگیری از تهدید و جنگ است؛ هدفی که دستیابی به آن، بیش از هر چیز به تحلیل واقع‌ بینانه و تصمیم‌ گیری مسئولانه نیاز دارد.
10:58 - 3 آبان 1405

127 بازدید