ذرت آمریکایی یا شاه پهلوی؟!

تصویر ایران در دو سوی این روایت تاریخی، دو مدل متفاوت از رابطه با جهان را پیش روی ما می‌گذارد.
فارس - خط رهبری: اگر یک تراز داشتیم و مقام پادشاهی دوران پهلوی را در یک طرف آن قرار می‌دادیم، وزیرخارجه یک کشور اروپایی، یک مستشار، یک فرمانده نظامی یا شاید یک ذرت آمریکایی در طرف دیگر قرار می‌دادیم؛ ترازو به نفع ذرت آمریکایی پایین می‌رفت. درواقع در یک کلام «سفیران دولتهای مستکبر بایدها و نبایدها را به شاه مملکت ابلاغ می‌کردند و او هم با رغبت یا با بی‌میلی همان‌ها را اجرا می‌نمود تا آنکه انقلاب عظیم ملّت ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) آن بساط را برهم زد.» 6/7/1405
اما این داستان استقلال را اگر فقط به معنای نپذیرفتن فرمان خارجی تعریف کنیم، بخش مهمی از معنای آن را از دست داده‌ایم. استقلال در تجربه ایران اسلامی بیش از همه به معنای تغییر موقعیت ایران در نسبت با جهان است؛ از کشوری که امنیت، اقتصاد، تسلیحات و تصمیم‌های راهبردی‌اش در چارچوب اراده قدرت‌های مسلط تعریف می‌شد، به کشوری که درباره مردمش درباره شیوه زیستن خود تصمیم می‌گیرد. این جابه‌جایی تاریخی پس از حدود 180 سال قدرت تصمیم‌گیری، ایران را به ایرانیان بازگرداند. شاید نقطه آغاز مناسب، قرن نوزدهم باشد؛ دوره‌ای که ایران قاجاری در میان رقابت دو قدرت بزرگ روسیه و بریتانیا قرار گرفت.
جنگ‌های ایران و روسیه و قراردادهای گلستان و ترکمانچای، خاک ایران را پر از اجنبی کرد و در ادامه، قدرت نفوذ این دو بازیگر را در ایران گسترش داد. سن پترزبورگ 1907، غایت این وابستگی را به نمایش گذاشت. دو وزیرخارجه روبه روی یکدیگر نشسته بودند تا کشور ثالثی را پاره پاره و خیرات کنند. نفت جنوب و مسیر هندوستان دست انگلیسی‌ها رسید و طبرستان و شمال برای سربازهای تزار. عشایری که در این روزگار جلوی استعمار جنوب ایستاده بودند، برنو به دست امروز بعد از 120 سال، آمریکایی‌ها را فراری می‌دهند؛ با این تفاوت که آن روز ایران در دو روز اشغال شد و جنگ امروز موجب عزتمندی کشور در جهان شده است.
عناصر استقلال ایرانمولفه استقلال زمانی یک قدرت پایدار می‌سازد که بتواند در میدان عمل از خود دفاع کند. اینجاست که بازوی عملیاتی به نام مقاومت متولد می‌شود. مقاومت محصول نوعی هویت سیاسی است که حاضر نیست حق تصمیم‌گیری خود را به بیرون واگذار کند. برای مثال در چارچوب فکری کنونی، منطقه باید از حیث وجود بازیگران غیرمنطقه‌ای خالی شود تا ملت‌ها به تناسب منافع و هویت خود، مسیر آبادانی را طی کنند؛ وگرنه رژیمی در مقیاس رژیم صهیونیستی با کوتاه قد نگه داشتن کشورها و ایجاد اهرم وابستگی، منطقه را به بند خواهد کشید.
اما سوالی که شکل می‌گیرد این است که چه عناصری در این تغییر چارچوب فکری تابع بودن به ابتکار داشتن، تاثیرگذار هستند؟ دو عنصری که رهبر معظم انقلاب به آن پرداخته‌اند، هویت دینی و آمادگی جامعه است. این یعنی اساسا تولید قدرت سیاسی در مجامع جهانی ابتدا با یک امر اجتماعی قوی معنایابی می‌شود. در این نگاه جامعه به سبب ارزش‌های اسلامی خود، دغدغه‌ای پررنگ برای اقامه حق داشته و وظیفه الهی خود را شکست باطل می‌داند. درواقع وجود ادبیاتی با عناوینی مثل: طاغوت یا استکبار، مسلمان ایرانی را در جایگاه وجوب مبارزه و هویت سیاسی قرار داد که سلطه پذیری از جانب یک اجنبی را شرک در ربوبیت خدا تعبیر می‌کرد.
در عنصر دوم، انسجام و هم‌سرنوشتی مردم ایران اصل و اساس است. ایران عزیزمان، جنگ‌ها، لشگرکشی‌ها، افسانه‌ها و سختی‌های بی‌شماری را در تاریخ خود تالیف کرده است که همه و همه در حافظه‌ی این جامعه انباشت شده است. به همین دلیل اراده‌ی «ماندن» در این جامعه وجود دارد که طی قرن‌ها مسیر مقاومت را برای خود برگزیده است. این ترکیب، درون یک کشور را متراکم و بدنه آن را در برابر خمیدگی مستحکم نگه می‌دارد. تا جایی که «امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا می‌دانند. البته بر اساس محاسبات دنیایی چنین می‌گویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلّق به عترت طاهره صلوات‌الله‌ و سلامه‌ علیهم اجمعین می‌داند و عمده مردمانش دلبسته آن والامقامانند و برای اقامه حق هراسی ندارند را قدرت اوّل جهان می‌داند» 6/7/1405 به عبارت دیگر، عزت کنونی ایران عزیز وامدار جامعه‌ای است که برای رسیدن به استقلال ایستادگی کرد.
از توانایی نه گفتن تا توانایی ساختن گزینه‌های جدیدبروز خارجی استقلال را باید در تغییر شکل روابط با جهان پیرامونی جست‌وجو کرد. ایران وابسته برای تعریف امنیت خود نیازمند تضمین بیرونی بود و بخش مهمی از نیازهای دفاعی و راهبردی خود را از مسیر تعامل با یک قدرت مسلط تأمین می‌کرد، همانطور که 40 درصد کل بودجه خرج خرید تسلیحات می‌شد. اما ایران مستقل می‌کوشد امنیت را درون ظرفیت ملی و منطقه‌ای خود به وجود بیاورد. مسئله اصلی این است که آیا دیگران برای ایران تصمیم می‌گیرند یا ایران با افزایش قدرت خود، در تصمیم‌های دیگران نیز اثر می‌گذارد. این شرایط گذار از یک امنیت اعطا شده به امنیتی است که تولید می‌شود و این ایده را به ملت‌های همسایه نیز صادر می‌کند. ساده‌ترین مثال برای این توضیح، مقوله‌ی تنگه هرمز است. امروز 30 درصد انرژی جهان با مدیریت ایران اسلامی عرضه می‌شود که یک قدرت آفرینی چشمگیر را برایش به ارمغان آورده است. اما اگر امنیت همانند دوران قبل از انقلاب تبدیل به هویجی برسر میله‌ی ساربان می‌شد، درصورت انجام رفتاری خارج از تمایلات و منافع ساربان، به راحتی این نخ بالا کشیده خواهد شد.
در سطح منطقه‌ای، این منطق روشن‌تر بنظر می‌رسد. تنگه هرمز، خلیج فارس و ساحل دریای عمان در قاب مسیرهای راهبردی می‌تواند بر محاسبات امنیتی پیرامون خود اثر بگذارد. اما اهمیت تحلیلی آن در تغییر معنای جغرافیاست: موقعیتی که محل حضور و نفوذ قدرت‌های بیرونی بود، در این روایت به اهرمی برای اثرگذاری ایران بر امنیت و اقتصاد منطقه تبدیل شده است.تفاوت مقاومت با واکنش نیز خود محل تأمل است. واکنش پس از اعمال فشار شکل می‌گیرد و با رفع تهدید فروکش می‌کند، در حالی که مقاومت مبتنی بر هویت قرار است جهت حرکت کشور را نیز تعیین کند. کشوری که فقط برای پاسخ دادن ساخته شده باشد، در زمین طراحی‌شده از سوی دیگران بازی می‌کند؛ اما کشوری که مقاومت را بخشی از راهبرد استقلال بداند، می‌کوشد زمین بازی را تغییر دهد. از این زاویه، استقلال به جز قدرت نه گفتن ؛ توانایی ساختن گزینه‌های تازه به شمار می‌آید.
به عقب برنمی‌گردیم!به این ترتیب، تصویر ایران در دو سوی این روایت تاریخی، دو مدل متفاوت از رابطه با جهان را پیش روی ما می‌گذارد. در یک مدل، قدرت‌های بیرونی درباره حدود مطلوب رفتار ایران تصمیم می‌گیرند، کاپیتولاسیون در مجلس کشور تصویب می‌شود و ایران در ساختار قدرت جهانی عمدتا موضوع سیاست دیگران است؛ در مدل دیگر، ایران با اتکا به هویت خود از موضوع تصمیم دیگران به یکی از بازیگران اثرگذار در شکل دادن به محیط تبدیل می‌شود و از استقلال برای افزایش دامنه انتخاب‌های خود بهره می‌گیرد.
مقاومت در این روایت، فرزند استقلال است؛ چرا که بدون اختیار در تصمیم‌گیری، مقاومت به واکنش‌های مقطعی فروکاسته می‌شود. استقلال نیز بدون مقاومت شکننده می‌ماند زیرا هر استقلالی که نتواند از خود در برابر فشار دفاع کند، در معرض بازگشت به وابستگی قرار می‌گیرد. اما نهایتا نکته بسیار مهم در این باره این است که: «آن روزهای سابق که دشمن ما آرزوی بازگشت به آن را دارد، گذشت و دیگر هیچگاه تکرار نخواهد شد... آن ققنوسی که از خرمن آتش جنگ تحمیلی اوّل برآمد، اینک در اثر فشارهای دشمن و به‌خصوص دو جنگ تحمیلی اخیر، آن‌چنان بزرگ شده است که سایه پروازش بر سرزمین‌های دشمن هم افتاده است.» 6/7/1405
#خط_رهبری #پهلوی #امنیت #استقلالبه منظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب «خط رهبری»، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را می‌توانید از اینجا و در فروشگاه‌های «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
15:36 - 19 اکتبر 2026
خط رهبری

4 بازنشر6 واکنش
54٫4k بازدید




2 پاسخ

@user1772453013838 ساعت پیش
در پاسخ به @Rahbari_Plus
ققنوسی که میر حسین یهودی کشیده بود تعبیر شد.البته با کمی تغییر

@user17907889284716 دقیقه پیش
در پاسخ به @Rahbari_Plus
چت جی پی تی اشتراک پرو