نفت ۱۱۰ دلار؛ صبح بخیر ترامپ!
آقای ترامپ، قرار بود نفت را ارزان کنی یا قرار بود نفت، وعدههایت را گران تمام کند؟! فقط ۱۸ روز تا انتخابات آمریکا مانده و آن سوخت ارزانی که قولش را میدادی، انگار در همان سخنرانیهای انتخاباتی جا مانده است! قرار بود بعد ونزوئلا، نفت ایران را به خدمت بگیری و با ژست ناجی جیب آمریکایی ها ظاهر شوی؛ حالا اما بازار نفت دارد صورتحساب رویاهایت را کف دستت میگذارد. آقای رئیسجمهور، با شعار که باک ماشین پر نمیشود! ۱۸ روز بیشتر نمانده؛ یا نفت ارزان را رو میکنی یا باید با وعدههای نفتیات به استقبال روز رایگیری بروی! 18 روز مانده تا انتخابات و قیمت نفت ۱۱۰ دلار؛ صبح بخیر آقای رئیسجمهور!
قرار بود قیمتها را پایین بیاوری، آقای ترامپ؛ حالا اما قیمت نفت هم به فهرست دردسرهایت اضافه شده! قرار بود نفت ایران را مثل نفت ونزوئلا به چنگ بیاوری، جام پیروزی را بالا ببری و با لبخندی عریض از روزگار خوشِ بنزین ارزان برای آمریکاییها بگویی؛ اما ظاهرا بازار نفت، فیلمنامه تو را نخوانده است!از آن طرف، خیال تغییر معادلات تنگه هرمز را هم در سر میپروراندی و میخواستی نامت را بر آن بگذاری؛ انگار این آبراه راهبردی را میشود با یک امضا به نام کسی سند زد! آقا، تنگه هرمز که سند ششدانگ ملک شخصی نیست؛ گلوگاهی است که هر لرزش در امنیت و عبورومرورش میتواند بازار انرژی را به تبوتاب بیندازد. حالا هرچه تنش بیشتر، نگرانی بازار هم بیشتر؛ و این وسط، وعده نفت ارزان تو هم مانده روی دستت!ناوهای گنده کجا هستند، آقای ابرقدرت؟در تنگه هرمز، دیگر ماجرا فقط عبور چند نفتکش و کشتی کانتینربر نیست؛ امنیت کشتیرانی، خطر اختلال در عرضه و هزینههای سنگین بیمه و حملونقل هم وسط آمدهاند. از آن طرف، هر خبر تازه درباره تأسیسات انرژی منطقه، از جمله آرامکو، میتواند بازار را دوباره به سرفه بیندازد. البته قیمت نفت فقط با یک عامل بالا و پایین نمیشود؛ اما وقتی تنش ژئوپلیتیکی به نگرانی درباره عرضه گره میخورد، دیگر نمیتوان با چند جمله انتخاباتی بازار را آرام کرد.راستی، آقای رئیسجمهور! آن ناوهای بزرگی که از اعزامشان با آبوتاب حرف میزدی، قرار بود چه مشکلی را حل کنند؟ اگر هدف، تضمین امنیت کشتیرانی است، نتیجه را باید در میدان و مسیرهای امن دید، نه فقط در تیترهای پرطمطراق. ابرقدرتی هم بالاخره باید در برابر پرسشهای رأیدهندگان جواب داشته باشد؛ مخصوصاً وقتی پای قیمت سوخت و هزینه زندگی وسط است.
از رویای نفت ایران تا کابوس محاسبات منطقهایقرار بود همهچیز طبق نقشه پیش برود؛ فشار بیشتر، امتیاز بیشتر و در نهایت، سهمی بزرگتر از معادلات انرژی. اما سیاست خارجی ماشین حسابی نیست که هرچه فشار را بالا ببری، حاصل جمع هم مطابق میل تو بیشتر شود. تنگه هرمز، امنیت منطقه، واکنش بازیگران مختلف و وضعیت عرضه جهانی، هرکدام میتوانند معادله را تغییر دهند.حالا فقط ۱۸ روز تا انتخابات باقی مانده و پرسش این است: در این مدت چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ آیا فشارها تشدید میشوند، مسیر مذاکره باز میماند یا توافقی تازه روی میز میآید؟ تا وقتی جزئیات معتبر و روشنی در دست نباشد، پیشبینی قطعی بیشتر شبیه فالگرفتن با نمودار قیمت نفت است تا تحلیل راهبردی.و اما نتانیاهو؛ شریکی که محاسباتش با محاسبات واشنگتن همیشه یکسان نیست. هر توافق احتمالی، هر عقبنشینی یا هر تشدید تنش میتواند برای طرفهای مختلف هزینه و فایده متفاوتی داشته باشد. رویاهای مشترک سیاسی هم تضمین نامه ندارند؛ گاهی واقعیت منطقه چنان از راه میرسد که همه مجبور میشوند دوباره نقشه را روی میز پهن کنند.
صبح بخیر، آقای رئیسجمهور!راستی، هنوز در رویای نفت ارزان و دلارهای نفتی ایران هستی؟ پس وقتی از خواب بیدار شدی، نگاهی هم به قیمت نفت برنت بینداز؛ نه برای اینکه یک عدد را بهتنهایی سند شکست یا پیروزی بدانی، بلکه برای اینکه ببینی بازار با وعدههای انتخاباتی اداره نمیشود. قیمت نفت تابع عرضه و تقاضا، تصمیم تولیدکنندگان، وضعیت اقتصاد جهان و ریسکهای ژئوپلیتیکی است؛ همان ریسکهایی که سیاستمداران گاهی تصور میکنند میتوانند مهارشان کنند.آقای ترامپ، نفت ارزان را وعده دادی؛ حالا باید توضیح بدهی در برابر نگرانیهای بازار چه برنامهای داری.
خلاصه اینکه آقای ترامپ، فقط ۱۸ روز تا انتخابات مانده؛ نفت ارزان کو؟! قرار بود با وعده بنزین ارزان رای جمع کنی، حالا باید با صورتحساب نفت گران به استقبال رایدهندهها بروی! قرار بود ناجی جیب آمریکاییها باشی، نه اینکه آنها را چشم انتظار وعدهای بگذاری که معلوم نیست کی به سرانجام برسد.صندوق رأی، جای وعده فروشی و قمپزهای رسانه ای و توئیت نیست؛ روز انتخابات، مردم از تو بنزین ارزان میخواهند، نه قصه دلارهای نفتی ایران! نفت ۱۱۰ دلار؛ صبح بخیر آقای رئیسجمهور!☕️
10:13 - 25 مهر 1405