17 دی 1403

دعوایی که نشد...

توی صف بودم. صف فشرده بود. قدم که برداشتم زانوم خالی کرد و نیم قدم عقب رفتم. پشت سریم که به هوای حرکت صف نزدیک شده بود، پاش زیر پام گیر کرد.احساس کردم که شنیدم معذرت خواست. منم دیگه برنگشتم بگم فاصله استاندارد رو نگه دار. ادامه دادم و عبور کردم. چند قدم جلوتر ...
@user17069562129518 دی 1403
در پاسخ به
باسلام وعرض ادب و ارادتخیلی شیوا و روان و تاثیرگزارممنون و سپاس از نگاه زیبای شما🙏🙏
سلام بزرگوار تشکر از توجه و استقبالتون. بسیار برام ارزشمند هست
15:53 - 18 دی 1403

2 واکنش
56 بازدید