پشت پرده واگذاری آینده جنگ آمریکا به ایلان ماسک
چرا تصمیم تازه پنتاگون برای سپردن طراحی آینده جنگ آمریکا به ایلان ماسک و پالمر لاکی، جنجال بزرگی درباره تعارض منافع و نفوذ شرکتهای خصوصی بر تصمیمات نظامی به پا کرده است؟
گروه علم و یشرفت خبرگزاری فارس - گزارش ۶ اکتبر ۲۰۲۶ رادیوی عمومی اورگن از تصمیم پنتاگون برای سپردن مطالعه آینده جنگ به ایلان ماسک و پالمر لاکی خبر داد؛ تصمیمی که اصل آن ۳۰ سپتامبر، همزمان با سخنرانی پیت هگست در کوانتیکو، اعلام شده بود. هگست در آن سخنرانی پروژهای با نام «مِریدین؛ آینده جنگ» را راه انداخت و ماسک، لاکی و نیوت گینگریچ را بهعنوان سه رئیس مشترک آن معرفی کرد. این مطالعه قرار است طی ۱۲۰ روز آینده، فناوریها و توانمندیهایی را که ارتش آمریکا برای میدانهای نبرد آینده به آنها نیاز خواهد داشت، شناسایی و برای توسعه، آزمایش و استقرارشان پیشنهاد ارائه کند.از همین نقطه، یک پرسش جدی شکل میگیرد. دو نفر از سه چهرهای که قرار است درباره آینده جنگ آمریکا نظر بدهند، خودشان در شرکتهایی فعالاند که بخشهایی از همان آینده را میسازند و به دولت میفروشند. ماسک با اسپیسایکس و زیرمجموعههای هوش مصنوعیاش و لاکی با اندوریل که فقط ناظر بازار دفاعی نیستند، بخشی از بازارند و آن هم بازاری بزرگ!
پروژه مریدین فقط یک مطالعه ۱۲۰روزه است
از منظر رسمی، مریدین هنوز یک فرماندهی یا برنامه تسلیحاتی جدید نشده است. یادداشت ۳۰ سپتامبر هگست نیز، مأموریت این پروژه را ترسیم چشمانداز جنگ آینده، شناسایی شکافهای توانمندی و ارائه راهکار برای آغاز توسعه، آزمایش و استقرار قابلیتهای جدید تعریف میکند.در واقع این مطالعه قرار است حوزههایی از هوش مصنوعی، خودمختاری، انرژی هدایتشده، رباتیک و زیستفناوری را بررسی کند و افق آن به همه محیطهای جنگی، از زیرزمین تا فضای نزدیک به ماه، کشیده شده است. همچنین قرار بر این شده که یافتهها حداکثر تا ۲۸ ژانویه ۲۰۲۷ به دفتر وزیر جنگ تحویل شود و خروجی نیز یک گزارش عمومی و یک پیوست محرمانه خواهد داشت. اما همین ساختار، نخستین محدودیت را هم نشان میدهد. بازه ۱۲۰ روزه برای مطالعهای با چنین دامنهای بسیار فشرده است. چراکه قرار است یک تیم خارج از ساختار سنتی پنتاگون در چهار ماه، مسیر تحولات جنگ، شکافهای فناوری و اولویتهای مورد نیاز آمریکا را بررسی و به پیشنهادهای قابل اجرا تبدیل کند.از طرف دیگر، خود هگست در اعلام پروژه تأکید کرده بود که هدف مریدین تدوین دوباره راهبردها و سیاستهای موجود نیست؛ بلکه قرار است مشخص کند کدام حوزهها باید تسخیر شوند و کدام قابلیتها باید به دست آیند. همین تفاوت نشان میدهد خروجی پروژه بیشتر شبیه یک نقشه برای اولویتهای فناوری و تسلیحاتی آینده است تا یک راهبرد جامع نظامی.
تعارض منافع از همین ترکیب شروع میشود
بحث درباره تعارض منافع، صرفاً به این دلیل مطرح نشده که ماسک و لاکی مدیر شرکتهای خصوصیاند. در واقع مسئله این است که حوزهای که آنها قرار است برای آینده آن توصیه بدهند، با حوزههای تجاری خودشان همپوشانی مستقیم دارد.اندوریل پهپادها و سامانههای خودمختار زمینی، دریایی و هوایی تولید میکند. اسپیسایکس نیز در سال ۲۰۲۶ بیش از ۸ میلیارد دلار قرارداد دفاعی آمریکا به دست آورده و شبکه ماهوارهای نظامی استارشیلد یکی از محصولات اصلی آن است. از سوی دیگر، چتبات گروک شرکت xAI نیز در پنتاگون استفاده میشود.در چنین شرایطی، نگرانی اصلی این است که توصیههای آنها هرقدر هم فنی و مستدل باشند، ممکن است در حوزههایی اثر بگذارند که ارزش اقتصادی مستقیمی برای شرکتهایشان ایجاد میکند.ریچارد پینتر، مشاور ارشد سابق اخلاق کاخ سفید در دولت جورج بوش، به همین دلیل درباره این انتخاب هشدار داده است. او استدلال کرده که وقتی افرادی که محصولات دفاعی میفروشند، درباره نیازهای تسلیحاتی آینده اظهار نظر میکنند، انگیزه اقتصادی را نمیتوان از فرآیند تصمیمسازی جدا فرض کرد.
وضعیت حقوقی آنها هنوز روشن نیست
این بخش از ماجرا، از خود حضور ماسک و لاکی مهمتر است!پنتاگون در پاسخ به پرسشهای رادیوی عمومی اورگن اعلام نکرده که این دو بهعنوان کارمند ویژه دولت منصوب شدهاند یا بهعنوان پیمانکار در پروژه حضور دارند و در ضمن این تفاوت فقط تشریفاتی نیست؛ نوع رابطه حقوقی آنها با دولت تعیین میکند چه محدودیتهایی در زمینه تعارض منافع بر آنها اعمال خواهد شد.قانون فدرال آمریکا کارکنان دولت را از مشارکت شخصی و اساسی در موضوع مشخصی که اثر مستقیم و قابل پیشبینی بر منافع مالی خودشان داشته باشد، منع میکند. برای کارکنان ویژه دولت نیز همین چارچوب در شرایط مشخص اعمال میشود و در برخی موارد امکان اخذ معافیت وجود دارد.اما در پرونده مریدین، هنوز معلوم نیست دقیقاً کدام قالب حقوقی اعمال میشود؟! همین ابهام، یک نقطه ضعف مهم ایجاد میکند و قبل از اینکه درباره بیطرفی توصیهها بحث شود، باید معلوم باشد توصیهکنندگان تحت چه قواعدی ملزم به کنارکشیدن از تصمیمهای دارای منفعت مالی هستند.
پنتاگون یک واسطه برای کنترل پروژه گذاشته است
وزارت جنگ آمریکا برای اجرای پروژه، آن را مستقیماً به ماسک یا لاکی نسپرده است. امیل مایکل، معاون وزیر جنگ در امور تحقیق و مهندسی و مدیر ارشد فناوری پنتاگون، مأمور شده پروژه را از طریق مایتر (MITRE) به اجرا بگذارد. این شرکت غیرانتفاعی یکی از مراکز اصلی پژوهش و تحلیل مورد استفاده دولت آمریکاست و مسئول اجرای مطالعه، ارزیابی دادهها و ارائه تحلیل معرفی شده است.وزارت جنگ همچنین گفته مایتر قرار است ورودیهای مختلف را با «دقت فنی» ارزیابی کند و تدابیر مربوط به تعارض منافع و حفاظت اطلاعات را اعمال کند. این یک لایه حفاظتی مهم است؛ چون بهلحاظ ساختاری، تصمیم نهایی قرار نیست صرفاً از ایدههای سه رئیس پروژه بیرون بیاید.اما همین سازوکار یک پرسش تازه ایجاد میکند: اگر مایتر قرار است دادهها و پیشنهادها را غربال کند، وزن واقعی نظر ماسک و لاکی در خروجی نهایی چقدر خواهد بود؟ چرا که در یادداشت یکصفحهای وزارت جنگ، جزئیات محدودی درباره روش امتیازدهی، نحوه حل اختلاف میان اعضای پروژه، معیار انتخاب اولویتها و چگونگی مدیریت توصیههایی که با منافع اقتصادی اعضا همپوشانی دارند، منتشر شده است.
مسئله فقط اخلاق نیست؛ تخصص هم محل بحث است
انتخاب مدیران صنعتی میتواند مزیت مهمی داشته باشد. بخش خصوصی معمولاً سریعتر از ساختارهای دولتی با فناوریهای جدید کار میکند و مدیرانی مانند ماسک و لاکی تجربه مستقیمی در طراحی، تولید و تجاریسازی فناوریهای نوظهور دارند.اما همین مزیت، یک محدودیت بالقوه نیز دارد. یک مدیر شرکت دفاعی معمولاً فناوری را از زاویه محصول، هزینه، تولید، بازار و مزیت رقابتی میبیند، در حالی که ارتش باید همان فناوری را در چارچوب مأموریت، دکترین، لجستیک، آموزش، نگهداری، امنیت، قوانین درگیری و چرخه عمر چند دهساله یک سامانه بسنجد.گزارش دفتر حسابری آمریکا (GAO) درباره خریدهای هوش مصنوعی در دولت آمریکا دقیقاً نشان داده که حتی دستگاههای دولتی در خرید چنین فناوریهایی با کمبود متخصصان فنی برای ارزیابی پیشنهاد شرکتها، دشواری تعیین هزینه واقعی و مسائل مربوط به داده مواجهاند. «GAO» پس از بررسی ۱۳ خرید AI در چهار نهاد فدرال همچنین دریافت این دستگاهها بهطور نظاممند درسآموختههای خریدهای گذشته را ثبت و به اشتراک نمیگذاشتند.این یافته برای مریدین مهم است، زیرا اگر قرار باشد توصیههای این پروژه در نهایت به خریدهای میلیارددلاری تبدیل شوند، باید روشن باشد چه کسی توان ارزیابی مستقل آن فناوری را دارد.
پنتاگون همین حالا هم مشکل پراکندگی دارد
تولد مریدین در طی فرآیندی بوده است که در آن پنتاگون از قبل ساختارهای مختلفی برای سامانههای بدونسرنشین، خودمختاری و هوش مصنوعی ایجاد کرده است.دفتر مدیریت سبد سامانههای بدونسرنشین، گروه جنگ خودمختار دفاعی و جیآیاتیاف-۴۰۱ از جمله ساختارهایی هستند که طی ماههای اخیر برای تسریع توسعه و خرید این فناوریها فعال شدهاند. همزمان، پیت هگست مسیر ایجاد فرماندهی جنگ خودمختار را تا سال ۲۰۲۷ آغاز کرده است.حتی دفتر پاسخگویی دولت آمریکا درباره نیروی دریایی هشدار داده بود که تغییر مکرر اولویتهای مدیریتی، نبود رهبری ثابت و ساختارهای بخشی توسعه سامانههای رباتیک و خودمختار را کند کردهاند. این نهاد توصیه کرده بود این قابلیتها بهصورت یک سبد یکپارچه مدیریت شوند و نقش سازمانها شفافتر شود.
توصیه فناوری باید از آزمون هم عبور کند
حتی اگر مریدین بتواند ظرف ۱۲۰ روز اولویتهای درستی تعیین کند، یک حلقه بعدی باقی میماند: آزمایش.جیایاو در ژوئن ۲۰۲۶ هشدار داد ظرفیت دفتر مدیر آزمایش و ارزیابی عملیاتی وزارت دفاع پس از کاهش نیروی انسانی پایین آمده است. کارکنان باقیمانده برنامههای بیشتری را پوشش میدهند و در برخی حوزهها کمبود تخصص وجود دارد. این دفتر در سال ۲۰۲۵ بر ۱۷۳ برنامه تسلیحاتی نظارت داشت و دفتر حسابرسی آمریکا هشدار داده بود کاهش ظرفیت نظارتی، خطر رسیدن سامانههایی با کاستیهای عملیاتی ثبتنشده به نیروها را بیشتر میکند.اینجا ممکن است مهمترین تناقض پروژه مریدین شکل بگیرد: پیشنهادها میتوانند بسیار سریعتر از ظرفیت آزمون آنها تولید شوند.فناوری هوش مصنوعی نیز این مسئله را تشدید میکند، زیرا عملکرد یک مدل به داده، محیط و شرایط عملیاتی وابسته است. سامانهای که روی یک مجموعه آزمون خوب عمل میکند، لزوماً در محیط متفاوت همان رفتار را ندارد. بنابراین هر توصیهای درباره «نسل آینده جنگ» باید نهایتاً از فیلتر آزمایش، اعتبارسنجی و تجربه عملیاتی عبور کند.
برتری صنعتی، لزوماً برتری نظامی نیست
یکی از جذابترین وعدههای پشت این پروژه، وصلکردن مستقیم نوآوری صنعتی به نیازهای نظامی است. پنتاگون میخواهد زمان فاصله میان ایده، نمونه اولیه و استقرار را کوتاه کند و پروژههایی مانند مریدین دقیقاً برای همین شکاف طراحی شدهاند. هگست نیز در کنار مریدین از ایجاد فرماندهی جدید جنگ خودمختار و تسریع خرید سامانههای بدونسرنشین سخن گفته است.اما تجربه دولت آمریکا در حوزه خرید هوش مصنوعی نشان میدهد سرعت، بدون سازوکار یادگیری و ارزیابی، میتواند نتیجه معکوس بدهد. دفتر حسابرسی آمریکا صریحاً گفته است دستگاههای بررسیشده هنوز بهطور نظاممند تجربههای خریدهای قبلی را ثبت نمیکنند و همین مسئله باعث میشود خطاها و بهترین رویهها بهصورت کامل به خریدهای بعدی منتقل نشوند.در چنین شرایطی، ورود مدیران شرکتهای فناوری به فرآیند تصمیمسازی میتواند سرعت را افزایش دهد، اما همزمان به سازوکارهایی نیاز دارد که استقلال ارزیابی، شفافیت توصیهها و قابلیت مقایسه گزینهها را حفظ کند.
امتحان اصلی در ژانویه آغاز میشود
پروژه مریدین تا اینجا بیشتر از آنکه یک برنامه تسلیحاتی باشد، یک آزمایش سازمانی است: آیا پنتاگون میتواند از تجربه بخش خصوصی برای طراحی آینده جنگ استفاده کند، بدون اینکه مرز میان تصمیم ملی و منفعت تجاری محو شود؟تا ۲۸ ژانویه ۲۰۲۷ باید نخستین پاسخ ارائه شود؛ گزارشی که طبق برنامه عمومی خواهد بود و در کنار آن پیوست محرمانهای نیز تهیه میشود.اما کیفیت آن گزارش فقط با تعداد فناوریهایی که پیشنهاد میکند سنجیده نخواهد شد. مهمتر این است که معلوم شود پیشنهادها چگونه انتخاب شدهاند، چه دادههایی پشت آنهاست، چه گزینههایی کنار گذاشته شدهاند، چه محدودیتهایی برای اعضای دارای منافع تجاری اعمال شده و چه نهادی بعداً این توصیهها را مستقل از طراحانشان آزمایش خواهد کرد.زیرا مسئله این است که وقتی سازندگان فناوری به طراحان نیازهای آینده ارتش تبدیل میشوند، چه سازوکاری تضمین میکند که آینده جنگ فقط به اندازه آینده بازار آنها تعریف نشود؟!بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید. 22:06 - 15 مهر 1405