وقتی موشک‌ها می‌بارند، نوجوانان چه می‌سازند؟ روایت ۱۲ روز جنگ از زبان نسل امروز

جنگ فقط ویرانیِ ساختمان‌ها نیست؛ زلزله‌ای است در روان آدم‌ها، به‌ویژه نوجوانان و جوانانی که تازه دارند دنیای خود را می‌سازند. مقاله‌ای تازه با روش کیفی و مصاحبه با ۲۴ نوجوان و جوان ایرانی (۱۵ تا ۲۴ سال) در استان تهران، تصویری نادر از ۱۲ روز جنگ ایران و رژیم صهیونیستی ارائه می‌دهد. این پژوهش نشان می‌دهد که نوجوانان در بحران، نه فقط قربانیِ منفعل، بلکه فعالانه معنا می‌سازند، مقاومت می‌کنند و حتی رشد می‌کنند.سه روایت از یک واقعیت تلخنوجوانان جنگ را به سه شکل تفسیر کردند: 1) هیجانی (اضطراب، ترس، فشار روانی)، 2)هویت‌محور (غرور ملی، همبستگی با حکومت، افتخار به توان موشکی) و3)ارزشی/ایدئولوژیک (دفاع حق علیه باطل، جنگ تحمیلی). این تنوع نشان می‌دهد که جنگ در لایه‌های مختلف روان، معناهای متفاوتی برمی‌انگیزد و پیامی که مخابره می‌شود: نمی‌توان برای همه نسخه واحد پیچید؛ باید به پیشینه روانی، هویت و نظام ارزشی هر نوجوان احترام گذاشت.واکنش‌ها: از گوش‌به‌زنگی تا خودمقاوم‌سازیواکنش‌های روانی-رفتاری طیفی از منفی تا مثبت داشتند. در سمت منفی: گوش‌به‌زنگی، بی‌خوابی، اضطراب، وسواس شستشو، ترس از مرگ، خشم، دوسوگرایی (هم‌زمان ترس و غرور). در سمت مثبت: خودمقاوم‌سازی، آمادگی برای هر پیشامد، امید و تاب‌آوری. جالب اینکه بسیاری از نوجوانان با حساسیت‌زدایی و عادی‌سازی (مثل بی‌تفاوتی به صدای پدافند) از شدت اضطراب کاستند. این یک راهبرد بقا است، نه بی‌احساسی.
سه الگوی مقابله‌ای که به کار می‌آیدنوجوانان برای مقابله با جنگ سه راهبرد اصلی داشتند:۱) فاصله‌گیری از واقعیت (دور شدن از اخبار، تمرکز بر محرک‌های دیگر مثل موسیقی یا پروژه).۲) واکنش‌های روانی فعال (آرام‌سازی، شوخ‌طبعی، یادآوری توان ملی، ارتباط‌گیری).۳) واکنش‌های معنوی (روی‌آوردن به قرآن، دعا، مداحی، توکل).این یعنی حتی در بحران، می‌توان ابزارهای معنوی و روانی را فعال کرد. خانواده‌ها نیز نقش کلیدی داشتند: برخی با آرام‌سازی، شادنگه‌داشتن فضا، و شبیه‌سازی با جنگ ۸ ساله؛ و برخی با اضطراب و بی‌کنشی. این مطالعه نشان داد خانواده‌ای که خود مضطرب است، اضطراب را به نوجوان منتقل می‌کند.آینده: بین بیم و امیددر ارزیابی نوجوانان از آینده پنج نیمرخ شناسایی شد:1) نوجوانانی با ابراز رفتارهای معطوف به خود (اصلاح سبک زندگی، تلاش برای کنکور)، 2) نوجوانانی با ابراز رفتارهای اجتماع‌محور (خدمت به جامعه، دفاع از کشور)، 3) نوجوانانی با ابراز نگرانی از غیرقابل پیش‌بینی‌بودن آینده پیش‌رو (دوسوگرایی بین بیم و امید)، 4) نوجوانانی که به گذران روال عادی زندگی ادامه می‌دادند، و 5) نوجوانانی که از پیامدهای منفی جنگ شکوه داشته و کلافه بودند (اختلال در تحصیل و اینترنت). نکته مثبت: بسیاری از نوجوانان گفتند جنگ اولویت‌هایشان را ساده‌تر کرد و به آن‌ها یاد داد قدر زندگی را بیشتر بدانند.
این مطالعه نشان داد جنگ می‌تواند زمینه‌ساز رشد پس‌آسیبی باشد. همبستگی اجتماعی، همدلی، بازنگری در اولویت‌ها و تقویت معنویت، از دستاوردهای غیرمنتظره بحران است. نوجوانان ایرانی نشان دادند که می‌توانند با تاب‌آوری، امید و خلاقیت، حتی در دل موشک‌ها، آینده‌ای بسازند. ظرفیتی خلق شده از دل آسیب برای والدین، معلمان و سیاست‌گذاران تا به جای تمرکز صرف بر آسیب‌ها، بر تقویت تاب‌آوری، معنویت و حمایت خانوادگی سرمایه‌گذاری کنند. جنگ تمام می‌شود، اما روایت نوجوانان از روزهای پرتلاطم و پرالتهاب جنگ، می‌تواند سال‌ها با آن‌ها باقی مانده و از واکنش‌های امروز کنش‌های فردا را رقم بزند.مطالعه بیشتر در مقاله منتشره در شماره 97 نشریه پژوهش‌های مشاوره
17:39 - 23 شهریور 1405

0 بازدید