کریخوانیهای همیشه آبی آقای کارگردان
محمدحسین مهدویان، در هر فیلم و سریالی که میسازد، ردپایی ظریف اما بهیادماندنی از علاقه دیرینه و عمیق خود به تیم فوتبال استقلال بر جای میگذارد. این نشانهها که با بازیگوشی و دقت هنری در دل دیوارها، بکگراندها و جزئیات صحنهپردازی پنهان شدهاند،
محمدحسین مهدویان، در تمامی آثارش نشانههایی از علاقه عمیق و دیرینه خود به تیم فوتبال استقلال به جا میگذارد.این علاقه نه به صورت مستقیم و شعاری، بلکه با ظرافت، بازیگوشی و دقت در جزئیات بصری و صحنهپردازی ظاهر میشود. آنقدری که شاید اگر پیامهای فرهنگی فیلمها را هم همه به همین شکلمنتقل میکردند موفقتر بودند.گویی هر فیلم یا سریالی برای او فرصتی است تا عشق شخصیاش را به شکلی خلاقانه و نامرئی در دل قابها حک کند.این الگو از فیلم ماجرای نیمروز آغاز شد و در ادامه آن، ماجرای نیمروز: رد خون، به وضوح بیشتری رسید. در دقیقه حدود ۵۰ فیلم، در میانه یک صحنه پرتنش میان هادی حجازیفر و محسن کیایی، دوربین بر روی بلوک سیمانی در شهرک اکباتان متوقف میشود.آنجا با خطی درشت و گرافیتیمانند نوشته شده: «استقلال سرور پرسپولیسه»، همراه با قلب کوچکی در زیر آن. این نشانه، به تماشاگران دقیق و هواداران استقلال لبخندی آشنا میزند.
در فیلم لاتاری نیز مهدویان این رویکرد را ادامه داد. در صحنههایی از اتاق شخصیت امیرعلی (با بازی ساعد سهیلی)، پوسترهایی از فرهاد مجیدی و منصور پورحیدری و نمادهای استقلال به نمایش درمیآید و نمایی نسبتاً طولانی به این جزئیات اختصاص مییابد.
اما این علاقه در سریال زخم کاری ابعاد گستردهتری یافت. در فصل اول، قسمت پنجم (دقیقه ۲۱:۴۱)، هنگام ملاقات امیرحسین هاشمی با همسر سابقش، روی دیوار پسزمینه نوشتهای ساده اما معنادار با قلب در پایین آن به چشم میخورد: «استقلال». در فصل سوم (زخم کاری: انتقام)، با ورود شخصیت «اسپاد» (با بازی عرفان ناصری) به یک گیمنت، حاضران شعار «هر کی قرمز بپوشه، آبی سوراخش میکنه» را فریاد میزنند؛ صحنهای که واکنشهایی از سوی هواداران پرسپولیس برانگیخت.
در سریال جدید کلاغ نیز این روند ادامه دارد. در قسمت دوم، دیوارنوشتهای با مضمون «پرسپولیس سوراخ» جانمایی شده که بار دیگر بحثهایی میان هواداران دو تیم ایجاد کرد. مهدویان با این انتخابها، بخشی از واقعیتهای روزمره و کوچهپسکوچههای فوتبالی تهران را به قاب دوربین خود میآورد.
این نشانهها کاملاً عمدی و حسابشده هستند. مهدویان با دقت یک هنرمند، از عناصری همچون پوستر ناصر حجازی در پسزمینه، تصاویر منصور پورحیدری، رنگ آبی خاص در لباس شخصیتهای فرعی، نوشتههای ظریف روی دیوارها یا تیرهای چراغ برق استفاده میکند. در طول فیلمبرداری، در حالی که تیم بر جنبههای تاریخی، دراماتیک و تعلیقی تمرکز دارد، او به تیم هنری اشاره میکند تا فضای مناسبی برای این «ردپای آبی» فراهم شود. سپس با آرامش پشت مانیتور قرار میگیرد و از نتیجه کار لذت میبرد.
در فضای پرهیاهوی سینما و سریالسازی معاصر، که بسیاری از آثار به سمت بیان مستقیم و آشکار گرایش دارند، رویکرد مهدویان متمایز و جذاب است. او آثاری سنگین، تاریخی و اجتماعی میسازد، اما در لابلای جدیت داستانی، فضایی برای شوخیهای طولانی و شخصی با علاقهاش به استقلال باز میکند. این ویژگی نه تنها تماشاگران تیزبین را به جستجوی این جزئیات دعوت میکند، بلکه به هر اثرش لایهای از صمیمیت و شخصیت فردی میبخشد.در پایان، هر فیلم یا سریال مهدویان فراتر از یک روایت صرف است؛ داستانی است که در آن، کارگردان با قلم نامرئی خود، عشق به رنگ آبی را بر در و دیوار و بکگراند قابها مینویسد. تماشاگران نیز هر بار که یکی از این نشانهها را کشف میکنند، با تحسینی همراه لبخند میگویند: «باز هم پیدایش کردی». این بازی آبی، بیتردید در آثار آینده او نیز ادامه خواهد یافت.
17:51 - 24 خرداد 1405