لزومِ پایانِ رویکردِ «بدیم بِره»!

چند سالی‌ست که ادبیات سیاسی ایران شاهد یک رویکرد عجیب، غیرمسئولانه و خطرناک شده است. چیزی که در گفتمان عامه مردم و برخی ناظران و تحلیل‌گران سیاسی به کنایه «بدیم بره» معروف شده است. این اصطلاح، هرچند در ابتدا بیشتر در میان مردم برای توصیف وضعیت مدیریت ضعیف در برخی سطوح اداری و اقتصادی به کار می‌رفت، اما حالا به‌وضوح می‌توان آن را در سطوح کلان مدیریتی، به‌ویژه در میان برخی دولتمردان اصلاح‌طلب دید. در واقع، «بدیم بره» حالا نه فقط یک طنز تلخ، بلکه توصیفی دقیق از نوعی سیاست‌ورزی است که به جای اصلاح، تسلیم است! به جای عقلانیت، انفعال! و به جای مقاومت، عقب‌نشینی! سیاست «بدیم بره» یعنی ناتوانی در دفاع از منافع ملی، انفعال در برابر فشارهای خارجی، بی‌تفاوتی نسبت به ریشه‌های فساد ساختاری و واگذاری فرصت‌ها و سرمایه‌های کشور تحت عنوان «آشتی با جهان»! این سیاست نه تنها گرهی از کار فروبسته کشور نگشوده، بلکه بارها و بارها به تشدید بحران‌ها انجامیده است. نمونه روشن آن، رویکرد اقتصادی دولت‌های اصلاح‌طلب است که به جای تقویت تولید داخلی و حمایت از کارآفرینی بومی، با دل‌بستن به سرمایه‌گذاران خارجی، کشور را در یک بلاتکلیفی استراتژیک رها کردند. در این نگاه، «اقتصاد مقاومتی» جای خود را به «برجام اقتصادی» داده، تفکری که امید به ویزای اروپایی و بسته‌های تشویقی بانک جهانی دارد، نه توسعه درون‌زا و بهره‌گیری از ظرفیت‌های بی‌نظیر داخلی. در دیپلماسی هم، این سیاست خود را بیشتر نشان می‌دهد. برای برخی دولتمردان اصلاح‌طلب، مذاکره نه ابزاری برای کسب منافع ملی، بلکه وسیله‌ای برای عقب‌نشینی‌های پیاپی در برابر طرف مقابل شده است. در این رویکرد، طرف مقابل «کدخدا» است، نه رقیب!
و ایران باید «نرمش قهرمانانه» را تا مرز «نرمش التماس‌گرانه» ادامه دهد. این نوع سیاست خارجی که تئوریزه‌کنندگانش آن را «تعامل سازنده» می‌نامند، در عمل چیزی جز تعلیق ظرفیت‌های ملی و خودتحریمی گسترده نیست. آنها حتی حاضرند در برابر دشمنانی که رسماً حمله نظامی، تهدید به جنگ و تحریم می‌کنند، با زبان تعارف و لبخند دیپلماتیک حرف بزنند، به این امید که شاید دل‌شان بسوزد! اما واقعیت نشان داده که سیاست خارجیِ بر پایه التماس، نه‌تنها ترحم نمی‌خرد، بلکه دشمن را جسورتر می‌کند. شعارهای اصلاح‌طلبان همواره با «مردم» آغاز می‌شود. اما آن‌چه در عمل دیده‌ایم، اغلب فاصله‌ای عمیق میان حرف و عمل آن‌ها را عیان کرده. در دولت‌هایی که ادعای آزادی بیان و نقدپذیری داشتند، بیشترین برخورد با رسانه‌های مستقل و روزنامه‌نگاران منتقد صورت گرفت. سیاست «بدیم بره» در اینجا هم خودش را نشان می‌دهد: دادن وعده‌های زیبا، اما بی‌عملی در عمل! شعار آزادی، اما سانسور شدید! ادعای شفافیت، اما عقد قراردادهای محرمانه و پشت‌پرده! این جماعت نه شهامت پذیرش مسئولیت را دارند، نه صداقت لازم برای پاسخ‌گویی به ملت را. وقتی که کشور در بحران است، آن‌ها قصور را گردن «رهبری»، «حاج قاسم»، «سپاه» و «نیروهای مسلح» و توپ را به زمین «دولت قبل»، «نظام»، «قوه قضائیه» یا «تحریم‌ها» می‌اندازند و خود را همچون یک «ناظر بی‌گناه» معرفی می‌کنند. این فرار از مسئولیت، عین بی‌مسئولیتی است و بی‌مسئولیتی، خطرناک‌ترین بیماری در بدن سیاست و بدنه دولت. در حوزه فرهنگ نیز سیاست «بدیم بره» حضور جدی دارد و همه و همه نشان از رویکردی دارند که اصل را بر واگذاری و عقب‌نشینی گذاشته است. به اسم آزادی، سستی آمده! به نام دموکراسی، بی‌نظمی حاکم شده!
۶ MB
و با نام تعامل، تسلیم جایگزین حکمرانی! مقابله با هجمه فرهنگی دشمن، نیازمند سیاست‌گذاری فعال، حمایت از تولید داخلی در عرصه هنر و رسانه و دفاع از سبک زندگی ایرانی‌ - اسلامی است. اما رویکرد «بدیم بره» عملاً عرصه را برای سلطه نرم دشمنان باز کرده و خانواده ایرانی را بی‌پناه گذاشته است. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند سیاست‌ورزانی باهوش، متعهد، شجاع و خلاق است. آنچه کشور را نجات خواهد داد، نه رویکردهای انفعالی و شعارهای توخالی اصلاح‌طلبانه، بلکه بازگشت به عقلانیت انقلابی، خودباوری ملی و حکمرانی فعالانه است. سیاست‌مداری که مسئولیت نمی‌پذیرد، به اندازه دشمن خارجی برای کشور خطرناک است و سیاست و تعاملاتش برای مردم، نتیجه‌ای جز فقر، ناامیدی و وابستگی ندارد. مردم ایران شایسته دولت‌مردانی‌اند که در میدان باشند، نه پشت تریبون‌ها و در بحران، راه‌حل ارائه دهند، نه بهانه. پایان دوران «بدیم بره» نه فقط یک خواست عمومی، بلکه یک ضرورت تاریخی‌ست. اگر اصلاح‌طلبان می‌خواهند در آینده سیاسی ایران جایگاهی داشته باشند، باید از پوسته حرف بیرون بیایند و با شهامت، وارد میدان عمل شوند، وگرنه تاریخ هم آن‌ها را خواهد سپرد به همان جایی که سیاست‌مداران بی‌مسئولیت همیشه به آن تعلق دارند: حاشیه فراموشی!
13:44 - 6 شهریور 1404

3 بازنشر3 واکنش
44٫9k بازدید



1 پاسخ

@pezhman_samani19 شهریور 1404
در پاسخ به
از پیگیری حقوق تا اخراج؛ وقتی سیستم فاسد پاسخگو نیست.من یک کارگرم. وقتی پرسیدم چرا از حقوق من و صدها همکارم در یکی از شرکت های پیمانکاری آبفای البرز، کسورات نامشخص و غیرقانونی کم میشود، این اتفاقات افتاد:حقوقم را کم کردند، سپس قطع کردند و در نهایت با اسناد ساختگی اخراجم کردند.در پیگیری‌هایم فهمید…نمایش بیشتر