نفت ۱۱۷ دلاری؛ وقتی معماران تحریم، شماره ایران را میگیرند!
جهش قیمت نفت و تشدید نگرانیها درباره امنیت انرژی، معادلات سیاسی غرب را با آزمونی جدی روبرو کرده است. همزمانی این تحولات با خبر رویترز درباره آمادگی آلمان، فرانسه و انگلیس برای مذاکره با ایران، توجهها را به هزینههای اقتصادی تقابل جلب میکند. ذخایر راهبردی نفت شاید بتوانند برای مدتی بازار را آرام کنند، اما قادر نیستند بهتنهایی ریسکهای ژئوپلیتیکی را از میان بردارند. تجربه بحران کرونا نیز نشان داد که در روزهای کمبود، شعارهای همبستگی همیشه تاب مقاومت ندارند. حالا پرسش اصلی این است که با بالا رفتن هزینه انرژی، غرب تا کجا میتواند بر سیاست فشار و تحریم پافشاری کند؟
رویترز از اعلام آمادگی آلمان، فرانسه و انگلیس برای مذاکره با ایران خبر داده؛ آن هم درست در روزهایی که قیمت نفت اوج گرفته و کابوس بحران انرژی، خواب راحت را از چشمان سیاستمداران غربی ربوده است.حالا در بروکسل و لندن، نگاهها به تابلوهای قرمز بازار نفت دوخته شده؛ به ذخایری که باید برای روزهای مبادا حفظ میشدند و به بحرانی که دیگر با صدور چند بیانیه و برگزاری نشست های اضطراری مهار نخواهد شد.هرچه در چنته از تهدید و فشار داشتند، رو کردند؛ حالا اگر میتوانند، ذخایر راهبردیشان را همزمان روانه بازار کنند. اما مگر چند بشکه نفت ذخیره شده میتواند سایه سنگین ناامنی را از روی شریانهای حیاتی انرژی جهان پاک کند؟ نفت انبارشده شاید مُسکنی موقت باشد، اما درمان بحران، چیزی فراتر از تزریق چند میلیون بشکه به بازار است.قدیمیها چه خوب گفتهاند: «اسبها در سربالایی، کپل همدیگر را گاز میگیرند!»هنوز تا روزی که رقابت بر سر چند لیتر سوخت و بنزین، همان صحنههای تلخ دوران کرونا را تکرار کند، راهی نمانده است؛ روزهایی که ماسک ساده از یک کالای بهداشتی به غنیمتی جنگی تبدیل شد و برخی دولتهای مدعی همکاری و تمدن، برای تصاحب محمولهها با یکدیگر درگیر شدند.آن روز، دعوا بر سر ماسک بود؛ امروز، امنیت انرژی و بقای اقتصادی کشورها روی میز قمار قرار گرفته است.تاریخ یک درس روشن دارد: وقتی بحران از راه میرسد، شعارهای پرطمطراق همبستگی زودتر از همه رنگ میبازند؛ آنچه باقی میماند، رقابت بر سر منابع محدود و غریزه بقاست. در چنین شرایطی، هر دولتی پیش از هر چیز به فکر نجات اقتصاد و تأمین نیازهای داخلی خود خواهد افتاد؛ حتی اگر این اولویت با ادعاهای دیروز همان دولت در تعارض باشد.
حالا باید دید در این سربالایی دشوار، کدامیک از شرکای غربی زودتر منافع خود را بر ملاحظات ائتلافی ترجیح میدهد و رقابت بر سر انرژی تا کجا میتواند پرده از اختلافات پنهان میان آنها بردارد.برای جمهوری اسلامی ایران نیز تحولات بازار انرژی و اهمیت راهبردی تنگه هرمز، بخشی از معادله پیچیده امنیت منطقهای و جهانی است؛ معادلهای که در آن، تحولات میدانی و هزینه های اقتصادی میتوانند بر محاسبات سیاسی تاثیر بگذارند. البته افزایش قیمت نفت به تنهایی اثبات کننده علت تغییر مواضع دیپلماتیک نیست اما نمیتوان تاثیر امنیت انرژی بر تصمیمگیری قدرت های بزرگ را نادیده گرفت.وقتی نفت گران میشود و امنیت انرژی به دغدغهای حیاتی بدل میگردد، حتی تئوریسینهای تحریم هم ممکن است به این نتیجه برسند که وقت بازنگری در محاسبات و برداشتن گوشی تلفن فرا رسیده است!پی نوشت: نفت ۱۱۷ دلاری؛ بشکهها گران شدند و محاسبات هم باید تغییر کنند! ظاهرا وقتی پای انرژی به میان میآید، بعضیها زودتر از آنچه تصور میشد، شماره ایران را میگیرند؛ چراکه در معادلات انرژی جهان، گاهی یک تنگه از هزاران بیانیه سیاسی گویاتر است!
13:44 - 2 آبان 1405