بازی با آتش در آستانه انتخابات
بازی با آتش در آستانه انتخابات؛ از بن بست در برابر ایران تا بحران در قلب اقتصاد آمریکاترامپ میان دو جبهه محاصره شده؛ جبهه نظامی که از او خواستار برخورد با ایران است و جبهه اقتصادی که از او خواستار کاهش قیمترهاست. در این میان، ایران با حفظ استراتژی خود، سیاست های واشنگتن را در آستانه یک انتخابات سرنوشت ساز، با چالش های بیسابقه روبرو کرده است. واقعیت های میدانی در تنگه هرمز، معادلات اقتصادی واشنگتن را به بازی گرفته ولی آیا ترامپ می تواند میان «حفظ اقتدار نظامی» و «کنترل تورم» تعادل برقرار کند، یا تقویم انتخاباتی، او را در دام یک جنگ بیافق گرفتار خواهد کرد؟
با نزدیک شدن به انتخابات میان دورهای آمریکا (سوم نوامبر - ۱۲ آبان)، پرونده ایران از یک پرونده امنیتی - سیاسی، به یکی از بزرگترین چالش های محاسباتی کمپین جمهوریخواهان تبدیل شده است. رسانه های غربی، از نیویورک تایمز تا آتلانتیک، تصویری دوقطبی اما با یک ویژگی مشترک از دونالد ترامپ ترسیم میکنند: چهره ای که در میان دو فشار «جنگ بیافق» و «بحران انرژی» گرفتار شده است.ترامپ در هفته های اخیر با رویکردی متناقض، همزمان بر کاهش قیمت نفت تاکید می کند و در عین حال، از لزوم برخورد با ایران سخن می گوید. او وعده داده است که بلافاصله پس از پیروزی، قیمت ها را به شدت کاهش خواهد داد، اما واقعیت های میدانی و آماری، روایت دیگری را بازگو می کنند. گزارشها حاکی از آن است که پنتاگون از دستورالعمل هایی برای آماده سازی گزینه های نظامی پیش از انتخابات برخوردار است؛ اما این اقدام، دقیقا همان عاملی است که می تواند «بنزین بر آتش» اقتصاد آمریکا بریزد.در اینجا با یک پارادوکس ساختاری مواجهیم: تشدید تنش در تنگهی هرمز، برخلاف وعده های انتخاباتی ترامپ، قیمت نفت را به سمت بالا سوق میدهد. طبق دادههای بازار، نفت برنت در حالی که جهان را با تلاطم روبرو کرده، از ابتدای سال تاکنون رشد چشمگیری داشته است.نکته بحرانیتر، تخلیه ذخایر استراتژیک نفت آمریکا است که به زیر ۳۰۰ میلیون بشکه رسیده؛ یعنی آمریکا اکنون با دست خالی و در مواجهه با نوسانات بازار، در آستانه یک انتخابات سرنوشت ساز ایستاده است.
تحلیلگران موسساتی چون «دویچهبانک» و «مکواری» معتقدند ترامپ در یک «دو ساعتشمار» گرفتار شده است؛ ساعتی که برای پیروزی در انتخابات میتپد و ساعتی که برای کنترل قیمتها و جلوگیری از تورم. مشکل اینجاست که این دو ساعت با هم هماهنگ نیستند.در حالی که ۸۳ درصد سرمایهگذاران معتقدند ترامپ انگیزه دارد پیش از انتخابات جنگ را تمام کند، واقعیت این است که ایران چنین انگیزهای برای تسلیم شدن در میانه میدان ندارد. تهران به خوبی می داند که هرگونه عقبنشینی، «تسلیم» تلقی میشود و ترامپ نیز نمی تواند با تصویری ضعیف وارد میدان شود.نظرسنجی های اخیر (مانند اسوشیتد نورس و رویترز) نشان میدهد که این بحران تنها یک بحث سیاسی نیست، بلکه به یک بنبست اجتماعی تبدیل شده است. ۶۹ درصد آمریکاییها معتقدند جنگهای کنونی ارزش هزینهاش را ندارند و ۶۵ درصد نیز سیاستهای ترامپ را عامل اصلی ماندگاری گرانی میدانند.حتی در میان بدنه حزب جمهوریخواه نیز با افزایش ناامیدی از مدیریت بحران های اقتصادی، شکاف هایی در حمایت از رویکرد تهاجمی مشاهده می شود.در نهایت، باید به چهار محور اصلی توجه کرد که این جنگ را از یک درگیری منطقهای به یک بحران جهانی بدل کرده است:۱. فرسایش ذخایر انرژی جهانی۲. شکنندگی بازارهای مالی در برابر تنش های دریایی۳. تورم گسترده مواد غذایی۴. تضعیف اعتبار چتر امنیتی آمریکا در منطقه.
با تداوم استراتژی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر «تداوم فشار و حفظ آمادگی»، روایتهای رسانهای در غرب نیز در حال تغییر است. از نقد «اخاذی از نفتکشها» در والاستریتژورنال تا هشدار درباره «شکست ترامپ» در نیویورکتایمز، همگی بر یک نکته تأکید دارند که ابزارهای فشار سنتی، دیگر قادر به مهار واقعیتهای جدید در خلیج فارس نیستند.ترامپ اکنون در موقعیتی قرار دارد که یا باید از «اقتدار نظامی» خود برای مدیریت انتخابات بکاهد، یا با «بحران اقتصادی» که خود بر آن دمیده، روبرو شود.
11:40 - 21 مهر 1405