کلید هرمز در جیب عاصم منیر نیست؛ برگ برنده ایران در بازی نفت و قدرت
ظاهرا ترامپ گمان کرده با فرستادن یک ژنرال، میتواند قفل تنگه هرمز را باز کند؛ اما بازار نفت و پاسخهای صریح تهران، چیز دیگری را روایت میکنند.فرستادن ژنرال پاکستانی به تهران، نه تنها نتوانست گرههای هستهای را باز کند، بلکه تنها بر تضاد میان «ادعای مذاکره» و «واقعیت امتیازات» صحه گذاشت. حالا عاصممنیر باید به اربابانش در کاخ سفید بگوید که خبری از امتیاز مجانی نیست؛ یا قواعد بازی تغییر میکند یا هزینههای آن بر عهده خود آمریکا خواهد بود.
نفت ۵ دلار ریخت؛ انگار عاصم منیر کلید هرمز را در جیب گذاشته و آمده قفل بحران را باز کند! غافل از اینکه اینجا قفل دست ایران است و کلیدش در جیب ترامپ نیست که با فرستادن یک ژنرال پاکستانی، در را به رویش باز کنند! حالا همزمان با بازگشت عاصم منیر، نفت برنت دوباره به حوالی ۱۱۰ دلار رسیده؛ گویی بازار انرژی هم هنوز به وعدههای واشنگتن اعتماد نکرده و پایان بحران را باور ندارد!تهران خیلی زود آب پاکی را روی دست فرستاده پاکستانی ریخت. دکتر قالیباف بر اجرای شروط هفتگانه ایران تاکید کرد و سردار محسن رضایی هم درباره خروج مواد هستهای غنیشده از کشور موضعی صریح گرفت. یعنی نه امتیاز مجانی، نه عقبنشینی از خطوط قرمز و نه فرصتی تازه برای ترامپ تا با نمایش مذاکره، زمان بخرد و از زیر بار بحران فرار کند!ظاهرا باز شدن مرزهای پاکستان هم قرار بوده برگ برندهای در دست ژنرال باشد! مرزی را میبندند و چند روز بعد باز میکنند و انتظار دارند تهران آن را لطفی تاریخی حساب کند؟ مگر قرار است مطالبات راهبردی ایران با چنین اقداماتی تسویه شود؟ اینجا پای منافع ملی در میان است، نه تعارفهای دیپلماتیک و امتیازهای نمایشی!هیئت قطری هم به میدان آمده تا رایزنیها ادامه پیدا کند؛ اما سؤال روشن است: گفتوگو برای چه؟ اگر قرار باشد ایران امتیاز بدهد و آمریکا فقط زمان بخرد، این دیگر مذاکره نیست؛ وقتکشی با لباس دیپلماسی است. واشنگتن نمیتواند هم فشار بیاورد، هم خواهان امتیاز باشد و هم انتظار داشته باشد هزینه تصمیمهایش را نپردازد.
پیام تهران برای ترامپ روشن است: اگر توافق میخواهی، باید به مطالبات ایران پاسخ عملی بدهی؛ نه اینکه با فرستادن واسطهها دنبال امتیازهایی باشی که در میدان به دست نیاوردهای. مسئله تجاوزات اسرائیل و تحولات جنوب لبنان هم نمیتواند از معادلات امنیتی منطقه جدا باشد.تنگه هرمز یک خط ساده روی نقشه نیست که بشود در محاسبات کاخ سفید نادیدهاش گرفت. این آبراه در قلب معادلات انرژی جهان قرار دارد و هر تحول در وضعیت آن میتواند بازارها را به لرزه درآورد. افتوخیز قیمت نفت هم نشان میدهد که بازار انرژی به مجموعهای از تحولات و انتظارات واکنش نشان میدهد؛ نه اینکه با چند تیتر خوشبینانه بتوان واقعیت بحران را از میان برد. حالا عاصممنیر باید پیام تهران را به واشنگتن برساند؛ پیامی که احتمالاً شنیدنش برای ترامپ چندان خوشایند نیست. تصور کنید ژنرال پاکستانی در مسیر بازگشت، از پنجره هواپیما به پهنه ایران نگاه میکند و با خود میاندیشد چگونه به کاخ سفید بگوید که اینجا خبری از امتیاز مجانی نیست و کلید توافق را باید در تغییر رفتار واشنگتن جستجو کرد!
آقای ترامپ! نمیشود هم فشار حداکثری را حفظ کرد، هم امتیاز خواست و هم انتظار داشت تبعات اقتصادی و سیاسی بحران گریبان واشنگتن را نگیرد. اگر کاخ سفید تصور میکند با خریدن زمان از این مخمصه بیرون میآید، باید بداند که زمان همیشه به سود یک طرف حرکت نمیکند؛ گاهی همان روزهایی که برای فرار از بحران خریده میشوند، هزینه خروج را سنگینتر میکنند.کلید توافق در جیب میانجی نیست؛ واشنگتن باید بین پذیرش واقعیتهای میدان و پرداخت هزینه ادامه بحران یکی را انتخاب کند. ترامپ مغزالکلی! سلام ما را به پمپبنزینهایت برسان؛ ظاهرا آنها زودتر از کاخ سفید فهمیدهاند هرمز شوخی بردار نیست!
12:13 - 21 اکتبر 2026