کاسبی یادگاریهای بسیار از خوشنامی و تنها یک تجربه کارگردانی
محمد کاسبی بازیگر خوشنام ایرانی یادگاریهای بسیاری را برای بعد از وفات خود به امانت گذاشته است؛ یادگاریهایی که خاطرات نسلهای بسیاری را ساخته است، از سریالهای بسیار تا تنها یک کارگردانی و البته جملاتی مهم.
خبرگزاری فارس: یادم میآید تازه خبرنگاری نوپا بودم که در برنامهای با کاسبی مواجه شدم؛ فرصتی دست داد تا با او همکلام شوم.جلو رفتم تا مصاحبه کنیم، از خوش رکاب و خوش غیرت گفت، از انتخابهای متفاوتش تا امروز، سوال آخرم از همان تکراریهایی بود که همیشه میپرسند؛ «اگر نکته دیگری دارید بفرمایید.» همه بعد از این سوال تشکر میکردند یا حرفی را میزدند که احتمالا برای کسی سوال نشده بود، سوالم را پرسیدم و منتظر همان جوابهای تکراری بودم تا بساطم را جمع کنم و مصاحبه آماده انتشار را ارسال کنم؛ به تیتر مصاحبه فکر میکردم که محمد کاسبی بجای جواب سوال کرد؛ «اصلا تو برای چی این کارو میکنی؟»جا خوردم؛ مِن مِن کردم تا وقتی که خودش ادامه داد؛ «هر کاری میکنی اگر به نفع کشوره و بهش معتقدی شک نکن، تا تهش برو زیر پر و بالت رو میگیرن!» خیلی مطمئن بود، انگار بارها تجربش کرده بود و بهش ایمان داشت.حالا و در آسمان پرستاره سینمای ایران، نوری خاموش شد که بیش از نیم قرن، راه را برای نسلها روشن کرده بود. محمد کاسبی، آن مرد آرام با چشمانی پر از عمق و احساس، در سن ۷۴ سالگی، پس از تحمل یک دوره بیماری قلبی و تنفسی، چشم از جهان فروبست.
او که در خرداد ۱۳۳۰ در تهران زاده شده بود، نه تنها یک بازیگر برجسته، بلکه نمادی از تعهد هنری و پایبندی به اعتقادات بود – اعتقاداتی که ریشه در عشق به وطن، ارزشهای انقلابی و انسانی داشت. در عصری که هنر اغلب به جریانهای زودگذر تسلیم میشود، کاسبی همچون صخرهای استوار ایستاد؛ او هنر را ابزاری برای بیان حقیقت میدانست، نه وسیلهای برای شهرت. تعهد او به اصول، او را به چهرهای ماندگار تبدیل کرد که حتی در لحظات سخت بیماری، از باورهایش دست نکشید. زندگیاش یک نقش بیپایان در فیلمی به نام تعهد بود.
محمد کاسبی، نمادی از تعهد و درخشش در سینمای ایرانبیوگرافی هنری کاسبی، همچون یک رمان پرپیچوخم است که از دهه ۱۳۶۰ آغاز شد و تا آخرین نفس ادامه یافت. او که فارغالتحصیل رشته بازیگری از دانشکده هنرهای دراماتیک بود، فعالیت خود را با تئاتر شروع کرد و سپس به سینما و تلویزیون قدم گذاشت. بازیگری او، فراتر از تکنیک بود؛ او با هر نقش، بخشی از روح خود را به شخصیت میبخشید و مخاطب را به سفری عمیق در احساسات انسانی میبرد. اما شاید کمتر کسی بداند که کاسبی نه تنها بازیگر درخشانی بود، بلکه استعدادی پنهان در کارگردانی داشت. او تنها یک فیلم را پشت دوربین ساخت: «شنا در زمستان»، اثری که در اوج جنگ ایران و عراق ساخته شد و با سادگی و عمقش، دردهای جامعه را روایت کرد. این فیلم، بر اساس فیلمنامهای از حسین خدایاری، داستان یک معلم را به تصویر میکشد که نشان دهنده دیدگاه اجتماعی کاسبی بود و اتفاقا نقش اصلی فیلم را هم رفیق گرمابه و گلستان کاسبی یعنی مجید مجیدی بازی کرده بود.اگرچه فرصتهای بیشتری برای کارگردانی به او نرسید، اما همین یک اثر کافی بود تا ثابت کند او میتوانست کارگردانی خلاق و متعهد باشد.
از نقش پدر در فیلم پدر (۱۳۷۴) ساخته مجید مجیدی و درخشش او تا جایی که سیمرغ بازیگری در جشنوارهای که پرستویی با لیلی بامن است، الماسی با بانیچاو و جبلی با مرد عینکی نامزد بودند روی شانههای اون نشست.تا حضورهای تأثیرگذار در بایکوت (۱۳۶۴) محسن مخملباف، زنگها (۱۳۶۴) محمدرضا هنرمند، پناهنده (۱۳۷۲) رسول ملاقلیپور، حمله به اچ ۳ (۱۳۷۳) شهریار بحرانی، و مریم مقدس (۱۳۷۹) شهریار بحرانی، کاسبی با تنوع نقشهایش، نشان داد که یک بازیگر چندبعدی است. در تلویزیون نیز، سریالهایی چون خوشرکاب (۱۳۸۱) علی شاهحاتمی – جایی که نقش تقی عشقی را با آن لهجه شیرین و غیرت ایرانیاش جاودانه کرد – و سه در چهار (۱۳۸۷) مجید صالحی، او را به خانههای میلیونها ایرانی برد. این نقشها نه تنها خاطرات کودکی و نوجوانی بسیاری را شکل دادند، بلکه پیامهایی از وفاداری، خانواده و مقاومت را منتقل کردند. کاسبی با بیش از ۵۰ اثر سینمایی و تلویزیونی، بخشی جداییناپذیر از تاریخ هنر ایران شد؛ هنری که او را به عنوان پدر مهربان سینمای ایران میشناختند، مردی بیحاشیه که همیشه در کنار مردم ایستاد.
اوج یادگاری محمد کاسبی، اما فراتر از پرده سینما بود؛ در کلماتی که از عمق دل برمیآمد و بر دلها مینشست.آن لحظه تاریخی که با چشمانی اشکبار از شهید حاج قاسم سلیمانی سخن گفت و اعتراف کرد: من خودم عاشق چشم خمار سردار سلیمانیام. این کلمات، نه تنها ارادت شخصی او را نشان میداد، بلکه پلی میان هنر و ایثار میزد. کاسبی، که خود را وقف ارزشهای انقلابی کرده بود، در آن سخنان، همچون چراغی تابید که راه را برای نسلهای بعد روشن میکند. او حاج قاسم را نمادی از غیرت و عشق به وطن میدانست و بارها در مصاحبهها تأکید کرد که هنرمند باید پای اعتقاداتش بایستد، حتی اگر هزینهای سنگین داشته باشد. این تعهد، او را به چهرهای محبوب در میان انقلابیون تبدیل کرد و نشان داد که هنر واقعی، آن است که با باورهای عمیق آمیخته شود.#محمدکاسبی#محمد_کاسبی 15:06 - 20 مهر 1404