ماه رمضان سال ۹۸ مرز بودمبا یک تلویزیون داغون دیدار آقا با شعراء و دانشجوها را با دقت میدیدمیک سروانی هم اتاقم بودبهم میگفت: معلومه خیلی عاشقیاون با توجه به حالاتم حقیقت را میگفتآقا با طلاب هم دیدار داشتهمون سروان بهم گفت دوست داشتی اونجا باشی؟گفتم: آقا دوست داره من اینجا باشم و این مهمه
